فرهنگى زيبا در كشور آلمان

سوال:
در آلمان دور انداختن هرگونه بطري شيشه اي و پلاستيكي كار كاملا عجيبي محسوب ميشود.
در آن كشور به علت اهميت مسئله بازيافت شما میتوانید با برگرداندن بطري ها به هر سوپر ماركتي بخشي از پولي كه در ازاي خريد محصول داده بوديد را پس بگيريد.
اما در كنار اين قانون فرهنگ زيباتري شكل گرفته كه معمولا مردم بطري هاشون را در كنار سطل آشغال ها ميگذارند تا بى بضاعتها با برگرداندن آنها به سوپر ماركت پول خورد و خوراكشان را در بياورند ...انسان دوستى در هر شكل و آيينى زيباست.

 

 


جواب:
رفتار های پسندیده و مطابق فطرت، در برخی از جوامع بشری آنقدر تکرار می شوند که به فرهنگ تبدیل می شوند؛ که شما دو نمونه از آن را از فرهنگ مردم آلمان در پرهیز از اسراف و نوع دوستی بیان کردید و از این نمونه ها در کشور های مختلف جهان و فرهنگ ها و تمدن های مختلف به وفور دیده می شود.
اگر خوب به این دو کار پسندیده (عدم اسراف حتی در حد یک بطری و همچنین نوع دوستی) نگاه کنیم هر دو این موضوعات برخواسته از آموزه های عقلی انسان و مطابق فطرت انسانی است و حتی نیاز به هیچ دین و آیین خاص ندارد و حتی نیاز نیست که عامل به این دو رفتار دیندار باشد و عقل و فطرت انسان حکم می کند که انسان اینگونه رفتار کند.
اسراف در منطق عقل، كارى غير قابل قبول است؛ بر اين اساس هر عاقلى، آدم اسراف گر را خطاكار به حساب مى آورد و عمل وى را نكوهش مى كند، زيرا اسراف خروج از حالت اعتدال است و ترديدى نيست كه حالت اعتدال مورد ستايش عقل بوده و ضد آن (اسراف) را عقل نكوهش مى كند.
نيز مى توان گفت؛ اسراف يكى از مصاديق ظلم و هر ظلمى خلاف عقل است، زيرا منابع حياتى جهان محدود است و اسراف كارى سبب محروميت ديگران مى شود.
حتى انسان اسرافكار كه وجدان خود را با مسائل ديگرى از قبيل ابراز «برترى جويى» و مانند آن... راضى نگه مى دارد، كار مسرفانه خود را عملى، مطابق موازين عقل و شرع نمى داند، زيرا هيچ كسى از تضييع اموال خود خشنود نيست.

همچنين ترديدى نيست كه عمل اسرافگر، مورد رضاى خردمندان و عُقَلاء نبوده، بلكه پيوسته مورد اعتراض وانتقاد آنهاست، لذا صاحب نظرانى چون علامه نراقى(رحمه الله) درباره تحريم اسراف به مسئله «اجماع خردمندان» تمسك جسته اند.(1)

بر اين اساس ممنوعيت اسراف در شريعت اسلام در واقع تأييدى بر حكم عقل و سيره عقلا است و مى توان گفت اسراف به ادله اربعه حرام و ممنوع است، از اين رو بسيارى از فقهاى فريقين سخن از حرمت آن به ميان آورده اند كه حكايت از اجماع و اتفاق فقها مى كند. ابن ادريس حلى مى گويد: «الإسراف فعله محرّم بغير خلاف».(2)

گفتنى است كه اين تحريم اختصاص به اسلام ندارد، بلكه در همه اديان مطرح بوده است. چنان كه مفسر معروف علامه طباطبايى(رحمه الله) در تفسير الميزان ذيل آيه (... إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ...)(3) مى نويسد:
«و هي كما تقدّم خطابات عامّة لا تختصّ بشرع دون شرع و لا بصنف من أصناف الناس دون صنف...; اين آيه كه در قرآن مجيد آمده: «خدا اسرافگران
را دوست ندارد»، مختص آيين خاصى نيست، چنان كه به دسته خاصى از انسان ها نيز اختصاص ندارد».(4)

البته نمى توان انكار كرد كه اسراف و تبذير مراتبى دارد و همه مراتب آن از حيث «اصل حرمت» يكسان اند با اين تفاوت كه برخى از مراتبِ شديد آن از «گناهان كبيره» و بعضى از مراتب خفيف آن از «گناهان صغيره» محسوب مى شود، بنابراين همه مراتب آن را اعم از كبيره و صغيره بايد از موارد عصيان الهى دانست.

همان طور که گفتیم مبنای مقابله با اسراف حکم عقل است و هر عاقلی با کمی تفکر می تواند بفهمد که اسراف ناپسند است و باید در امور فردی و اجتماعی از آن پرهیز کرد.
به تعبیر امام علی(علیه السلام)؛ پیامبران الهی آمده اند که این احکام عقلی را که بر اثر جهالت ها و غفلت ها درون انسان ها نهفته شده اند بیرون بکشند :
امام علی(ع) در خطبه اول نهج البلاغه بعد از آنکه خلقت عالم و آدم را اشاره می فرماید، نوبت مسأله بعث رسل (بعثت) می رسد و می فرماید: «فبعث فیهم رسله؛ خدا رسولان خود را در میان مردم مبعوث فرمود»، «و واتر الیهم انبیائه؛ انبیای خودش را یکی بعد از دیگری فرستاد» یعنی به یکی قناعت نکرد، پشت سر هم فرستاد که هر کدام آمدند و تأیید و تأکید قبلی را کردند. چرا؟ «لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول؛ تا ادای عهدی را که خداوند در فطرتشان با آن ها بسته بود از آنان بخواهند و نعمت های فراموش شده او را به یادشان بیاورند و با ارائه دلایل بر آنان اتمام حجت کنند و دفینه های خرد آنان را برایشان برانگیزند». یعنی آمدند از مردم بخواهند وفا به پیمانی کنند که در فطرتشان هست.(5)

ائمه اطهار (علیهم السلام) بیاناتی در باب اسراف دارند که کوچکترین نوع اسراف که حتی ریختن اضافه آب آشامیدن (حتی بر لب رود فرات که هم اش آب آشامیدنی است) و دور انداختن هسته خرما و دور انداختن نیم خورده میوه و ... را اسراف معرفی کرده اند :
روی انه نظر الصادق علیه السلام الی فاکهة قد رمیت من داره لم یستقص اکلها فغضب و قال:
ما هذا ان کنتم شبعتم فان کثیرا من الناس لم یشبعوا فاطعموه من یحتاج الیه.
نقل شده است که امام صادق (علیه السلام) مشاهده کرد میوه ای را نیم خورده از خانه بیرون انداخته اند، خشمگین شد و فرمود:
اگر شما سیر هستید خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آنرا به نیازمندیش می دادید.(6)
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
ادنی الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون و القاء النوی.

امام صادق علیه السلام فرمود:
پائین ترین مرتبه اسراف عبارتست از:
1- دور ریختن آبی که از آشامیدن اضافه آمده است.
2- اینکه لباس کار و لباس بیرونی، یکی باشد.
3- بدور انداختن هسته خرما پس از خوردن خرما (7)

قال الصادق علیه السلام:
من شرب من ماء الفرات و القی بقیة الکوز خارج الماء فقد اسرف.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
کسی که آبی را از نهر فرات «گوارا» برای خوردن بردارد و بعد از نوشیدن، زیادی آنرا بیرون بریزد اسراف کرده است.(8)

با این توصیفات آیا شایسته نیست که ما کشور های اسلامی و مخصوصا ایران اسلامی که پرچم دار شیعه در جهان هستیم با تمسک به این دستورات عقلی و دینی به عنوان یک فرهنگ نمونه در دنیا در این گونه بحث ها باشیم؟؟

امام صادق علیه السلام : «معاشر الشیعة کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا...»
ای گروه شیعیان! همواره زینت ما باشید و مایه ننگ ما نگردید،...» (9)

اسلام عزیز ؛ به انسان ها دستور می دهد که در حال گشایش و حتی تنگدستی محرومین را فراموش نکنند و از اموال خود به صورت کریمانه و با تکریم آن فقیر انفاق کنند : «الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ...» آنهایی که از مال خود در حال وسعت و تنگدستی انفاق می کنند..(10)
اسلام از انسان ها می خواهد که نه تنها زیاده و زائده اموالشان را به فقرا بدهند( که این پایین ترین درجه بخشش و انفاق است) بلکه خواسته که انسان ها برای رسیدن به مراتب بالای قرب الهی از آنچه که خودشان دوست دارند به فقرا بدهند: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ..» (11)
أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ : ای اهل ایمان ! انفاق کنید از بهترین آنچه اندوخته اید و از آنچه برای شما از زمین می رویانیم .(12)

امیرمؤمنان على (علیه السلام) فرمود : طوبى لمن أنفق الفضل من ماله وأمسک الفضل من کلامه (12)
خوشا به حال کسى که اضافه بر نیاز خودش از اموالش را انفاق کند و از سخنان اضافى خوددارى نماید.

پی نوشت:
1-
نراقی، عوائد الایام، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1375، ص 616.
2-
ابن ادریس حلی، سرائر، موسسه نشر اسلامی، ج1، ص 440.
3-
اعراف: 31.
4-
طباطبایی، المیزان،انتشارات جامعه مدرسین، ج7، ص 89.
5-
نهج البلاغه، خطبه، 1.
6- جلالی شاهرودی، مجموعة الاخبار،کتابفروشی جعفری، باب 171، حدیث 4.

7- عاملی، وسائل الشیعه، آل البیت،ح 3، باب 28، ص 374.
8-
جلالی شاهرودی، مجموعة الاخبار،کتابفروشی جعفری، باب 171، حدیث 3.
9- مجلسی،بحار، دار احیاء تراث، ج 11، ص 310 .
10-
آل عمران: 134.
11-آل عمران: 92.
12-
بقره:267.
http://www.askdin.com/showthread.php?t=64906&p=1017716&viewfull=1#post10...