پرسش:
آیا در کتاب نهج البلاغه واژه «نواقص العقول» درباره زنان به معنای تفاوت آنان با مردان است؟
 

پاسخ:
در کتب لغت واژه «نقص» به معنای خسارت و زیان در بهره وری(1) یا کاسته شدن و کاهش یافتن از یک چیز بعد از کامل شدن(2)، ضعف(3)، عیب(4) آمده است.

با عنایت به آنچه در کتب لغت ذیل واژه فوق آمده است می توان گفت معنای «نقص» تقریبا معنای روشن و واضحی است و آنچه در زبان فارسی درباره معنای «نقص» به ذهن خطور می کند و متبادر به ذهن است دور از معنای لغوی و ریشه این واژه نیست. هر چند ممکن است گاهی در کلماتی بین معنای لغوی آن و معنای مرسوم در جامعه تفاوت وجود داشته باشد اما در واژه «نقص» این تفاوت وجود ندارد و تقریبا همان معنایی که در لغت نامه ها برای واژه «نقص» ذکر کرده اند در فرهنگ جامعه نیز متعارف است.

در هر صورت با مراجعه به کتب لغت در می یابیم که معنای لغوی واژه «نقص» تفاوت نیست. اگر کسی بخواهد بگوید در لغت کلمه «نقص» به معنای تفاوت است قطعا سخن ناصوابی گفته است. اما باید عنایت داشت که کسانی که این واژه را به معنای «تفاوت» دانسته اند مرادشان این نیست که در کتب لغت این واژه به معنای «تفاوت» است بلکه با توجه به واقعیت خارجی درباره زنان و غیر قابل پذیرش بودن برخی از تعابیر وارده در روایات درباره زنان ناچار به تفسیر واژه «نقص» که نوعی تنقیص و عیب برای زنان مطرح می سازد، به مفهوم «تفاوت» شده اند و این صرفا برای خروج از بار کردن معنای لغوی «نقص» بر زنان و پذیرفتن واقعیت عینی و خارجی درباره زنان است.

لازم به ذکر است که آنچه درباره زنان در نهج البلاغه ذکر شده است تمامی آن چیزی نیست که اسلام و عقل و تجربه درباره زنان نشان می دهد. زیرا اولا دیدگاه اسلام درباره زنان کاملا روشن است ثانیا عقل به هیچ وجه نظریه کمبود درباره زنان را نمی پذیرد ثالثا تجربه و واقعیت خارجی توانمندی و عدم کمبود زنان را در کارویژه های آنان نشان می دهد. ضمن اینکه در کتاب گرانسنگ نهج البلاغه جملات ناب دیگری درباره زنان آمده است که کرامت و انسانیت و ارزش زنان را به شایستگی بیان داشته است.

حاصل اینکه: معنای لغوی «نقص» تفاوت نیست بلکه متفاوت بودن زنان و مردان یک واقعیت عینی و خارجی و مطابق با نظریه اسلام و عقل درباره زنان است و آنچه در نهج البلاغه و البته در برخی از کلمات حضرت درباره زنان آمده است توجیهات و تفسیرهای خاص خود را دارد و اگر جمله ای قابلیت تفسیر مقبول را نداشته باشد کنار گذاشته خواهد شد ضمن اینکه آنچه در نهج البلاغه آمده است تمام سخن اسلام درباره زنان نیست بلکه برای رسیدن به یک جمع بندی جامع و ارائه نظریه اسلام باید سایر متون روایی و قرانی مورد مطالعه و مراجعه قرار گیرد.

پی نوشت ها:


1 . حسین بن محمد ، راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القران، مصحح: صفوان عدنان داوودی، ناشر: دارالقلم، 1412ق، چاپ اول، بیروت، ص 821.
2 . فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر ، ناشر: دارالهجره، 1414ق، چاپ دوم، قم، ج 1 ص 621.
3 . حسینی زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق: علی هلالی، دارالفکر، 1414ق، چاپ اول، بیروت، ج 9 ص 373.

3. ابن فارس، احمد،معجم مقاییس اللغه، محقق: عبدالسلام محمد هارون، مکتب الاعلام اسلامی، 1404ق، چاپ اول، قم، ج5 ص 470.
http://www.askdin.com/showthread.php?t=63940&p=1001300&viewfull=1#post10...