فطرت در اسلام

پرسش:
لطفا فطرت در اسلام را توضیح دهید.
 
پاسخ:
فطرت از ریشه «فطر» در لغت به معنای شكافتن،(۱) اختراع بدون الگو و نمونه قبلی،(۲) و صفات و ویژگیهای مادرزاد(۳) آمده است. از آنجا كه آفرینش و خلقت نیز نوعی شکافتن عدم و پدید آمدن است، «فطرت» در معنای آفرینش و خلقت نیز به کار می‌رود.(۴) تعاریف اصطلاحی مختلفی برای «فطرت» بیان شده است. آیت الله مصباح یزدی آن را نوعی هدایت تکوینی و خدادادی در وجود انسان می‌داند، هدایتی در حوزه شناخت و هدایتی در حوزه احساس.(۵) آیت الله جوادی آملی فطرت را عامل جدا شدن انسان از حیوان (فصل اخیر) می‌داند که همان عقل و میل او در رسیدن به کمال مطلق است.(۶) واژۀ فطری و فطرت در منطق، فلسفه، کلام و عرفان کاربردهای مختلفی دارد که همۀ آنها تا حدودی در یک مفهوم اساسی مشترکند و آن عبارت است از معرفت یا گرایشی که مقتضای نوع آفرینش انسان است و از طریق تجربه و تعلیم به دست نمی‌آید. (۷) فطرت را دو نوع دانسته‌اند: فطرت ادراکی: بخشی از دانسته‌های ذاتی بشر است که مربوط به فکر و عقل بوده و بدون آموختن برای انسان معلوم بوده است. این معلومات یکی از دو نوع بدیهیات منطقی هستند: «بدیهیات اولی» یا «فطریات». علم به خدا و یگانگی او در این حوزه قرار دارند. فطریات احساسی یا گرایشی: احساساتی که در همه انسانها از هنگام تولد وجود دارد، مانند میل به کمال، میل به خدا و میل به زیبایی.(۸)
 
 پی نوشت ها:
۱. مرتضی زبیدی، تاج العروس، دارالفکر، ۱۴۱۴ ق، بیروت، ج۱۳، ص۳۲۵.
 
۲. اسماعیل جوهری، صحاح، دارالعلم، ۱۴۰۴ ق، بیروت، ج۲، ص۷۸۱.
 
۳. محمد فیروزآبادی، قاموس اللغه، دارالکتب العلمیه، بیروت، ذیل واژه فطر؛ اقرب الموارد ذیل واژه الفطره.
 
۴. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، اسماعیلیان، ۱۳۶۷، قم، ج۳، ص۴۵۷.
 
۵. محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن، نشر موسسه آموزشی – پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۵، قم، ص۲۶.
 
۶. عبدالله جوادی آملی، انسان پژوهی دینی، شماره ۲۳، ص۷.
 
۷. مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی، ۱۳۷۵، تهران، ج ۱، برگرفته از مقاله «فطریات»، شماره ۷۳۰۶.
 
۸. مرتضی مطهری، فطرت، صدرا، ۱۳۹۵، تهران، ص۲۵۷-۲۶۰.