آیا به دستور پیامبر(ص) شکنجه و اعدام شد؟

پرسش:
آیا اینکه گفته می شود در جریان جنگ خیبر،بعد از اسارت کنانة بن ربیع،چون او محل گنج ها را نشان نداد،به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله) شکنجه و سپس اعدام شد،واقعاً صحت دارد؟پیامبر(صلی الله علیه و آله) بعد از جنگ خیبر با صفیه که از یهودیان بنی نضیر بود،ازدواج کردند،سوال اینجاست چگونه صفیه در بین یهودیان خیبر حضور داشته است؟ازدواج با زنی که اسیر شده چگونه قابل توجیه است؟

 

 


پاسخ:
متأسفانه در طول تاریخ تا زمان ما دشمنان دین مبین اسلام که تاب و توان دیدن رشد و گسترش روزافزون دین حیات بخش اسلام را نداشته و تابش نور اسلام بر سراسر گیتی را مانع رسیدن خودشان به اهداف شوم استعماری و استکباری می دانستند،با انواع و اقسام حیله ها و ترفندها و توطئه ها بدنبال بدنام کردن پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و دین اسلام بوده و هستند.
از جمله این شیطنت ها،جعل و تحریف تاریخ و ساخت و انتشار شبهات بی پایه و اساس بر علیه اسلام و مسلمانان می باشد.موضوع مورد سوال یکی از همین موارد است که با شیطنت و کتمان حقیقت و تحریف حقیقت،قصد دارند پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) که در عمل ثابت کرده است رحمة للعالمین است را شخصیتی خشن و پول پرست معرفی کنند.حال آنکه مراجعه منصفانه و محققانه به منابع تاریخی واقعیت را برای ما روشن خواهد کرد:

از موقعی که یهودیان «بنی النضیر» ، از مدینه رانده شدند و در خیبر سکنی گزیدند، صندوق تعاونی مشترکی برای امور همگانی و هزینه های جنگی و پرداخت خونبهای کسانی که به دست افراد قبیله «بنی النضیر» کشته می شدند تشکیل داده بودند.گزارشهای رسیده به پیامبر(صلی الله علیه و آله) حاکی بود که این اموال در اختیار «کنانه » ، شوهر «صفیه » است.پیامبر(صلی الله علیه و آله)، «کنانه » را احضار نمود و خواستار تعیین جایگاه این صندوق گردید.او اصل مطلب را انکار کرد و گفت هرگز از چنین امری آگاهی ندارم.دستور توقیف «کنانه » صادر گردید و قرار شد در این باره اطلاعات بیشتری بدست آورند.تحقیقات ماموران برای پیدا کردن جای این اموال آغاز گردید.

سرانجام یک نفر گفت من فکر می کنم که جای این گنج فلان نقطه خاص (خرابه) باشد، زیرا من در ایام جنگ و پس از آن، شاهد رفت و آمد زیاد «کنانه » به این نقطه بودم. پیامبر(صلی الله علیه و آله) بار دیگر کنانه را خواست و گفت: می گویند جای صندوق در فلان نقطه است، اگر در آنجا گنج به دست آید، شما کشته خواهی شد.او باز خود را به بی اطلاعی زد.
به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله) حفاری در آن آغاز گردید، و گنج «بنی النضیر» به دست سربازان اسلام افتاد.اکنون باید کنانه به سزای اعمال خود برسد، اوعلاوه بر جرم کتمان چنین امری، یکی از افسران اسلام را ناجوانمردانه ترور کرده بود.یعنی سنگ بزرگی را غافلگیرانه بر سر «محمود بن مسلمه » افکنده و او را کشته بود.پیامبر برای اخذ انتقام و ادب کردن سائر یهودیان - که بار دیگر با حکومت اسلامی از در حیله و تزویر و دروغ وارد نشوند - او را به دست برادر مقتول داد، و برادر مقتول، «کنانه » را به انتقام برادر خویش کشت. (1)

نکته ای که شاید ذکر آن در این بحث مناسب باشد این است که یکی از فیلترهایی که گزارشات تاریخی باید از آن بگذرد،اصول مسلم و قطعی کلامی و اعتقادی است.یعنی وقتی با دلایل متقن عقلی و نقلی ثابت شده است که پیامبران و ائمه(صلوات الله علیهم اجمعین) دارای مقام عصمت هستند،هر گزارشی که بر خلاف این اصل مسلم و ثابت شده باشد،غیر قابل اعتماد خواهد بود.لذا بر خلاف فرمایش شما،اعتقاد به عصمت خود بهترین و مهمترین عامل برای نقد و بررسی و قبول یا رد گزارشات تاریخی است،هر چند گزارش تاریخی قابل توجهی برای رد گزارش مورد بحث وجود نداشته باشد.

اما در مورد موضوع مورد بحث ما علاوه بر بحث عصمت پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله)،با مراجعه به منابع تاریخی مشخص می شود که در بسیاری از منابع اصلاً بحث شکنجه مطرح نشده است و علت قتل او هم صرف نشان ندادن محل گنج ها نبوده است،بلکه علت اعدام او این بوده است که یکی از مسلمانان را به شهادت رسانده بود.

در مورد حضور صفیه در بین اسرای جنگ خیبر باید عرض کنیم:
بر اساس گزارشات تاریخی در جریان اخراج یهودیان بنی نضیر از مدینه ،بعضی از آنان از جمله حُیَیّ‌ بن اَخطب که دخترش صفیه پس از فتح خیبر در سال هفتم هجری به همسری پیامبر درآمد و ابی الحقیق (همسر اول صفیه)، به خیبر رفتند، و برخی به شام مهاجرت کردند.(1)

در مورد ازدواج با زنی که اسیر می شد باید عرض کنیم:
یکی از احکامی که در جنگها وجود داشت این بود که اگر کفار وارد جنگ با مسلمانان می شدند،مردان و زنانی که در جنگ اسیر می شدند،بعنوان برده و کنیز غنیمت گرفته شده و بر اساس احکام و شرایط خاصی بین مشلمانان تقسیم می شدند.صفیه هم از جمله کسانی بود که در جنگ اسیر شده بود و طبعتاً بعنوان کنیز سهم یکی از مسلمانان می شد.
اینکه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به یک زنی که اسیر شده و کنیز محسوب می شود،پیشنهاد می دهند که اگر مسلمان شوید شما را آزاد کرده و با شما ازدواج خواهم کرد،بیانگر نهایت محبت و بزرگواری آن حضرت می باشد.
زنانی که در جنگ مسلمانان با کفار اسیر می شدند،این گروه یا خود کنیز بودند(یعنی به عنوان برده در جامعه کفر زندگی می کردند) که در حکم دیگر کنیزان هستند . زمانی که تحت تملک یک مسلمان درآیند، با توجه به شرایط خاصی که در این زمینه وجود دارد ،بر صاحب خود حلال خواهند بود .
اما اگر زنی آزاد باشند ، اگر در حکم کنیز در می آمدند، به محض تعلق این عنوان بر یک زن ، عقد ازدواج او با همسر قبلی اش ( اگر شوهر داشت) ملغی محسوب شده ، امکان بازگشت او به بلاد کفر منتفی می شد . بر اساس ضوابط خاص خود در تملک مردی مسلمان در می آمد و رابطه با او بعد از گذراندن عده حلال بود .
البته در هر دو نوع اسیر امکان ازدواج با این افراد هم ممکن است ،یعنی مرد مسلمانی که مالک این زن شده است ،می تواند او را آزاد کرده و با او ازدواج نماید ، چنان که در بسیاری از موارد همین رفتار با زنان متشخص می شد تا حرمت و جایگاه اجتماعی مناسب خود را دارا باشند .

 


پی نوشتها:
1. ابن هشام،السیرة النبویة،بیروت،دار احیاءالتراث العربی،بی تا، ج 3 ص337.؛ طبری،تاریخ طبری،تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،بیروت،بی تا.ج3ص155-156.
2. 1. حلبی، علی بن ابرهیم، السیرة‌ الحلبیة، ج۲، ص۲۰۷. ؛ ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۴، ص۸۷-۸۸.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=65260&p=1021967&viewfull=1#post10...