ظهور و خوف ازقتل

پرسش:
در روایات ظهور آمده که امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) به خاطر خوف از قتل ظهور نمی‌کند. دو تا اشکال به این مطلب دارم: یکی اینکه چطور امام حسین ( علیه السلام ) خوف از قتل نداشت و قیام کرد و شهید شد اما امام زمان( عج الله تعالی فرجه الشریف ) به خاطر خوف از قتل ظهور نمی‌کنه؟! دوم اینکه ظهور امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) با امدادهای غیبی خداوند همراه هست و در نتیجه، خوف از قتل معنا نداره. اگر قرار است امدادهای غیبی سبب حفظ و پیروزی امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) شود، الان هم همان امدادهای غیبی می‌تواند با کم و زیادش سبب حفظ و پیروزی امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) شود و خوف از قتل منتفی گردد. 
 
پاسخ:
اعتقاد به منجی آخرالزمان نه تنها در ادیان ابراهیمی، بلکه باوری عمیق در بسیاری از مکاتب و ادیان موجود در دنیا است. این باور در درون دین اسلام با عنوان «مهدویت» شناخته می‌شود که اعتقاد به ظهور منجی از نسل حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و اله) در آخرالزمان است که منتهی به حکومت یافتن مستضعفان و برقراری عدل و قسط در همه دنیا می‌شود.(۱) این آموزه در مکتب تشیع، بسیار برجسته‌تر و پربسامدتر از سایر مذاهب اسلامی است و به جنبه‌های مختلف آن توجه شده است. یکی از این جنبه‌های مطرح شده در منابع روایی شیعه، موانع ظهور است که یکی از آن‌ها، ترس از قتل امام است. این نکته ممکن است منجر به برخی تصورات و شبهات مانند آنچه شما مطرح کرده‌اید شود. سعی خواهیم کرد در چند محور به سؤال شما پاسخ دهیم: (۱)
 
نکته اول:
از علل غیبت و موانع ظهور، بیم قتل امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) است. در این زمینه از رسول الله  ( صلی الله علیه و اله ) روایت شده که فرمودند: «گریزی از غیبت برای غلام و پسر خردسال (اشاره به امام مهدی) نیست». عرض کردند: یا رسول الله! برای چه غیبت می‌کند؟ ایشان فرمود: «بیم قتل او وجود دارد.»(۲)
این روایت را به دو صورت می‌توان معنا کرد:
الف) ترس و بیم خدا: اینکه چون خدا بیم قتل ایشان را دارد، ایشان را در پس پرده غیبت نگه داشته تا اینکه تعداد زیادی از انسان‌ها برای ظهور و پشتیبانی از ایشان آماده شوند.
ب) ترس خود امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف): اینکه حضرت تا پیش از آماده شدن انسان‌ها و یاران مخصوص خود به جهت ترس بر جان خویش و ناتمام ماندن رسالت و وظیفه‌ای که خداوند بر عهده ایشان گذاشته است، ظهور نخواهند کرد.
بنا بر تفسیر اول باید گفت آنچه برای خداوند اهمیت داشته و باارزش است، ایمان اختیاری و بر خواسته از فهم و یقین است و الا ایمانی که به واسطه امور خارق العاده و مافوق طبیعی چون معجزه حاصل شده باشد، ممکن است ایمان محکمی نباشد و تنها به خاطر ترس و یا رسیدن به مواهب دنیایی باشد. از این رو خداوند تا زمانی که انسان‌های بسیاری با اعتقاد قلبی منتظر و مهیای قیام امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) نباشند، به حضرت اجازه ظهور نمی‌دهد چرا که بیم از شهادت ایشان را دارد.
 
بنا بر تفسیر دوم نیز البته مشکلی وجود ندارد چرا که این ترس، ترس از خودخواهی و خود دوستی و از سنخ «جبن» نیست که صفتی مذموم است، بلکه ترس از به ثمر نرسیدن وظیفه‌ای است که خداوند به ایشان عطا کرده است. توضیح بیشتر اینکه اگرچه که شهادت سعادت است و این خاندان نیز شهادت را عادت و مایه سرافرازی خود می‌دانند.(۳) اما در جریان ظهور امام زمان (عج  الله تعالی فرجه الشریف ) هدف شهادت نیست، بلکه احیای دین الهی و برپایی حکومت جهانی صالحان در آخرالزمان است که شهادت ایشان مانع تحقق این اهداف عالی خواهد شد؛ بنابراین ترس از کشته شدن، ترس مربوط به شخص امام نیست که مذموم و ناپسند باشد، بلکه ترس و واهمه از عدم تحقق اهداف بلندتر است که خوف عقلانی و پسندیده است.
 
نکته دوم:
در هر دو صورت تا زمانی که شرایط ظهور مهیا نباشد، نهضت مهدوی شکست می‌خورد. عبارت «خوف از قتل»، تعبیر دیگری است از «شکست نهضت مهدوی» که به قتل رهبرش انجامیده است. از این رو، زمانی ظهور مفید است که هدفش محقق شود. اگر قرار باشد امام زمان( عج الله تعالی فرجه الشریف ) در زمان نا مناسب ظهور کند و به هدفش نرسد و نهایتاً به قتل برسند، هم ظهورشان و هم غیبتشان، لغو و بی‌فایده است.
امدادهای غیبی نیز نیروهای کمکی هستند و قرار نیست امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) فقط با تکیه بر آن‌ها پیروز شود؛ که اگر قرار بر این بود، امام زمان( عج الله تعالی فرجه الشریف) اصلاً غیبت نمی‌کرد و همان سال‌های اول با استفاده از امدادهای غیبی دشمنانش را از بین می‌برد، بلکه قبل از ایشان امامان دیگر نیز با استفاده از امدادهای غیبی، کلیه دشمنان را از بین می‌بردند.
 
سنت الهی چنین نیست که با استفاده از امدادهای غیبی، حکومت الهی را مستقر سازد، بلکه سنت و بنای خدا این است که مؤمنان باکار و کوشش و برنامه ریزی و ایثار و فداکاری، در این عرصه حاضر شوند و تا زمانی که آن‌ها مهیا نشوند، نه امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) ظهور می‌کند و نه امدادی به مؤمنان می‌رسد.
امداد غیبی پس ازایمان و عمل صالح و تلاش و کوشش است؛ نه قبل از آن. زمانی مشمول امداد غیبی می‌شویم که با تمام قوا و اخلاص درصحنه نبرد حاضر شویم و کار و کوشش کنیم؛ آنگاه خداوند ما را با امدادهای غیبی تقویت می‌سازد.
 اگر مؤمنان چنین شرایطی را نداشته باشند، امداد غیبی به آن‌ها نمی‌رسد و درنتیجه، نهضت مهدوی شکست خورده و رهبرش نیز به قتل می‌رسد. به همین جهت، امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) ظهور نمی‌کند تا شرایط پیروی نهضت مهدوی آماده شود. تا زمانی که شرایط مهیا نباشد و خوف از شکست و قتل رهبرش باشد، امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) ظهور نمی‌کند.
 
نکته سوم:
هر امام در هر دوره وظیفه و رسالت خاص خود را بر عهده دارد و از این رو نمی‌توان ایشان را با حضرت اباعبدالله(علیه السلام) مقایسه کرد. این بزرگواران آنچه وظیفه ایشان باشد را بدون کمترین اغماضی انجام می‌دهند. اگر در دوره‌ای وظیفه‌شان سکوت باشد، چنین می‌کنند و اگر در دوره‌ای وظیفه الهی ایشان قیام باشد، چنین می‌کنند و از دادن جان نیز دریغ ندارند. در دوره حضرت اباعبدالله(علیه السلام) رسالت ایشان در برابر دستگاه جور اموی و حکومت یزید، مقاومت تا آخرین قطره خون بود که انجام دادند و اما در مورد امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) رسالت ایشان برپایی حکومت جهانی الهی بر پایه عدل و قسط است و اگر به شهادت برسند، این وظیفه مغفول می‌ماند. نکته قابل تأمل این است که چنین رویکردی از حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز رخ داده به گونه‌ای که ایشان بعد از جریان سقیفه، به دلیل کم بودن تعداد یاران، قیام را موجب از بین رفتن بی‌دلیل جان خود و اطرافیان دیده و سکوت اختیار کردند در حالی که هیچ کس از دوست و دشمن در شجاعت ایشان شکی ندارد: «پس من ردای خلافت رها کرده و دامن جمع نموده از آن کناره گیری کردم و در این اندیشه بودم که آیا با دست تنها برای گرفتن حق خود به پا خیزم یا در این محیط خفقان زا و تاریکی که به وجود آوردند، صبر پیشه سازم که پیران را فر سوده، جوانان را پیر و مردان باایمان را تا قیامت و ملاقات پروردگار اندوهگین نگه می‌دارد پس از ارزیابی درست، صبر و بردباری را خردمندانه‌تر دیدم. پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود؛ و با دیدگان خود می‌نگریستم که میراث مرا به غارت می‌برند.»(۴)
 
نتیجه:
نتیجه اینکه اگرچه در زمان ظهور امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف)، حضرت از طرف خداوند مورد یاری قرار می‌گیرند، اما این مدد الهی به گونه‌ای نیست که امور از جریان عادی آن خارج شده و به صورت خارق العاده پیش برود. همراهی با حضرت و حفاظت و حمایت از ایشان و درنتیجه، پیروزی ایشان، به انسان‌ها سپرده شده است تا بر پایه ایمان راسخ و دل‌های آماده برای ظهور و تغییر شرایط، عمل نمایند. از این رو تا زمانی که چنین حالاتی برای بشر روی نداده، خوف و ترس از جان حضرت، یکی از موانع ظهور ایشان خواهد بود. این خوف و ترس نیز از خود دوستی و هوای نفس نیست، بلکه به خاطر ترس از به سرانجام نرسیدن رسالت و هدفی است که خداوند به عهده ایشان گذاشته که امری عقلایی و پسندیده است.
 
 
 
پی نوشت‌ها:
1. سوره قصص، آیه ۵.
2. شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی، علل الشرائع، قم، مکتبه الداوری، چ ۱، ۱۳۸۵ ش، ج۱، ص۲۴۳.
3. سید بن طاووس، رضی الدین علی بن موسی، لهوف، قم، انتشارات نبوغ، چ ۴، ۱۳۸۱ ش، ص۲۱۳.
4. سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، انتشارات الهادی‌، چ ۱۵، ۱۳۸۰ ش، ص۴۵.