ترجمه حدیث «يا بني النساء أربعة ثنتان صالحتان و ثنتان ملعونتان فأما إحدى الصالحتين فهي ...» چیست؟

سؤال:
ترجمه جدیث «يا بني النساء أربعة ثنتان صالحتان و ثنتان ملعونتان فأما إحدى الصالحتين فهي الشريفة في قومها الذليلة في نفسها التي إن أعطيت شكرت و إن ابتليت صبرت القليل في يديها كثير الصالحة في بيتها و الثانية الودود الولود تعود بخير على زوجها هي كالأم الرحيم تعطف على كبيرهم و ترحم صغيرهم و تحب ولد زوجها و إن كانوا من غيرها جامعة الشمل مرضية البعل مصلحة في النفس و الأهل و المال و الولد فهي كالذهب الأحمر طوبى لمن رزقها إن شهد زوجها أعانته و إن غاب عنها حفظته و أما إحدى الملعونتين فهي العظيمة في نفسها الذليلة في قومها التي إن أعطيت سخطت و إن منعت عتبت و غضبت فزوجها منها في بلاء و جيرانها منها في عناء فهي كالأسد إن جاورته أكلك و إن هربت منه قتلك و الملعونة الثانية فهي عند زوجها و ميلها في جيرانها فهي سريعة السخطة سريعة الدمعة إن شهد زوجها لم تنفعه و إن غاب عنها فضحته فهي بمنزلة الأرض النشاشة إن أسقيت أفاضت الماء و غرقت و إن تركتها عطشت و إن رزقت منها ولدا لم تنتفع به يا بني لا تتزوج بأمة فيباع ولدك بين يديك و هو فعلك بنفسك‏» (الاختصاص، ص 336؛ بحار الأنوار، ج 13، ص 429) چه است؟

پاسخ:
مطلب مورد اشاره شما بخشی از وصایای منسوب به لقمان حکیم است که به صورت مرسل [یعنی بدون سند] در کتاب الاختصاص نقل شده است و آغازش چنین است:
بعض وصايا لقمان الحكيم لابنه:
بسم الله الرحمن الرحيم عن الأوزاعي أن لقمان الحكيم رحمه الله...‏
بحارالانوار، در جلد 13، صفحه 429 این روایت را از کتاب اختصاص نقل کرده است.
این روایت تا جایی که بنده بررسی کردم، تنها در کتاب اختصاص آمده و در سایر کتب روایی، اثری از آن نیست! با توجه به این مطالب، نگاهمان به این روایت، نگاهی متن محوری، و محتوایی خواهد بود و اگر پرسشی باشد ناچاریم با سنجش محتوایی، درستی یا نادرستی آن را بررسی نماییم.

معنای روایت چنین است که لقمان به فرزندش می‌گوید: زنان چهار دسته هستند که دو گروهش صالح و درستکار هستند، و دو گروه دیگر، از رحمت خدا به دور هستند!
یکی از آن دو گروه صالح، زنانی است که در میان قوم خود شریف و بزرگوار هستند اما خود آن زن آدم فروتن و متواضعی است و خودش را بزرگ نمی‌بیند و تکبر نمی ورزد، اگر نعمتی به او رسد شکرگزاری می‌کند و اگر به مصیبتی گرفتار آید، شکیبایی می‌ورزد. چیز کم در دستان او زیاد است (شاید منظور این است که از مال کم شکوه نمی‌کند و یا اینکه دستش پر خیر و پرکت است). در خانه‌اش [نیز] فردی صالح و درستکار است.
دومین گروه زنان صالح، زنانی هستند که شوهردوست هستند و توانایی اولاد دارند و با همسرشان نیک رفتار اند و همانند مادری مهربان می‌مانند که به بچه‌های بزرگ‌تر مهربانی نموده و به فرزندان خردسال ترحم می‌نماید. او فرزندان شوهرش را دوست می‌دارد اگر چه فرزندان همسر دیگر باشند. صفات نیک دارد و مورد رضایت شوهر است و از نظر نفسانی انسانی درستکار است و رعایت مال و اولاد همسر را دارد. این زن همانند طلای سرخ است، خوشا به حال کسانی که چنین همسری دارند. اگر شوهرش در کنارش باشد او را یاری می‌کند و اگر غایب باشد [و مثلا به مسافرتی رفته باشد، از جهت عفاف و پاکدامنی و رعایت مال و اولاد او] نگاهبانی‌اش می‌نماید.
و اما یکی از آن دو گروه زنانی که از رحمت خدا به دور هستند، زنی است متکبر و خودپسند که در میان قومش هم [به سبب اعمال و رفتارش] خوار و حقیر است. اگر نعمتی به او برسد و چیزی به او بدهی، قدرش را نمی‌داند و نق زن و ناراحت است و اگر او را از چیزی مانع شوی، پرخاش‌گر و خشمگین می‌شود، شوهرش از دست او در بلا و گرفتاری است و همسایگانش هم از آزار او [و دعواها و دخالت‌ها و منازعات او] در سختی و عذاب هستند! او همانند شیر [درنده‌ای] است که اگر کنارش باشی، تو را می‌خورد و اگر بگریزی تو را می‌کشد،
گروه دوم این گونه زنانی که از رحمت خدا به دور هستند زنانی است که اگر چه در کنار شوهرش است اما هوای همسایه‌ها [و جاهای دیگر] را دارد [شاید منظور اینست که شوهر دوست نیست و به اصطلاح، بند خانه نمی‌شود] او زود خشمگین می‌شود و اگر شوهرش حاضر باشد آن زن هیچ سودی برای شوهرش ندارد [نه از نظر زناشویی، نه از نظر عاطفی، نه از نظر خانه‌داری، نه از نظر رسیدگی به فرزندان، و نه سایر وظایف اخلاقی که بر عهده یک زن است]. و اگر شوهرش غایب باشد [مثلا در سفر باشد] فضاحت به بار می‌آورد پس او همانند زمینی است که خاکش خشک نمی‌شود و گیاه در آن نمی‌روید، اگر آب داده شود از آن لبریز می‌شود و غرق می‌گردد، و اگر به او آبی نرسد، تشنه می‌ماند. اگر فرزندی از او به دنیا آید، امید خیری از او نمی‌رود. فرزندم! با کنیز ازدواج مکن زیرا فرزندت را پیش رویت می‌فروشد، همان که فرزند خود توست.
عبارت اخیر روایت، برای بنده مبهم و نامفهوم است. این روایت را در جایی دیگر نیافتم تا ببینم کسی درباره این جمله توضیحی داده یا نه. همان طور که عرض کردم این روایت در آثار شیعی تک است و تا جایی که بنده بررسی کردم، نقل دیگری ندارد!
(توجه: ترجمه روایت از بنده است و احتمال دارد که در برخی جملات دارای نقص باشد. اگر اشتباهی در ترجمه داشتم ان شاء الله اصلاح خواهم کرد).

http://www.askdin.com/thread35686.html