دروغ و بد قولی در جامعه اسلامی

پرسش:

چرا در جامعه دروغ و بدقولی زیاد شده است؟

پاسخ:

 گذشته از آمار دقیق میزان رواج دروغ در جامعه و ضمن اعتراف به وجود نسبی آن به بررسی عوامل آن میپردازیم:

ضعف ایمان و اخلاق: ایمان به خداوند و تخلق به مکارم اخلاقی به تنهایی میتواند در هر شرایطی فرد را از دروغگویی حفظ کند. بنابراین ضعف ایمان و اخلاق مهم ترین عامل رواج دروغ در جامعه است و بقیه عوامل تنها در سایه این عامل میتوانند فرد را به دروغ وادار کنند.
خداوند متعال میفرماید:

«اِنَّما یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِآیاتِ اللهِ وَاُولئِکَ هُمُ الْکاذِبُونَ؛ تنها کسانى دروغ مى بندند که به آیات خدا ایمان ندارند. ( آرى ) دروغگویان واقعى آنها هستند.«(1)

«سُئِلَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) یَکُونُ الْمُؤْمِنُ جَباناً؟ قالَ: نَعَمْ. قِیلَ: وَ یَکُونُ بَخِیلا؟ قالَ: نَعَمْ. قِیلَ: وَ یَکُونُ کَذّاباً؟ قالَ: لا؛ از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) پرسیدند: آیا آدم با ایمان ممکن است ترسو باشد؟ فرمود: آرى. پرسیدند: آیا ممکن است بخیل باشد؟ فرمود: آرى. پرسیدند: آیا ممکن است دروغگو باشد؟ فرمود: نه» (2).

دروغگویی علاوه بر ضعف ایمان روابط بسیار پیچیده و ظریفی با برخی عوامل و پدیده های دیگر برقرار میکند. 

توسعه فردیت محوری و منفعت طلبی: یکی از بزرگ ترین مشکلات در مسیر توسعه و پیشرفت نداشتن نگاه منافع جمعی و انحصار طلبی و خودمحوری است. در این نگاه کوتاه بینانه فرد توجهی به سرنوشت مشترک جامعه و تاثیر و تاثرات افراد بر یکدیگر ندارد و تنها به فکر رسیدن به منافع مقطعی و کوتاه مدت است اگرچه چند برابر ضرر به جامعه وارد سازد. ترویج چنین نگاهی توسل به دروغ را برای رسیدن به اهداف جایز و طبیعی می شمارد.

واگیری اجتماعی: دروغ آسیب و رذیله ای است که در بستر جامعه به صورت تصاعدی رشد و افزایش پیدا میکند. چرا که هر دروغ حداقل در یک رابطه دو طرفه شکل میگیرد و به یادگیری و تکرار متقابل منجر میشود. 

حکومت های استبدادی: چنین حکومت هایی برای توجیه عملکرد منفی و شکست های خود به دامن زدن به تملق و دروغ و خرافات روی می آوردند. همانطوری که در دوران قاجار شاهد آن بوده ایم. 

موانع و مشکلات در مسیر دستیابی به اهداف: زمانی که مسیرهای طبیعی و درست برای رسیدن به اهداف و موفقیت ها با موانع زیاد روبرو باشد برخی از افراد مسیرهای میان بر را انتخاب میکنند حتی اگر لازم باشد پا بر روی ارزش ها گذارند.

خوش باوری و اعتماد: دروغ تنها زمانی میتواند کارکرد داشته باشد که مورد پذیرش قرار گیرد. در غیر این صورت انگیزه و فائده ای برای دروغگو به دنبال نخواهد داشت. بنابراین پذیرش دروغ که ناشی از خوش باوری است میتواند به رواج آن منجر شود. 

نداشتن شخصیت رئال و واقع گرایانه: عدم پذیرش فرد نسبت به خطاها و کاستی های خود و دیگری باعث میشود تلاش کند به صورت مدام خود را با ایده آلی فرضی و ذهنی تطبیق دهد و به تظاهر و توجیه که از مهم ترین زمینه های دروغ پردازی است روی بیاورد. 

و اما درباره بدقولی باید گفت که این رذیله دو حالت کلی دارد. در حالت اول فردی که قول میدهد از همان ابتدا نیت عمل کردن به قول خود را ندارد. این نوع از بدقولی یکی از اقسام دروغ است و همه آنچه درباره دروغ صدق میکند درباره آن نیز صادق است. اما در نوع دوم قولی داده میشود و فرد قصد عمل به آن را دارد ولی در ادامه از انجام آن منصرف میشود و تعهد خود را نادیده میگیرد. این نوع از بدقولی اگرچه دروغ محسوب نمی شود اما برخی آن را حرام میدانند. 

ریشه های بدقولی را میتوان در:

یادگیری در خانواده و اجتماع
عدم محاسبه توان و زمان در دادن تعهد
ضعف شخصیت و عزت نفس که باعث میشود به راحتی فرد حرف خود را زیر پا بگذارد
عدم توانایی در گفتن "نه" و تلاش برای راضی کردن همه با حرف

جستجو نمود.

پی نوشت ها:
1. نحل/ 105 .
2. مجلسی، محمد باقر(1110ق)، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ج72، ص262. 

 

http://www.askdin.com/showthread.php?t=65309&p=1025658&viewfull=1#post1025658