آیا این حکم از خلیفه دوم درباره نماز صحیح است؟

پرسش:

جایی که آب نباشد نماز واجب نیست آیا پیامبر چنین چیزی گفته و یا عمر بدعت گذاری کرده؟

پاسخ:

الف)وضو و غسل اسبابی اند که موجبات طهارت باطنی انسان مؤمن را فراهم می سازنند؛طهارتی که به واسطه ی آن مکلف صلاحیت انجام واجباتی که انجام آنها متوقف بر طهارت است را دارا می گردد.

در دین اسلام که اساس احکام آن بر عدم حرج و سختی استوار است، در صورت نبود آب و یا ضرر داشتن استعمال آن و ...تیمم تشریع گردیده است، قرآن کریم در این رابطه می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلَّا عابِري سَبيلٍ حَتَّى‏ تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْديكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوّاً غَفُوراً»؛[1] اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه مى ‏گوئيد! و همچنين هنگامى كه جنب هستيد- مگر اين كه مسافر باشيد- تا غسل كنيد، و اگر بيماريد، يا مسافر، و يا «قضاى حاجت» كرده ‏ايد، و يا با زنان آميزش جنسى داشته‏ ايد، و در اين حال، آب (براى وضو و غسل) نيافتيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! (به اين طريق كه) صورت‏ها و دست‏هايتان را با آن مسح نمائيد. خداوند، بخشنده و آمرزنده است.

بنابراین حکم قرآن نسبت به شخصی که دسترسی به آب ندارد و یا اینکه به واسطه ی موانعی قادر به استعمال آب نیست تیمم است.

ب) در تمامی منابع روایی اهل سنت در ابواب کتاب الطهارة، موضوع تیمم با روایات متعدد بیان گشته است.

به عنوان مثال در صحیح بخاری که معتبر ترین کتاب حدیثی اهل سنت است، پانزده روایت در باب تیمم آمده است، که مفاد برخی از آنها اینچنین است:

1) زمین برای من سجده گاه و مایه ی پاکیزگی قرار داده شده؛ پس هر مردی از امت مرا که وقت نماز فرا رسد و (آب نیابد تیمم کند):«جُعِلَتْ لِي الأَرْضُ طَهُورًا وَمَسْجِدًا فَأَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أُمَّتِي أَدْرَكَتْهُ الصَّلاَة (فَلْيُصَلِّ حَيْثُ أَدْرَكَتْهُ)».[2]

2) حسن بصری درباره ی مریضی که نزدش آب باشد و کسی را نیابد که به او آب دهد، چنین گفته است که وی تیمم کند. وابن عمر از سرزمین خود واقع در «جرف» آمد و چون به «مربد النعم »،رسید وقت عصر بود، وی در آنجا نماز خواند و سپس وارد مدینه شد در حالی که آفتاب بلند شده بود، و وی نماز خود را دوباره نگزارد:«وقال الحسن في المريض عنده الماء ولا يجد من يناوله يتيمم . وأقبل ابن عمر من أرضه بالجرف فحضرت العصر بمربد فصلى ثم دخل المدينة والشمس مرتفعة فلم يعد».[3]

3) وضوی مسلمان(با تیمم) او را از آب بسنده است:«وضوء المسلم یکفیه من الماء».[4]

4) تو را بسنده است که روی و هر دو کف خود را مسح کنی:«فقال النبی صلی الله علیه وآله: یکفیک الوجه و الکفان».[5]

5) پیامبر صلی الله علیه وآله:بر تو است تیمم با خاک پاک و همان تو را کفایت می کند:«علیک بالصعید، فانه یکفیک».[6]

6) عمار گفت:«پیامبر صلی الله علیه وآله دست خود را بر زمین زد و روی و کفهای خویش را مسح نمود:«فضرب النبی صلی الله علیه وآله بیده الارض فمسح وجهه و کفیه».

7) ابن عباس امامت نمود در حالی که تیمم کرده بود:«وام ابن عباس و هو متیمم».[7]

در فقه اهل سنت در موارد زیر مکلف باید تیمم نماید و نماز خویش را بخواند:

الف) به هنگام نبود آب، به اینکه اصلا آبی نیابد یا اینکه آب باشد و کفایت از امر وضو ننماید.
ب) عجز از استعمال آب یا احتیاج به وجود آب؛ به اینکه به واسطه ی عذری قادر به استعمال آب نباشد، و یا اینکه آب وجود دارد ، اما نیاز به نوشیدن آن دارد.[8] [9]

بنابراین بر اساس قرآن و سنت وظیفه ی کسی که به آب دسترسی ندارد، تیمم است، و وجوب نماز در این صور ساقط نخواهد شد. حتی در فرضی که وضع مشکلتر از این باشد، به اینکه مکلف نه به آب دسترسی داشته باشد و نه به خاک؛ فقهای اهل سنت فتوی به وجوب خواندن نماز بدون طهارت داده اند.[10]

عمر بن الخطاب و رای به عدم وجوب نماز به هنگام نبود آب برای غسل جنابت؟!

اجتهاد در مقابل نص عملی است که به فراوانی در میان برخی از صحابه رواج داشته است؛ هر چند که چنین عملی را نمی توان اجتهاد قلمداد نمود، بلکه ریشه ی چنین عملکردی جز جهل به قرآن و سنت و رسوخ عقائد جاهلی چیز دیگری نبوده است.[11]

در صحيح بخارى و صحيح مسلم در ابواب‏ تيمّم داستان رای عمر اینچنین آمده است:

«مردى نزد عمر آمد و گفت: من جنب مى‏ شوم و آبى نمى ‏يابم (كه غسل كنم) عمر گفت: نماز نخوان! عمّار ياسر حاضر بود، گفت: آيا فراموش كرده ‏اى كه من و تو در يكى از جنگ‏ها شركت داشتيم و جنب شده بوديم و آبى نيافتيم، تو نماز نخواندى و من خود را در خاك غلطاندم و نماز خواندم (سپس خدمت پيامبر رسيديم) پيامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: كافى بود كه دست هايت را بر زمين بزنى، بعد آن را فوت كنى و سپس با آن صورت و پشت دست هايت را مسح كنى.

عمر گفت: اى عمّار از خدا بترس (و اين سخن را تكرار نكن)، عمّار گفت: اگر بخواهى من اين حديث را نقل نخواهم كرد.

عمر گفت: هر گونه كه خودت بخواهى».[12]

____________________________________________________________

[1]. النساء/46؛ المائدة/6.

[2].صحیح البخاری، کتاب التیمم، ح330، دارالمعرفة.

[3] . همان، ح:331.

[4].همان،ح:334.

[5] .همان، ح337.

[6]. همان،ح:343.

[7].همان،ح:338.

[8].الفقه علی المذاهب الاربعة، الجزیری، ج1،ص154.

[9] . در فقه شیعه در هفت مورد زير به جاى وضو و غسل بايد تيمم كرد: 1- تهيه آب به قدر وضو يا غسل ممكن نباشد؛ 2- به واسطه پيرى، ترس و مانند آن دسترسى به آب نداشته باشد؛ 3- آب براى انسان ضرر داشته باشد؛ 4- اگر بترسد آب را به مصرف وضو يا غسل برساند خودش، همسر و فرزندانش، رفيقش و يا كسانى كه به او مربوطند از تشنگى بميرند يا مريض شوند؛ 5- بدن و لباس، نجس باشد، فقط كمى آب به اندازه تطهير آن دارد. 6- غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است آب يا ظرف ديگرى نداشته باشد. 7- وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى‏شود. (ر. ك. توضيح المسائل، موارد تيمم).

[10]. حکم فاقد الطهورین در نظر مذاهب حنفی و شافعی و حنبلی، وجوب اقامه ی نماز است، اما فقهای مالکی مذهب در این صورت فتوی به سقوط وجوب نماز داده اند.(الفقه علی المذاهب الاربعة، مبحث من عجز عن الوضوء و التیمم).

[11] . در موسوعه مصرى «عبد الناصر» تحت عنوان «ما ليس فقهاً» اين چنين آمده است: آرايى كه مبتنى بر نصّ شرعى نيست و صرفاً از طريق اعمال نظر شخصى در احكام شرعى بدست آمده، «فقه» ناميده نمى ‏شود مگر اينكه در جايگاه شايسته خود قرار گيرد و از كسى كه اهليّت براى اظهار نظر فقهى دارد صادر شود. و اينكه معروف و مسلّم است كه: اجتهاد در مقابل نص مورد قبول نيست از همين جا نشأت مى ‏گيرد و قول فقها كه مى‏ گويند: اجتهادى كه مخالف كتاب خدا يا مخالف سنّت يا برخلاف اجماع باشد و يا گرچه مخالف اين سه اصل نيست ولى سخنى بدون دليل بوده باشد، اعتبارى ندارد و از مقوله «اختلاف نظر فقها» به حساب نمى ‏آيد و «فقه» ناميده نمى‏ شود ...( موسوعة الفقه الاسلامى( مشهور به موسوعه جمال عبد الناصر)، ج 1، ص 13).

[12]. صحیح مسلم، کتاب الحیض، ح:706، دارالفکر تک جلدی:«حَدَّثَنِى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ هَاشِمٍ الْعَبْدِىُّ حَدَّثَنَا يَحْيَى - يَعْنِى ابْنَ سَعِيدٍ الْقَطَّانَ - عَنْ شُعْبَةَ قَالَ حَدَّثَنِى الْحَكَمُ عَنْ ذَرٍّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبْزَى عَنْ أَبِيهِ أَنَّ رَجُلاً أَتَى عُمَرَ فَقَالَ إِنِّى أَجْنَبْتُ فَلَمْ أَجِدْ مَاءً. فَقَالَ لاَ تُصَلِّ. فَقَالَ عَمَّارٌ أَمَا تَذْكُرُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ أَنَا وَأَنْتَ فِى سَرِيَّةٍ فَأَجْنَبْنَا فَلَمْ نَجِدْ مَاءً فَأَمَّا أَنْتَ فَلَمْ تُصَلِّ وَأَمَّا أَنَا فَتَمَعَّكْتُ فِى التُّرَابِ وَصَلَّيْتُ. فَقَالَ النَّبِىُّ -صلى الله عليه وسلم- « إِنَّمَا كَانَ يَكْفِيكَ أَنْ تَضْرِبَ بِيَدَيْكَ الأَرْضَ ثُمَّ تَنْفُخَ ثُمَّ تَمْسَحَ بِهِمَا وَجْهَكَ وَكَفَّيْكَ ». فَقَالَ عُمَرُ اتَّقِ اللَّهَ يَا عَمَّارُ. قَالَ إِنْ شِئْتَ لَمْ أُحَدِّثْ بِهِ. قَالَ الْحَكَمُ وَحَدَّثَنِيهِ ابْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبْزَى عَنْ أَبِيهِ مِثْلَ حَدِيثِ ذَرٍّ قَالَ وَحَدَّثَنِى سَلَمَةُ عَنْ ذَرٍّ فِى هَذَا الإِسْنَادِ الَّذِى ذَكَرَ الْحَكَمُ فَقَالَ عُمَرُ نُوَلِّيكَ مَا تَوَلَّيْتَ».

http://www.askdin.com/thread30747.html#post392098

دیدگاه جدیدی بگذارید