"صدق الله العلی العظیم"

سؤال: چرا ما در پایان قرائت قرآن می گوییم: "صدق الله العلی العظیم" اما اهل سنت میگویند "صدق الله العظیم"؟
آیا علتش علاقه مندی شیعیان به حضرت علی (ع) است یا نفرت اهل سنت از آن حضرت؟ یا اینکه دلیلی دیگر دارد؟



جواب:
یکی از آداب قرائت قرآن، تصدیق کلام وحی پس از قرائت آیات آن است. این امر هر چند دلیل خاص روایی نداشته؛(1) اما از باب مطلوبیت تصدیق کلام وحی امری مطلوب و راجح پس از قرائت قرآن است.

این تصدیق با جملات «صدق الله العلی العظیم»،(2) یا «صدق الله العظیم»،(3) (که در این جملات «علی و عظیم» دو وصف از اوصاف «الله جل جلاله» است) و یا «صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُه»،(4) و یا «صَدَقَ اللَّه»،(5) و یا هر وصف دیگری که در قرآن و سنت برای خدای متعال بکار رفته همچون: «الْعَزِيزُ الْحَكِيم»،(6) و «السَّمِيعُ الْعَلِيم»،(7) و «الْحَكِيمُ الْخَبِير»،(8) و «الْعَلِيمُ الْحَكِيم»،(9) و «الْعَزِيزُ الرَّحِيم»،(10) و «الرَّحِيمُ الْغَفُور»،(11) و «صدق الله عز وجل»،(12) و... جایز است.

در برخی روایات به صورت موردی بیان شده که امام معصوم (علیه السلام) پس از قرائت آیه ای از قرآن کریم کلام پروردگار را تصدیق نموده است؛ چنانکه در روایتی که بیانگر سیره ی امام سجاد (علیه السلام) است آمده است که آن حضرت وقتی آیه ی اول سوره «قدر» را تلاوت می نمودند بیان می داشتند: «صدق الله عزوجل».(13)

همچنین از امام صادق (علیه السلام) روايت شده که فرمودند: کسی که سوره ی «و الشمس و ضحاها» را تلاوت و ختم کرد، بگويد: «صدق الله و صدق رسوله».(14)

همچنین در دستور دعای «ام داود» آمده است که امام فرمودند: پس از آنکه از خواندن سوره ها فراغت یافت بگوید: «صدق الله العظیم...».(15)

با توضیحات فوق روشن می گردد رویه ای که در بین قرّاء قرآن کریم متداول بوده که قاریان شیعه مواظبت بر گفتن «صدق الله العلی العظیم» داشته و قاریان اهل سنت نیز پس از قرائت قرآن «صدق الله العظیم» می گویند؛ مبتنی بر آرای فقهی فقیهان شیعه و سنی نبوده؛ و اختلافی فقهی محسوب نشده؛ بلکه چنین امری تنها در رویه ی قاریان به سنتی تبدیل شده و در طول زمان تبدیل به ملاکی در تشخیص قاریان شیعه از سنی شده است بدون آنکه چنین اختلافی مستندی شرعی داشته باشد.

همچنین چنین اختلافی هیچ ارتباطی به امام علی (علیه السلام) و محبت آن حضرت نداشته؛‌ زیرا که «علی» در این ذکر صفت «الله» تبارک و تعالی بوده و ذکر و عدم ذکر آن ارتباطی با مسائل اختلافی فریقین ندارد.

در مقابل عملکرد شیعه و سنی؛ شیوخ وهابی (سلفیون) التزام بر چنین امری را بدعت و حرام دانسته و از انجام چنین عملی نهی نموده اند.(16)


پی نوشت:

1. در این میان برخی اخبار در منابع روایی نقل شده که سند آنها ضعیف است. چنانکه مرحوم مجلسی به سندی از اهل سنت روایت می کند: «يا محمد فأخبرني ما ابتداء القرآن و ما ختمه قال يا ابن سلام ابتداؤه‏ بسم الله الرحمن الرحيم‏ و ختمه صدق‏ الله‏ العلي‏ العظيم‏ قال صدقت يا محمد»؛ «ابن سلام از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) سوالات متعددی كرد كه یكی از آنها این بود: ای محمد(صلی الله علیه و آله و سلّم) به من خبر ده شروع و ختم قرآن با چیست؟پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: شروع آن با «بسم الله الرحمن الرحیم» و پایان آن با «صدق الله العلی العظیم» است» ( مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، 111جلد، ج57، ص243، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق).

2. البقرة/255؛‌ الشوری/4.
3. الواقعه/96.
4. الاحزاب/22.
5. آل عمران/95.
6. البقرة/129، و...
7. البقرة/ 127، و...
8. الانعام/18، و..
9. البقرة/32، و...
10. الشعراء/9.
11. السبأ/2.
12.
كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - إسلامية)، 8جلد، ج1، 248، دار الكتب الإسلامية - ايران - تهران، چاپ: 4، 1407 ه.ق.
13. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - إسلامية)، 8جلد، ج1، 248، دار الكتب الإسلامية - ايران - تهران، چاپ: 4، 1407 ه.ق. : «كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَقُولُ‏ «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» صَدَقَ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ‏ اللَّهُ الْقُرْآنَ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر...».
14. طوسى، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، 10جلد، ج2،‌ص297، دار الكتب الإسلامية - ايران - تهران، چاپ: 4، 1365 ه.ش.: «وَ قَالَ: الرَّجُلُ إِذَا قَرَأَ «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها» فَيَخْتِمُهَا أَنْ يَقُولَ صَدَقَ‏ اللَّهُ‏ وَ صَدَقَ‏ رَسُولُه‏».
15. كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية و جنة الإيمان الباقية)، 1جلد، ص531، دار الرضي (زاهدي) - قم، چاپ: دوم، 1405 ق. :«فإذا فرغ من ذلك و هو مستقبل القبلة قال صدق‏ الله‏ العظيم».
16. معجم المناهي اللفظية ومعه فوائد في الألفاظ للشيخ بكر أبو زيد،‌ج15، ص10: «فإن التزام هذه بعد قراءة القرآن، لا دليل عليه، فيكون غير مشروع، والتعبد بما لم يشرع من البدع، فالتزامها والحال هذه بدعة».

http://www.askdin.com/showthread.php?t=64479&p=1014412&viewfull=1#post10...