احساس ناخوشایند در مواجهه با اشخاص فقیر

پرسش:
شغلِ من به گونه ای است که همیشه با افرادی از هر دو قشر مرفّه و فقیر سر و کار دارم. برخورد با فقرِ مردم باعث می شود احساس ناخوشایندی به من دست بدهد. خودم جزو اقشار متوسطِ جامعه هستم. دلم می خواست آن قدر مال داشتم که به نیازمندان کمک کنم تا هیچ فقیری در شهرمان نباشد. اما این، یک رؤیا بیشتر نیست. برای رهایی از این احساس ناخوشایند چه کار کنم؟

 


پاسخ:
با دیدن فقر و مشکلات دیگرِ قشر پایینِ جامعه احساس غم و غصه به شما دست می دهد و دوست دارید به آنها کمک کنید. این روحیه خوب است. سعدی (رحمة اله علیه) می گوید:« تو کز محنت دیگران بی غمی - نشاید که نامت نهند آدمی ». غصه خوردن مقدمه اقدام و عمل است. امام صادق (صلوات الله و سلامه علیه) از جدّ بزرگوارش حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) نقل می کنند که فرمود:«مَنْ أَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمورِ الْمُسْلمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ» یعنی «هر کسی که، صبح کند و اهتمامی به امور مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نیست»(1). این نگرانی نشانه اهمیت دادن به امور مسلمانان و هموطنان است. اسلام دینی است که برای هر فرد عاقل و بالغی تکالیفی نسبت به دیگران تعیین کرده است. در مسأله فقر و سختیِ معیشتِ فقیران نیز هر فردی تکلیفی دارد. این گونه نیست که همه وظیفه داشته باشند به فقیران کمک مالیِ قابل ملاحظه ای نمایند. زیرا چنین چیزی از عهده همه افراد برنمی آید. شما می توانید با کمک به تعدادی از اطرافیانِ نیازمند، این احساسِ ناخوشایند را کاهش دهید. من به تعدادی از راه های کمک به افراد نیازمند اشاره می کنم:

1- انفاق به افراد فقیر:
انفاق به افراد فقیر راه خوبی است. مسؤولیت هر فردی با توجه به توانایی که دارد مشخص می شود. اگر فردی می تواند انفاق کند، خوب است که این کار را انجام دهد تا به این وسیله عده ای از همنوعان از فقر رهایی پیدا کنند. الته باید اعتدال در احسان هم رعایت شود. خداوند متعال در قرآن کریم در سوره مبارکه اِسراء، آیه شریفه 29 می فرماید:« وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا » یعنی « و نه دست خود را به گردنت بسته بدار (كه هيچ انفاقي نكني ) و نه آن را كاملا باز گذار كه (چيزي براي خودت نماند و) سرزنش شده و حسرت خورده (به كنجي ) نشيني». البته این انفاق باید همراه با حفظ کرامت و شأنِ این افراد باشد. از سوی دیگر نباید انفاق به افراد فقیر باعث تنبلی و تن پرورشدن این افراد شود.

2- آموزش افراد نیازمند:
یکی از راه های کمک به افراد فقیر، آموزش و راهنمایی این افراد برای کسب درآمد حلال است. روزی فقيری نزد حضرت امام حسن مجتبی (صلوات الله و سلامه علیه) آمد و درخواست كمك نمود. حضرت پولی نداشت به او كمك كند و از اينكه مرد فقير نااميد برگردد، شرمسار بود؛ لذا فرمود: آيا حاضری تو را به كاری راهنمايی كنم كه به مقصودت برسي؟ فقير گفت: چه كاري؟ حضرت فرمود: امروز دختر خليفه از دنيا رفته و خليفه [سخت] عزادار است، ولی هنوز كسی جرأت نكرده به او تسليت بگويد. نزد خليفه می روی و با سخنانی كه به تو می گويم، او را تسليت می گويي.
فقير گفت: چگونه تسليت بگويم؟ حضرت فرمود: وقتی نزد خليفه رسيدی بگو: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الّذی سَتَرَها بِجُلُوسِكَ عَلی قَبْرِها وَلاهَتَكَها بِجُلُوسِها عَلی قَبْرِكَ»؛ یعنی «ستايش خدای را كه او را مستور كرد [و زير خاك پنهان نمود] با نشستن تو بر قبر او (يعنی زير سايه پدر از دنيا رفت) و او را هتك و اهانت نكرد با نشستن او بر سر قبر تو (يعنی ممكن بود بعد از تو دخترت در عالم تنهايی مورد هتك و بی حرمتی قرار بگيرد)». مرد فقير طبق گفته حضرت عمل كرد. اين جملات عاطفی اثر عميقی بر روح خليفه گذارد و از حُزن و اندوه او كاست؛ از اين رو دستور داد جايزه ای به مرد فقیر بدهند.

آن گاه پرسيد: اين سخن از آنِ تو بود؟ گفت: نه، حسن بن علی (صلوات الله و سلامه علیهما) آن را به من آموخته است. خليفه گفت: راست می گويي، او منبع سخنان فصيح و شيرين است(2).

گاهی می توان با آموزشِ شغل به یک نفر، به او کمک کرد تا مشکل مالی اش را حلّ کند. شنیده اید که می گویند:«اگر می خواهی کسی را یک وعده سیر کنی، به او ماهی بده. ولی اگر می خواهی یک عمر سیرش کنی، به او ماهیگیری یاد بده». اگر هر فردی که حرفه ای را به خوبی می داند، حرفه اش را به چند نفر آموزش دهد، بخش زیادی از مشکل بیکاری حلّ می شود. متأسفانه عده ای دوست دارند حرفه شان به صورت انحصاری در اختیار خود و اطرافیان شان باشد تا بتوانند به سود بیشتری دست یابند؛ در صورتی که نمی دانند آموزش به دیگران می تواند باعث ابداعِ روش های جدید و تازه در حرفه شان می شود و درآمدشان را در دراز مدت افزایش می دهد.


3- کمک با استفاده از اعتبار:
راه دیگر کمک به دیگران، کمک کردن با استفاده از اعتبار خود است. مواقع زیادی پیش می آید که ما نمی توانیم مبالغی که یکی از افراد آشنا نیاز دارد را تهیه کنیم؛ اما می توانیم با استفاده از اعتبار خود به او کمک کنیم. یکی از این راه ها ضمانت کردن است. البته باید فرد ضامن، ضمانت شونده را به خوبی بشناسد تا اگر خدای نکرده از ادای دِین خودداری نماید، بتواند با واسطه قراردادنِ نزدیکان و آشنایانش او را به ادای دِینَش وادار نماید. به همین خاطر من همیشه به افراد توصیه می کنم اگر می خواهید ضمانت کنید، آشنایانِ بسیار نزدیک _مانند: پدر، برادر، خواهر_ را ضمانت نمایید. این نوع کمک کردن در زمان حضرات معصومین (صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین) نیز مرسوم بوده است. گاهی آن حضرات با استفاده از آبرو و اعتبارشان به مردم نیازمند کمک می کردند. فردی به نام ابنِ مهران نقل می کند که نزد حضرت امام حسن مجتبی(صلوات الله و سلامه علیه) [در اعتکاف] نشسته بودیم. مردی آمد و به امام عرض کرد:" فلانی از من مالی طلبکار است و می خواهد به خاطرش مرا زندانی کند". آن حضرت فرمود:«به خدا قسم مالی ندارم که قرضت را اَدا کنم». مرد گفت:" پس با او صحبت کنید[که مهلتی دهد و مرا زندانی نکند]". امام حسن (صلوات الله و سلامه علیه) کفشش را پوشید تا همراهش برود. من به او گفتم:" ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آیا اعتکافت را فراموش کردی؟". آن حضرت فرمود:" فراموش نکردم؛ اما از پدرم شنیدم که جدّم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:«کسی که در راه برآوردنِ حاجتِ برادر مسلمانش تلاش کند، انگار که خداوند عزّوجلّ را نُه هزار سال عبادت کرده که روزهایش را روزه بوده و شب هایش را به قیام گذرانده باشد»(3).

4- سخن گفتن به زیبایی با فقیر:
گاهی نمی توانیم کمک مالی به فرد نیازمند نماییم و نیازش را برآورده سازیم. در این مواقع، به نیکی سخن گفتن با فرد نیازمند از هر چیزی بهتر است. در این مواقع ممکن است فرد نیازمند به خاطر سختی که احساس می کند، حرف ناشایستی به انسان بزند؛ اما باید با گذشت با او رفتار نماییم و او را به خاطر حرفش سرزنش و توبیخ نکنیم. در سوره مبارکه بقره، آیه شریفه 263، خداوند متعال می فرماید (قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى) یعنی «گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان) و عفو (و گذشت از خشونتهای آنها)، از بخششی که آزاری به دنبال آن باشد، بهتر است». این گفتار خوش، باعث تسکینِ فقیر می باشد. باید در نظر داشته باشیم که حفظ آبرو و شخصیت فقیر از سیرکردنِ شکمش و برآوردنِ نیاز مالی اش با ارزش تر است.

لازم نیست یک نفر به همه مردم کمک کند. چنین کاری از دست هیچ فردی برنمی آید. بلکه اگر هر نفر درحدّ توانش به یک نیازمند کمک کند، وضعیت جامعه خیلی بهتر می شود. شما نیز در حدّ توان خود با راه هایی که در بالا گفتم، به دیگران کمک کنید. در آیه شریفه 32 سوره مبارکه مائده، خداوند متعال می فرماید: (وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا) یعنی «وهرکسی که انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است». این منطق اسلام است که خداوند متعال کار خوب را بیشتر از اندازه آن ارج می دهد. اگر شما به یک نفر در حدّ توان خود کمک کنید، نیّتِ خیرتان ارزشمند است. امام صادق (صلوات الله و سلامه علیه) از حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل نمودند که فرمود:«إنّما الأعمالُ بِالنّیّات وَ لِکُلِّ امْرِءٍ ما نَوی» یعنی «أعمال فقط با به نیّت هایش سنجیده می شوند و برای هر شخص آن چیزی است که قصد نـموده است»(4). با کمک کردن به دیگران از راه های بالا احساسِ ناخوشایندتان کمتر می شود و احساسِ شادی و نشاط شما افزایش می یابد.



پی نوشت:
1: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 163، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1407ق.

2: حياة الامام الحسن عليه السلام، باقر شريف القرشي، چاپ دوم، نجف، مطبعة الآداب، 1384 ه. ق، ج 1، ص 302؛ سيره پيشوايان، مهدی پيشوايي، قم، مؤسسه امام صادق عليه السلام، ص 91 و 92.
3: حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج7، ص409، دار إحیاء التُراث العربی، بیروت، 1391 ه.ق.
4: النوری الطبرسی، الحاج میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 1، ص90، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، بیروت، 1408ه.ق.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=64965&p=1020552&viewfull=1#post10...