فقه استدلالی چیست؟

پرسش: 
فقه استدلالی چیست؟ ایا ما در فقه برای تمام احکام استدلال داریم یا اینکه برخی احکام تعبدی هستند؟ فقه استدلالی در کدام رشته های دانشگاهی تدریس می شود؟

پاسخ: 
فقه استدلالی و فقه فتوایی: 
فقه استدلالی در برابر فقه فتوایی است. در کتب فقه فتوایی (مانند رساله های عملیه) تنها فتوا و نتیجه نهایی بررسی ها (بدون ذکر ادله) ذکر می شود.
فقه استدلالی روش دستیابی به احکام شرعی است. فقیه در یک موضوع، ادله مختلف را بررسی می کند، منابع مختلف، فتاوای دیگر و ادله آنها را نقل و ارزیابی می کند و نهایتا فتوای خود را با ذکر دلایل آن تبیین می‌کند (گاهی هم نظر نهایی را ذکر نمی کند). معمولا نتیجه نهایی تحلیل ها و بررسی ها، توسط فقیه، به عنوان فتوا در کتب فقه فتوایی درج می شود. در فقه استدلالی، فقیه برای استخراج حکم الهی از آیات، روایات، اجماع و عقل استفاده می کند.
فقه استدلالی، می تواند در قالب ارائه درس ها و برای تربیت اجتهادی شاگردان یا جلسات مباحثه عالمان ارائه شود یا در قالب کتب تفصیلی مکتوب گردد. بسیاری از موارد، دروس فقه استدلالی علما توسط شاگردان به رشته تحریر درمی آید که بدان تقریرات گویند.

احکام تعبدی و فقه استدلالی:
در فقه استدلالی، همه احکام، بررسی می شود و در این زمینه بین احکام تعبدی و غیر تعبدی تفاوتی نیست، چون احکام تعبدی همانند دیگر احکام، باید از منابع استخراج شود، ظهور آیات و روایات در مساله مربوطه بررسی و جمع بندی شود، نظرات و ادله فقهای دیگر ملاحظه شود، نظرات و برداشتهای متفاوت از آیات و روایات تحلیل و ارزیابی شود، و ... .

تشریع یا استنباط:
در احکام تعبدی، علت تشریع حکم (جعل و قرارداد الهی) مشخص نیست، حداکثر این است که به ذکر برخی از حکمتها و فواید آن، در آیات و روایات اشاره شده است. اما فقیه موظف است به آیات و روایات مراجعه کند و تلاش کند تا احکام تعبدی و غیر تعبدی و فروعات آنها را استنباط و استخراج کند. به روش فقیه و فرآیندی که برای فهم احکام طی می شود، فقه استدلالی گفته می شود. بنا بر این علت وضع و تشریع حکم متفاوت است با ادله حکم و روش فهم و برداشت آن از آیات و روایات.

رشته دانشگاهی و فقه استدلالی:
در دانشگاه، رشته فقه و حقوق (فقه و مبانی حقوق) مقداری به این فضا نزدیک می شود و البته بیشتر ناظر به مباحث حقوقی است و ابواب دیگر فقه مانند عبادات و ... را شامل نمی شود. رشته هایی مانند "فقه و معارف" به اختصار و اجمال به این مباحث می پردازد، اما قدرت و قوه استدلال و اجتهاد ایجاد نمی کند. فقه استدلالی، بیش از هر جای دیگر، موضوع دروس خارج علما در حوزه علمیه است.

نکاتی در باب احکام تعبدی و معنای آن:
باید به این نکته توجه کرد که:
1. در احکام تعبدی عقل نمی تواند برای یک علت و هدف خاص، برنامه مشخصی که در شریعت وضع می شود را مستقلا تشخیص دهد و برنامه ریزی کند.
2. گاهی حق تعالی در احکام تعبدی، علت حکم را به صورت کلی و ریشه ای ذکر می فرماید اما معمولا آنچه مکلفین دوست دارند از علل احکام بدانند، علل جزیی و خواص و روابط اجزای داخلی هر حکم به طور تفصیلی است و ذکر کلیات که اصل و اساس هم می باشد، کمتر مورد توجه آنهاست. معمولا عقل جزیی انسان به دنبال جزییاتی است که در هر عمل وجود دارد، تاثیراتی که در انسان، بدن، سلامت جسمی، رشد معنوی، جامعه و ... می گذارد و نحوه ارتباط قابل فهم و تجریه شده اجزای مختلف هر عمل و امثال اینهاست.
3. عقل و تجربه انسان می تواند در مواقعی که علت اصلی جعل و وضع یک حکم یا جزییات علل و خواص آن توسط خدای متعال، بیان نشده است، تا حدی به برخی خواص و حکمتها دست پیدا کند. اما این در تعبد و گردن نهادن به حکم الهی تاثیری ندارد. چون همانند معاملات و روابط اجتماعی و بناهای عقلایی در زندگی نیست که شارع مقدار زیادی از آنها را تایید می کند و تنظیم آنها هم معمولا به دست خود عقلاست.

 

http://www.askdin.com/showthread.php?t=65252&p=1027062&viewfull=1#post1027062