آیا جا به جا کردن کوه آسانتر از تغییر انسان است

پرسش:
حدیثی با این مضمون از حضرت علی (علیه السلام) هست که جا به جا کردن کوه آسانتر از تغییر انسان هست اولا اگر لطف کنید حدیث دقیق را بنویسید و ثانیا آدرس دقیق آن را هم بفرمایید و ثالثا اگر توضیحی در این باره دارید مستفیض فرمایید.

 

:پاسخ

روایت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد:
 إِذَا سَمِعْتُمْ بِجَبَلٍ زَالَ عَنْ مَکَانِهِ فَصَدِّقُوا، وَ إِذَا سَمِعْتُمْ بِرَجُلٍ تَغَیَّرَ عَنْ خُلُقِهِ  فَلَاتُصَدِّقُوا بِهِ، وَ إِنَّهُ یَصِیرُ إِلَى مَا جُبِلَ عَلَیْهِ (1) اگر شنیدید کوهى از جاى خود تکان خورده باور کنید و اگر شنیدید کسى از خوى خویش دست بر داشته باور مکنید زیرا عاقبت به فطرت خویش باز می‌گردد.»
بحث در مورد امکان و یا عدم امکان تغییر اخلاق انسانی است که هر کدام از این دو نظریه برای خود قائلینی دارد:
قول حق آن است که اخلاق انسانی قابل تغییر می باشد.

 

زیرا نفس مساله بعثت انبیا و ارسال رسل و انزال كتب آسمانی و بطور كلی ماموریتی كه آنها برای هدایت و تربیت همه انسانها داشتند، محكمترین دلیل بر امكان تربیت و پرورش فضائل اخلاقی در تمام افراد بشر است.

 

آیاتی مانند: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (2) اوست خدایی که میان عرب امّی (یعنی قومی که خواندن و نوشتن نمی‌دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت که بر آنان آیات وحی خدا تلاوت می‌کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک می‌سازد و شریعت و احکام کتاب سماوی و حکمت الهی می‌آموزد و همانا پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی آشکار بودند»، نشان می دهد كه هدف از ماموریت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هدایت و تربیت و تعلیم و تزكیه همه كسانی بود كه در «ضلال مبین» و گمراهی آشكار بودند.

 

  همچنین تمام آیاتی كه خطاب به همه انسانها به عنوان «یا بنی آدم» و «یاایها الناس» و «یاایها الانسان»، و «یا عبادی» می باشد و مشتمل بر اوامر و نواهی و مسائل مربوط به تهذیب نفوس و كسب فضائل اخلاقی است، بهترین دلیل بر امكان تغییر «اخلاق رذیله» و اصلاح صفات ناپسند است، در غیر این صورت، عمومیت این خطابها لغو و بیهوده خواهد بود.
 آیاتی كه با صراحت تشویق به تهذیب اخلاق می كند و از رذایل اخلاقی بر حذر می دارد نیز دلیل محكمی است بر امكان تغییر صفات اخلاقی، مانند این آیه شریفه:
«قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا،وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا (3) هر كس نفس خود را تزكیه كند رستگار شده، و آن كس كه نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده سازد نومید و محروم گشته است»

تعبیر به «دسیها» نشان می دهد كه طبیعت انسان بر پاكی و تقوا است و آلودگیها و رذائل اخلاقی از خارج بر انسان نفوذ می كند و هر دو قابل تغییر و تبدیل است.
در آیه سوره فصلت می خوانیم: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ(4) بدی را با نیکی دفع کن ناگهان (خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمن است گویی دوست گرم و صمیمی تو است.»  پرسش:
حدیثی با این مضمون از حضرت علی (علیه السلام) هست که جا به جا کردن کوه آسانتر از تغییر انسان هست اولا اگر لطف کنید حدیث دقیق را بنویسید و ثانیا آدرس دقیق آن را هم بفرمایید و ثالثا اگر توضیحی در این باره دارید مستفیض فرمایید.

 

روایت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد:
 إِذَا سَمِعْتُمْ بِجَبَلٍ زَالَ عَنْ مَکَانِهِ فَصَدِّقُوا، وَ إِذَا سَمِعْتُمْ بِرَجُلٍ تَغَیَّرَ عَنْ خُلُقِهِ  فَلَاتُصَدِّقُوا بِهِ، وَ إِنَّهُ یَصِیرُ إِلَى مَا جُبِلَ عَلَیْهِ (1) اگر شنیدید کوهى از جاى خود تکان خورده باور کنید و اگر شنیدید کسى از خوى خویش دست بر داشته باور مکنید زیرا عاقبت به فطرت خویش باز می‌گردد.»
بحث در مورد امکان و یا عدم امکان تغییر اخلاق انسانی است که هر کدام از این دو نظریه برای خود قائلینی دارد:
قول حق آن است که اخلاق انسانی قابل تغییر می باشد.

 

زیرا نفس مساله بعثت انبیا و ارسال رسل و انزال كتب آسمانی و بطور كلی ماموریتی كه آنها برای هدایت و تربیت همه انسانها داشتند، محكمترین دلیل بر امكان تربیت و پرورش فضائل اخلاقی در تمام افراد بشر است.

 

آیاتی مانند: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (2) اوست خدایی که میان عرب امّی (یعنی قومی که خواندن و نوشتن نمی‌دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت که بر آنان آیات وحی خدا تلاوت می‌کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک می‌سازد و شریعت و احکام کتاب سماوی و حکمت الهی می‌آموزد و همانا پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی آشکار بودند»، نشان می دهد كه هدف از ماموریت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هدایت و تربیت و تعلیم و تزكیه همه كسانی بود كه در «ضلال مبین» و گمراهی آشكار بودند.

 

  همچنین تمام آیاتی كه خطاب به همه انسانها به عنوان «یا بنی آدم» و «یاایها الناس» و «یاایها الانسان»، و «یا عبادی» می باشد و مشتمل بر اوامر و نواهی و مسائل مربوط به تهذیب نفوس و كسب فضائل اخلاقی است، بهترین دلیل بر امكان تغییر «اخلاق رذیله» و اصلاح صفات ناپسند است، در غیر این صورت، عمومیت این خطابها لغو و بیهوده خواهد بود.
 آیاتی كه با صراحت تشویق به تهذیب اخلاق می كند و از رذایل اخلاقی بر حذر می دارد نیز دلیل محكمی است بر امكان تغییر صفات اخلاقی، مانند این آیه شریفه:
«قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا،وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا (3) هر كس نفس خود را تزكیه كند رستگار شده، و آن كس كه نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده سازد نومید و محروم گشته است»

تعبیر به «دسیها» نشان می دهد كه طبیعت انسان بر پاكی و تقوا است و آلودگیها و رذائل اخلاقی از خارج بر انسان نفوذ می كند و هر دو قابل تغییر و تبدیل است.
در آیه سوره فصلت می خوانیم: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ(4) بدی را با نیکی دفع کن ناگهان (خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمن است گویی دوست گرم و صمیمی تو است.»  
این آیه بخوبی نشان می دهد كه عداوت و دشمنی های عمیق كه در خلق و خوی انسان ریشه دوانده باشد، با محبت و رفتار شایسته ممكن است تبدیل به دوستی های داغ و ریشه دار شود؛ اگر اخلاق، قابل تغییر نبود، این امر امكان نداشت.

 

آن دسته از افرادی که قائل به عدم امکان تغییر خلقیات انسانی هستند، به حدیث فوق استدلال می نمایند. در حالی که مراد حضرت، از این فرمایش آن نیست که نمی‌توان اخلاق فرد را تغییر داد، بلکه مقصود این است  کسی که سالها به خلقی عادت نموده و اکنون عمری از تغییر دادن اخلاقش گذشته، دشوار است که خلقش تغییر نماید.
پی نوشت:
1.
پاينده، ابو القاسم‏،نهج الفصاحة،دنياى دانش،تهران‏، ص195.
2. جمعه/2
.
3.شمس/9-10
.
4.فصلت/34.

این آیه بخوبی نشان می دهد كه عداوت و دشمنی های عمیق كه در خلق و خوی انسان ریشه دوانده باشد، با محبت و رفتار شایسته ممكن است تبدیل به دوستی های داغ و ریشه دار شود؛ اگر اخلاق، قابل تغییر نبود، این امر امكان نداشت.

 

آن دسته از افرادی که قائل به عدم امکان تغییر خلقیات انسانی هستند، به حدیث فوق استدلال می نمایند. در حالی که مراد حضرت، از این فرمایش آن نیست که نمی‌توان اخلاق فرد را تغییر داد، بلکه مقصود این است  کسی که سالها به خلقی عادت نموده و اکنون عمری از تغییر دادن اخلاقش گذشته، دشوار است که خلقش تغییر نماید.
پی نوشت:
1.
پاينده، ابو القاسم‏،نهج الفصاحة،دنياى دانش،تهران‏، ص195.
2. جمعه/2
.
3.شمس/9-10
.
4.فصلت/34.

http://askdin.com/comment/1032852#comment-1032852