شناخت خدا از راه نعمتها

پرسش:
چرا باید خداوند را از نعمت هایش بشناسیم؟
 
پاسخ:
یکی از بهترین راه های خداشناسی توجه به نعمت های الهی است و ثمره این توجه و معرفت عبادت خدا و تقوای الهی می باشد. برای شکرگذاری حتما باید شناخت دقیقی از نعمت ها و منعم واقعی داشته باشیم که کفران نعمت به نشناختن منعم و استفاده نکردن نعمت های او در راستای فرمان و رضایت او باشد؛ لذا کفران نعمت و نشناختن منعم حقیقی منکری بزرگ است که انسان را به ضلالت و گمراهی می کشاند همانطور که معرفت نعمت های الهی معروفی است که ما را به راه راست و مستقیم و راه نعمت یافتگان هدایت می‌کند؛ پس لذا توجه به نعمت‌هایش معروفی است که‌ ارزش والایی دارد. شناخت هر چه بیشتر نعمت های خدا علاوه بر ستایش و معرفت و محبت الهی،‌ موجب امیدواری و رستگاری و خوشبختی انسان می شود و در قرآن بارها امر شده است که نعمت های پروردگار را یادآوری کن تا به زندگی بهتر و سلامت بیشتر مادی و معنوی دست پیدا کنید. بنابراین به وسیله نعمت ها آثار و برکات زیادی به دست می آيد که به طور خلاصه به شرح ذیل می باشد:
 
 
۱- حمد پروردگار ستایش خدای متعال از نخستین آثار یادآوری و معرفت نعمت های او به شمار می‌رود. توجه کردن به نعمت های گسترده الهی موجب می گردد فرد بی اختیار زبان خویش را به حمد و ثنای پروردگار بگشاید و از خدای خویش به نیکی یاد کند. امام علی (علیه السلام) خطاب به مردم، ضمن توجه دادن ایشان به گوشه ای از نعمات فراگیر الهی، آنها را به حمد زیاد او فرا می خوانند: «اوصیکم ایّها النّاس بتقوی اللّه و کثره حمده علی آلائه الیکم و نعمائه علیکم و بلائه لدیکم فکم خصّکم بنعمه و ندارککم برحمه اعورتم له فسترکم و تَعَرَّضتم لاخذه فَاَمهلکم؛ اى مردم! من شما را به تقوا و پرهيزكارى و شكر فراوان خداوند بر نعمتها و احسان و رحمتش كه بر شما فرو باريده و بر آزمايشهايش نزد شما سفارش مى‌كنم! چه بسيار نعمتهايى كه ويژه شما قرار داده وشما را به رحمت خويش مورد عنايت خاص گردانيده. شما عيبهاى خود را آشكار كرديد و او پوشانيد و خويش را در معرض مؤاخذه او قرار داديد، امّا به شما مهلت داد!» (۱)
 
 
۲- شکرگزاری همچنان که غفلت و فراموشی نعمت ها زمینه را برای ناسپاسی فراهم می‌سازد، به خاطر آوردن الطاف بی شمار الهی نیز موجبات شکر و سپاس بنده از خدای خویش را مهیا می کند. «شکر» از نظر لغوی به معنای اظهار تقدیر و تجلیل در برابر نعمت ظاهری و معنوی است که از منعم به فرد برسد . امام خمینی (ره) در کتاب چهل حدیث خود شکر را یک حالت نفسانیه می داند که در اثر معرفت منعم و نعمت، و اینکه آن نعمت از منعم است، به وجود می آید.(۲) استاد شهید مرتضی مطهّری نیز در توضیح دقیق معنای شکر قدردانی، اندازه شناسی و حق شناسی را حقیقت شکر می داند که با لفظ شکر متفاوت می باشد. ایشان لازمه شکرگزاری را درست استفاده کردن از نعمت بیان می نماید. (۳) هشام بن احمر می گوید در اطراف مدینه به همراه امام موسی کاظم (علیه السلام) حرکت می کردم که حضرت از مرکب خود به زیر آمد و به سجده افتاد. سجده به طول انجامید تا آنکه حضرت سر بلند کرد و سوار بر مرکب گردید. عرض کردم: فدایت شوم، چرا سجده شما طولانی شد؟ فرمود: «انّنی ذکرت نعمه انعم اللّه بها علی فاحببت ان اشکر ربی: به یاد یکی از نعمت هایی افتادم که پروردگار ارزانی ام داشته بود، دوست داشتم شکر آن نعمت را به جای آورم.» (۴) یاد نعمت ها زمینه شکر و قدرشناسی از آن را فراهم کرده و موجب می شود تا فرد بهتر بتواند گوشه ای از عطایای خداوند را به دیگران معطوف سازد. لذا خداوند در قرآن می فرماید: «و اما بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ؛ و از نعمت پروردگار خويش [با مردم] سخن گوى.» (۵)
 
 
۳- محبت و عشق به خداوند نگاه دقیق و عمیق به نعمات الهی که خداوند به بندگان خود ارزانی داشته برای انسان عاقل نوعی علاقه و ارتباط با خالق مهربان به وجود می آورد. انسان اهل فکر و تفکر با یاد آوری نعمتهای الهی و پی بردن به ذات احدیّت ، عشق و محبت به ذات او پیدا میکند،چون یکی از خصوصیات آدمی آن است که نسبت به لطف و احسان دیگران در حق او ، ایجاد نوعی محبت و علاقه در قلب خود نسبت به آن ها کرده و در پرتو آن، به صفات احسان کننده نزدیک میشود و سعی میکند تا با او انس و دوستی داشته باشد ، حال اگر این احسان کننده خدای متعالی باشد که نعمت حیات ، عقل، خانواده، سلامتی و بی نهایت نعمتهایی که به ما لطف کرده است ؛ انسان با وجدان را عاشق و مطیع خود میکند و به طور ناخواسته در شخص عاشق تجلّی می یابد.بر این اساس، اگر فردی به موجودی با کمال محبت ورزد، کمال محبوب به وی تسّری می یابد و چنانچه محبت خود را معطوف به موجودی پست و عاری از کمالات ارزشمند سازد، در اندک زمانی تجلّی صفات وی را در خود احساس خواهد کرد. خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد: «احببنی و حبّبنی الی خلقی. قال موسی: یا ربّ انّک لتعلم انه لیس احدٌ احبّ الی منک، فکیف لی بقلوب العباد؟ فاوحی اللّه الیه فذکّرهم نعمتی و آلایی فانّهم لایذکرون منّی الّا خیرا؛ مرا دوست بدار و مرا محبوب مخلوقاتم گردان. موسی گفت: پروردگارا تو می دانی که کسی محبوب تر از تو در نزد من نیست. اما چگونه دل بندگانت را متوجه تو سازم؟ پس خدا به او وحی کرد: نعمتم را به یاد ایشان آور که آنان مرا جز به خیر یاد نخواهند کرد.» (۶) خداوند متعال در پاسخ به همین سؤال حضرت داود نیز رمز محبت خدا را خاطرنشان کردن نعمت ها برای مردم دانسته است: «اذکرهم ایادی عندهم، فانّک اذا ذکرت ذلک لهم احبّونی ؛ نعمت های مرا به یاد ایشان آور؛ چراکه هر گاه چنین کنی مرا دوست خواهند داشت.» (۷) اینکه در ادعیه شورانگیزی همچون «مناجات شعبانیه»، دعای «عرفه»، دعای «کمیل» و دعای «ندبه» از این روش استفاده شده، دلیل بر اهمیت آن در جهت تشدید محبت الهی است.
 
 
۴- عبادت معرفت نعمت های خداوند زمینه را برای عبادت و بندگی او فراهم می سازد. از این رو، خدای متعال پس از متذکر شدن اعطای نعمت کوثر به پیامبر خویش، او را به انجام عباداتی همچون نماز و قربانی کردن در سوره کوثر فرا می خواند: «اِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ؛ ما به تو کوثر [خیر و برکت فراوان] عطا کردیم! پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن!» (۸) عبادتی که با یاد نعمت های خداوند و به شکرانه آن تحقق یابد، برترین نوع عبادت محسوب می شود؛ چنان که امیرمؤمنان (علیه السلام)فرمودند: «انَّ قَوْما عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْما عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْما عَبَدُوا اللَّهَ شُکْرا فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْأَحْرَارِ؛ گروهی در عبادت و اطاعت انگیزه رغبت و میل دارند و برای دست یابی به منافع اخروی خدا را عبادت می نمایند که این رقم عبادت، عبادت تجّار و بازرگانان است که هدفْ سودجویی است. گروهی دیگر به خاطر ترس از عذاب، خدا را عبادت می کنند، این هم عبادت بردگان است. گروهی هم از روی شکر و انگیزه سپاس از نعمت های فراوان خداوندی عبادت خود را انجام می دهند و این عبادت آزادمردان است.» (۹)
 
 
۵- تقوا یاد نعمت های الهی حیایی ایجاد می کند که فرد را از ارتکاب گناه بازمی دارد. امام علی (علیه السلام) در بیان ارتباط یاد کردن نعمت ها و تقوا می فرمایند: «فاتّقوا اللّه الّذی نفعکم بموعظته و وعظکم برسالته و امْتَنَّ علیکم بنعمته؛ بنابراين از خداوندى بترسيد كه با پند و اندرزش به شما سود بخشيده، به وسيله رسالتش شما را اندرز داده و با نعمتش بر شما منّت گذارده؛ خويشتن را براى پرستش او خاضع سازيد و با انجام وظايف؛ حقّ اطاعتش را به جا آوريد.» (۱۰) در حدیثی دیگر، آن حضرت خودداری از گناه را کمترین حقی می دانند که فرد موظف به رعایت آن در برابر نعمت های الهی است: «اقل ما یلزمکم اللّه الّا تستعینوا بنعمه علی معاصیه؛ كمترين حقّى كه براى خدا رعايتش لازم است اين كه با استمداد از نعمتهايش نافرمانيش نكنيد.» (۱۱) تأثیر به خاطر آوردن نعمات الهی در پیش گیری از گناه، به خوبی در داستان حضرت یوسف (علی نبینا و آله و علیه السلام) قابل مشاهده است. خداوند این ماجرا را چنین ترسیم می کند: «وَ رَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَن نِفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ؛ و آن زن که یوسف در خانه او بود، از او تمنّای کامجویی کرد؛ درها را بست و گفت: بیا (به سوی آنچه برای تو مهیاست!) (یوسف) گفت: پناه می برم به خدا! او صاحب نعمت من است؛ مقام مرا گرامی داشته؛ مسلّما ظالمان رستگار نمی شوند.»(۱۲) بنابراین، در موقعیتی که همه چیز برای ارتکاب گناه فراهم بود، یاد نعمت خدا که او را از قعر چاه به اوج رسانده بود، مانع انجام نافرمانی خدا شد.
 
 
۶- امیدواری فردی که متذکر نعمات گسترده الهی در سراسر عمر گذشته خویش است، دغدغه ای در مورد آینده نداشته و با کمال امیدواری به آینده می نگرد. امید به آینده که در پرتو یادآوری نعمت ها میسر می شود، منحصر به زندگی کوتاه دنیوی نیست و حیات جاودان پس از مرگ را نیز دربر می گیرد. بر این اساس، در ادعیه معصومان (علیهم السلام) مشاهده می کنیم که آن بزرگواران هرگونه نگرانی در مورد آینده را با نگاه به گذشته سرشار از لطف الهی، از دل می زدایند. برای مثال، ائمّه اطهار (علیهم السلام) در مناجات دلنشین «شعبانیه» چنین زمزمه می کنند: «الهی لم یزل برّک علی ایّام حیوتی فلا تقطع برّک عنّی فی مماتی. الهی کیف آیس من حسن نظرک لی بعد مماتی و انت لم تُوَلّنی الّا الجمیل فی حیاتی؛ خدایا پیوسته در دوران زندگی نیکی تو بر من می رسد، پس نیکی ات را در هنگام مرگ از من مگیر. خدایا من چگونه مأیوس شوم از اینکه پس از مرگ مورد حسن نظر تو واقع گردم، در صورتی که در دوران زندگی ام جز به نیکی سرپرستی ام نکردی.» (۱۳)
 
 
۷- فلاح و رستگاری ثمره نهایی یادآوری نعمت های خداوند متعال؛ فلاح است. «فلاح» به معنای نجات از شرور و ادراک خیر و صلاح است که معادل آن در فارسی، واژه «رستگاری» می باشد.آثار و برکات پیش گفته که در اثر به خاطر آوردن نعمت ها حاصل شده بود، زمینه موفقیت نهایی و نیل به سعادت را برای متربّی فراهم می سازد. از این رو، خداوند متعال به بندگان ذاکر بشارت می دهد و می فرماید: «فَاذْکُرُواْ آلاء اللّهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛ پس نعمت های خدا را به یاد آورید، شاید رستگار شوید.» (۱۴) چرا که انسان عاقل و باوجدان با دقت و تدبّر در نعمت های الهی قطعا مسیر زندگی الهی به رویش باز خواهد شد و همه چیز را نعمت از جانب خدا خواهد دید و این راه خداشناسی از بهترین راههای معرفت یکتا پرستی و ربوبیّت است.
 
 
 
پی نوشت ها:
۱. مكارم شيرازى، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان، مدرسه الامام على بن ابى طالب، ۱۳۸۴، قم‌، خطبه ۱۸۸، صفحه ۴۳۲.
 
۲. (امام) خمینی، سید روح الله، شرح چهل حدیث، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ۱۳۸۰، قم، چاپ ۲۴، صفحه ۳۴۴.
 
 
۳. مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، صدرا، ۱۳۸۹، تهران، جلد ۳، صفحه ۱۲.
 
۴. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶، سوم، تهران، جلد ۴۸ صفحه ۱۶۱.
 
۵. سوره ضحی، آیه ۱۱.
 
۶. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶، سوم، تهران، جلد ۱۳ صفحه ۳۵۲.
 
۷. همان، جلد۱۴ صفحه ۳۸.
 
۸. سوره کوثر، آیات ۱- ۳.
 
۹. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶، سوم، تهران، جلد۶۷ صفحه ۱۹۶.
 
۱۰. مكارم شيرازى، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان، مدرسه الامام على بن ابى طالب، ۱۳۸۴، قم‌، خ ۱۹۸، صفحه ۴۸۶.
 
۱۱. همان، حکمت ۳۳۰، صفحه ۸۱۸.
 
۱۲. سوره یوسف، آیه ۲۳.
 
۱۳.قمی، شیخ عباس، کلیات مفاتیح الجنان، اسوه، تهران، صفحه ۱۵۶(مناجات شعبانیّه).
 
۱۴. سوره اعراف، آیه ۶۹.