آیا وعده خداوند برای بخشش گنهگاران شروط خاصی را دارد؟

پرسش:
آیا وعده خداوند برای بخشش گناهکاران در آیه 53 سوره زمر شامل همه انسان ها حتی کفار و مشرکین می شود یا شروط خاصی را می طلبد؟

 


پاسخ:
قبل از هر چیز باید گفت؛ آیه 53 سوره زمر یکی از امید بخش ترین آیات قرآن است، تا جایی که امیر المومنین(علیه السلام) در مورد این آیه شریفه می فرماید: «در قرآن آیه ای وسیع تر از آیه: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ؛ بگو؛ اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است» وجود ندارد.(1) اما آیا این آیه به طور مطلق است و هر گناهی را مشمول رحمت الهی می داند؟ برای فهم درست این آیه باید آیات دیگر را نیز مد نظر قرار داد.

خداوند متعال دو سبب را باعث آمرزش گناهان انسان معرفی کرده است: یکی شفاعت و دیگری توبه. در این آیه شفاعت مد نظر نیست؛ چرا که شفاعت به تصریح قرآن شامل مشرکان نمی شود: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاء»؛ خداوند (هرگز) شرك را نمى ‏بخشد! و پايين ‏تر از آن را براى هر كس(بخواهد و شايسته بداند) مى بخشد.(2) بنابراین عمومیت آیه 53 سوره زمر، مقید به توبه خواهد شد.(3) علاوه بر اینکه آیات بعدی همین سوره به تبیین مغفرت و بخشش همگانی آیه پیشین می پردازد: «وَ أَنِيبُواْ إِلىَ‏ رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُواْ لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ»؛ و به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنكه عذاب به سراغ شما آيد، سپس از سوى هيچ كس يارى نشويد!(4) این آیه به صراحت می فرماید، برای بخشش مذکور باید توبه کرده و تسلیم امر الهی شوید. اين دستورها مى ‏گويد درهاى غفران و رحمت به روى همه بندگان بدون استثنا گشوده است مشروط بر اينكه بعد از ارتكاب گناه به خود آيند، و تغيير مسير دهند، رو به سوى درگاه خدا آورند، در برابر فرمانش تسليم باشند و با عمل، صداقت خود را در اين توبه و انابه نشان دهند، به اين ترتيب نه شرك از آن مستثناست و نه غير آن، و نيز مشروط بودن اين عفو عمومى و رحمت واسعه به شرائطى غير قابل انكار است.(5) بنابراین اگر چه آیه وسیع است و همه کسانی که مرتکب گناه شده اند را شامل می شود اما برای داخل شدن در رحمت الهی ابتدا باید توبه کرد و همین توبه سبب آمرزش و رحمت الهی خواهد شد.

در پاسخ به سوالی که آیا عمومیت آیه شامل جنایتکاران تاریخ مانند یزید، هیتلر و امثال آنها می شود؟ باید گفت؛ در بین تمام جنایتکاران، خبیث ترین آنها شیطان است که طبق روایتی از حضرت موسی(علیه السلام) خواست تا خداوند او را ببخشد: «ابليس‏ به حضرت موسى‏ برخورد و به او گفت: توئى كه خدايت به رسالت برگزيده و به خوبى با تو سخن گفته، من گناه كردم و مي خواهم توبه كنم، برايم نزد پروردگارم شفاعت کن تا توبه مرا بپذيرد، حضرت موسى به درگاه خدا دعا كرد و پاسخ شنید که حاجتت برآورده شد و حضرت موسى ابليس را ديد و فرمود: فرمان دارى به گور آدم سجده كنى تا توبه‏ ات پذيرفته شود، اما او تکبر كرده، خشمگین شد و گفت: من به زنده او سجده نكردم، چگونه به مرده ‏اش سجده كنم؟»(6) از این روایت و روایاتی که در مورد توبه وارد شده است، روشن می شود که توبه باید با شرایطی باشد تا پذیرفته شود. به عنوان مثال کسی که مالی از کسی تلف کرده است، تنها با پشیمانی توبه اش پذیرفته نمی شود، بلکه باید مالی که تلف کرده با به صاحب اصلی آن برگرداند و یا از او حلالیت بگیرد. بنابراین کسی که گناهی کرده است باید تا جایی که توان دارد، اثرات آن گناه را برطرف کند. در مورد فردی مانند یزید نیز توبه او به پشیمانی از گناه خود و بازگرداندن حق به اهل بیت(علیهم السلام) بود، حکومتی که پدرش غصب کرده بود را باید به اهلش برمی گرداند و در مقابل نیز تسلیم امر امام سجاد(علیه السلام) می شد، حتی اگر امام او را قصاص می کرد. توجه به این نکته لازم است که هر توبه ای باید متناسب با همان گناه باشد، بنابراین منظور از توبه افرادی مانند یزید تنها پشیمانی آنها از گناه نیست که البته حتی به همین مقدار هم آنها از کرده خود پشیمانی نبودند.

اما در مورد آثار وضعی، گاهی با توبه اثرات وضعی گناه نیز از بین می رود؛ مثلا کسی که مرتکب شرب خمر بوده و از گناه خود توبه می کند و دیگر شراب نمی نوشد، اثراتی مانند بداخلاقی یا ضعف قوای فکری که در اثر شرب خمر پدید آمده بود، از بین خواهد رفت. اما برخی اثرات نیز ممکن است باقی بماند و جبران نشود. به همین دلیل کسی که توبه می کند باید توبه اش در حد گناهی که مرتکب شده باشد، مثلا اگر افرادی را گمراه کرده اما الان توبه کرده است، باید تا جایی که می تواند از انحراف بیشتر آن افراد جلوگیری کند و آنها را به اشتباه بودن مسیر گذشته آگاه کند. نکته اساسی در توبه، اصلاح فرد و جامعه است و جلوی انحراف و راه غلط، هر زمان و به هر اندازه که گرفته شود، فرد و جامعه سود می برند و شاید به همین دلیل باشد که خداوند متعال برای هدایت شخصی مانند فرعون، حضرت موسی علیه السلام را فرستاده و می فرماید: «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى‏»؛ اما به نرمى با او سخن بگوييد شايد متذكّر شود، يا (از خدا) بترسد! (7) یعنی خداوند حتی در صدد اصلاح کسانی مانند فرعون است و اگر نمی خواست او را ببخشد، معنا نداشت کسی را برای هدایت او بفرستد.

نکته آخر اینکه توبه زمانی مورد قبول قرار می گیرد که نشانه های مرگ پدیدار نشده باشد. بنابراین کسی که در حال احتضار است و یک عمر دیگران را آزار و اذیت کرده و می داند که تا لحظاتی دیگر خواهد مُرد، این توبه ارزشی ندارد. مانند توبه فرعون که در حال غرق شدن گفت من به خدای موسی ایمان آوردم: «وَ جاوَزْنا بِبَني‏ إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْياً وَ عَدْواً حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ»؛ (سرانجام) بنى اسرائيل را از دريا [رود عظيم نيل‏] عبور داديم و فرعون و لشكرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند هنگامى كه غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم كه هيچ معبودى، جز كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده ‏اند، وجود ندارد و من از مسلمين هستم!»(8) این در خواست او به دلیل این آیه شریفه: «وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَ لاَ الَّذينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَليماً»؛ براى كسانى كه كارهاى بد را انجام مى ‏دهند، و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا مى ‏رسد مى‏ گويد: «الان توبه كردم!» توبه نيست و نه براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مى ‏روند اينها كسانى هستند كه عذاب دردناكى برايشان فراهم كرده ‏ايم.(9) مورد قبول قرار نگرفت. اما در بین تمام اقوام گناهکار که مورد خشم و غضب الهی قرار گرفتند، تنها قوم حضرت یونس(علیه السلام) نجات پیدا کرد و آنچه قوم حضرت يونس را از ديگر اقوام ممتاز مى‏ كند اين است كه آنها همه به صورت دسته جمعى ايمان آوردند، آن هم پيش از فرا رسيدن مجازات قطعى پروردگار، در حالى كه در ميان اقوام ديگر گروه زيادى سرسختانه بر مخالفت خود باقى ماندند، تا هنگامى كه فرمان مجازات قطعى پروردگار صادر شد، آنها پس از مشاهده اين عذاب الهى غالبا اظهار ايمان كردند ولى ايمانشان فايده‏ اى نداشت.(10) بنابراین قوم يونس هرگز در برابر مجازات قطعى قرار نگرفته بودند و گرنه توبه آنان نيز پذيرفته نمى ‏شد، بلكه اخطارها و هشدارهايى كه معمولا قبل از مجازات نهايى مى‏ آيد براى آنها به قدر كافى بيدار كننده بود، در حالى كه مثلا فرعونيان بارها اين اخطارها را ديده بودند، (همانند ماجراى طوفان، شپش، ملخ، دگرگونى شديد آب نيل و امثال آن) ولى هيچگاه اين اخطارها را جدى نگرفتند.


پی نوشت ها:
1. فیض کاشانی، ملا محسن، (1415)، تفسیر الصافی، تصحیح حسین اعلمی، دوم، تهران، مکتبه الصدر، ج4، ص326.
2. نساء: 48و116.
3. طباطبایی، سید محمد حسین، (1374)، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوى همدانى سيد محمد باقر، پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏، ج‏17، ص 425.
4. زمر: 54.
5. مكارم شيرازي، ناصر،‌ (1374)، تفسير نمونه، اول، تهران، دار الكتب الاسلامية، ج19، ص501.
6. مجلسى، محمدباقر، (1403)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، دوم، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ج‏60 ؛ ص280.
7. طه: 44.
8. يونس: 90.
9. نساء: 18.
10. مكارم شيرازي، ناصر،‌ تفسير نمونه، ج‏8، ص: 387.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=65159&p=1021381&viewfull=1#post10...