چرا خدا این کودک را نجات نمیدهد؟

سوال:
اگر کودکی به خاطر شرایط وراثت و محیط در شر بیفتد یا اصلا گناه کند و آینده اش تباه شود، خداوند اصلا توانایی جلوگیری آن را نداشت؟
جز تقدیرات حتمی اش که این چنین می شود؟ خواست خود خداوند است ؟
خداوند توانایی نجات دادن دارد یا نه ؟ اگر نجات پیدا نکرد دلیلش چیست : شقاوت ؟ قضا الهی ؟ بلا و مصیبت ؟ انتقام ؟ امتحان ؟
علت هر چه که باشد آیا خدا توان نجات دادن این کودک که نقشی در این سرنوشت را داشته است ندارد؟

 


جواب:
خدا، خالق تمام اسباب و علل است و بر آنها مسلط است و هر وقت که بخواهد می تواند آنها را از اثر بیاندازد همانگونه که؛ در برخی از موارد به عنوان معجزه آن را به بشر نشان می دهد (مانند سرد شدن آتش بر ابراهیم) امّا حکمت خدای تعالی حکم می کند که این عالمی را که بر اساس علل و اسباب مادی ساخته است پی در پی قوانین آن را نقض نکند.
بنای خدا در عالم خلقت بر پیشبردن امور به صورت خارق العاده و معجزه نیست؛ بلکه خدا این عالم را بر اساس یک سری سنت های تغییر ناپذیری خلق کرده است و این سنت ها، در طولِ عمرِ این عالم، جاری و ساری است و بنا بر این سنت مستحکم حکیمانه امور این عالم را در مسیر اسباب و مسببات و تحت همان سنن جاری می سازد چرا که در غیر این صورت دائم برای تغییر جریان طبیعی امور باید امور خارق العاده جریان می یافت و یک نوع گتره و خروج از نظم طبیعی عالم بیرون می آمد. و همچنین آفرینش انسان به عنوان یک موجود مختار، لغو و بیهوده می شد. (و خدا حکیم است و کار لغو نمی کند).
مثلا شما فرض کنید؛ هر کجا که یک مظلومی مورد تعدی و ظلم قرار می گرفت خدا به صورت غیبی ورود پیدا می کرد و رفع ظلم می کرد،
یا هر کجا بشر اختیاری و غیر اختیاری کاری انجام می داد که به صلاح خود و یا جامعه اش نبود آن را دفع می کرد و نمی گذاشت رخ دهد!
و یا مانع از تاثیر علل مادی می شد به بهانه این که شر می آفریند و ...
چه اتفاقی در عالم می افتاد؟
این حرف تبعاتی و تالی فاسد هایی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنم(تا خوب مساله برای شما ملموس شود)
کسی اختیاراً می خواهد دزدی کند و مال دیگری را بردارد هنگام برداشتن پول سرقتی دستش بخشکد و یا پایش فلج شود!
کسی اختیاراً می خواهد حرف دروغی بزند و کسی را گمراه کند لال می شود که به دیگران ضررر نرساند!
پادشاهی برای کشور گشایی می خواهد به کشور همسایه حمله کند چون در این جنگ کودکانی آسیب می بینند و افراد کشته می شوند خدا این پادشاه و لشکریانش را در جا بخشکاند!
کسی می خواهد شمشیری بر علیه مردم به کار بگیرد شمشیرش به پنبه مبدل شود!
و...
و هزاران تالی فاسد دیگر.
آیا کسی که از تالی فاسد های سخن خود مطلع باشد این سخن را می گوید؟
هرگز.
خدای حکیم، این دنیا را بر اساس علت و معلول آفریده و اداره و جریان امور آن را بر همین اساس سامان داده است و با این که قدرت دارد که جلو انحرافات و ظلم ها و اشتباهات را بگیرد اما بنا بر حکمت خود این کار را نمی کند.
البته علل و عوامل در عالم وجود متعدد هستند برخی از آنها ظاهری و برخی از آنها باطنی و معنوی هستند انسان باید تلاش کند و علل و اسباب مادی را برای بهبود وضع زندگی خود به کار بگیرد و دین راه ها و اسباب باطنی و معنوی و آن راه هایی که اکثر مردم از آن غافل هستند ولی واقعا در عالم کارگر و موثر است را به مردم نشان می دهد تا از آن استفاده کنند مثلا دعا ، یا صدقه دادن، کمک به همنوع و ...
اما جواب این که سوال کردید؛ چه راهکارهایی برای جبران این ضرر به کودک وجود دارد این است:

1- اختیار انسان: مساله اختیار در انسان آنقدر مهم است ؛که اگر کسی واقعاً بخواهد سرنوشت خود را عوض کند، بر خلاف جریان محیط و وراثت و .. می تواند و تلاش او در این زمینه با حمایت های معنوی الهی همراه می شود ولی مهم این است که بخواهد. خدای تعالی در برخی از آیات نمونه هایی را بیان کرده است؛ مثلا همسر فرعون که در بدترین شرایط محیطی زندگی می کرد به خدا ایمان داشت و خدا او را به عنوان مثالی برای زنان و مردان مومن بیان کرده است: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ إِذ قالَت رَبِّ ابنِ لي عِندَكَ بَيتًا فِي الجَنَّةِ وَنَجِّني مِن فِرعَونَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّني مِنَ القَومِ الظّالِمينَ»
و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه‌ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!»(1)
و در این راه خدا تلاش افراد را به ثمر می نشاند : «الَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» وآنها كه در راه ما (با خلوص نيت) جهاد كنند ، قطعا به راههاي خود هدايتشان خواهيم كرد.(2)

2- اصل تکلیف بر اساس وسع: خدا می فرماید من بر اساس وسع و ظرفیت افراد از آنها تکلیف می خواهم (این ناظر به دنیا) : «لا يُكلِّف اللَّهُ نَفْساً إِلا وُسعَهَا لَهَا مَا كَسبَت وَ عَلَيهَا مَا اكْتَسبَت» خداوند هيچ كس را، جز به اندازه توانايى اش ، تكليف نمى كند. (انسان ،) هر كار (نيكى ) را انجام دهد، براى خود انجام داده ، و هر كار (بدى ) كند، به زيان خود كرده است(3)

3- اصل رتبه بندی بر اساس سعی و تلاش نه بر اساس داشته ها: این قضاوت های ظاهری ما در این دنیا که فلانی با ایمان تر از فلانی و برتر از فلانی است در قیامت جایگاهی ندارد بلکه در قیامت و محکمه عدل الهی، افراد بر اساس تلاش هایشان امتیاز می گیرند. شاید کسی در محیط بسیار بد و یا در خانواده ای بسیار بد و با غذای حرام و فکر حرام وجودش شکل گرفته؛ خدا به جهت گیری او نگاه می کند نه به عملکرد او. او اگر یک قدم از این رزائل فاصله بگیرد هر چند به نگاه ظاهری ما هنوز در عمق گناه است ارزشش از فردی که با داشته های فراوان محیطی و ذهنی و .. عقب گرد کرده بهتر است و جایگاهش نزد خدا بیشتر است.
قرآن می فرماید:
ألّا تَزِرُ وازِرة ٌ وِزرَ اُخری (4)
که هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی گیرد ،
وَ أَنْ لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی (5)
و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست ،
وَ أَنَّ سَعْیهُ سَوْفَ یری (6)
و اینکه تلاش او بزودی دیده می شود ،
اگر در این آیات دقت کنید واضح است که محور اصلی در رتبه دهی و پاداش بخشی در نگاه قرآن برای انسان ها سعی و تلاش و کوشش اوست و خدا می فرماید که هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی گیرد. و برای انسان هیچ چیز نیست مگر سعی و تلاشی که می کند . و آنچه را که در قیامت می بیند سعی و تلاش خود است نه چیز دیگری .

محور در ارزشمندی انسان سعی اوست ، جهت گیری اوست نه داشته های او . چه بسا داشته های انسان غیر اکتسابی است؛ مثلا کسی که در یک خانواده ای بسیار عالی زندگی خود را شروع می کند و پدر و مادر هم در تربیت او هم در حفظ قرآن او هم ... تلاش می کنند و شاید این کودک تا مدتی نقش آنچنانی در این داشته های خود ندارد.
پس ملاک ارزشمندی فرد داشته های غیر اکتسابی او نمی تواند باشد چون خودش تلاشی برای آن نکرده است بلکه سعی او است که در نگه داری این ارزش ها و ترقی و تکامل آنها به این فرد ارزش می دهد.

در طرف مقابل هم همین طور است؛ کسی که در انحطاط اخلاقی خود در اوان کودکی هیچ اراده و تقصیری نداشته و بسیاری از مشکلات را بی اختیار به همراه خود دارد این فرد نباید با داشته هایش سنجیده شود بلکه با تلاشش بر این داشته ها سنجیده می شود شاید یک درصد تلاش این فرد برای تغییر به خوبی ها با یکسال قرآن خواندن آن فرد اول برابری کند و این خداست که در روز قیامت این ها را محاسبه می کند.

4- اصل اعواض: گاهی در این دنیا بر اساس علت و معلول بودن عالم ماده آسیب هایی نا خواسته به برخی بخورد خدا در قیامت این نواقص را جبران کرده و به او در عوض آن نقص چیزی عنایت می کند که فرد از گرفتن آن احساس رضایت کنند.(7)

پی نوشت ها:
1- تحریم: 11.
2- عنکبوت: 69.
3-بقره: 286.
4- نجم: 38.
5- نجم: 39.
6- نجم: 40.
7- صدوق، التوحید، نشر اسلامی، ص 381.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=64875&p=1017703&viewfull=1#post10...