آیا حضرت محمد(ص) 46 همسر داشت؟


پرسش:
چرا پیامبر (ص) 46 همسر داشت؟ حتی بیشتر از چهار برخلاف نص قرآن است، آیا صحیح است که یهودیان در مورد این تعداد حضرت را سرزنش کردند؟ هبه کردن زنان خود را به پیامبر(ص)به چه معنا است؟


پاسخ:
عدد 46 صحیح نیست بلکه پیامبر (صلی الله علیه وآله) در طول زندگی با 11 نفر ازداوج کرده اند که برخی از آنها همزمان نبوده اند: این همسران عباتند از : حضرت خدیجه(علیها السلام)، سوده، عایشه
حفصه زینب بنت جحش، صفیه بنت حی بن اخطب، ام حبیبه، زینب بنت خذیمه، جویریه، ام سلمه، میمونه که یازده نفر هستند و و کنیزی به نام ماریه قبطیه ام سلمه.
بنابراین تنها 11 نفر همسر و یک نفر کنیز و چهار برابر کردن این افراد نشان از نهایت تلاش دشمنان اسلام در جعل چنین شبهاتی را بازگو می کند.
در مورد این تعدد زوجات نیز می دانیم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) تا 25 سالگی ازدواج نکرده و در 25 سالگی نیز با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ازدواج کرد. ایشان نیز بنابر برخی از اقوال در هنگام ازدواج چهل سال(1) و بنابر برخی از اقوال کمتر داشت از جمله برخی سن ایشان را 28 سال داشت(2) پیامبر(صلی الله علیه واله) تا آخر عمر این بانوی گرامی، ازدواج مجددی نداشته با آنکه می توانستند بهترین زنان را به عقد خود در آورند چون قریش حاضر بود هر چه ایشان می خواهد در اختیارش قرار دهد(3)


نکته بعدی اینکه نگاه به زندگی نامه همسران پیامبر (صلی الله علیه واله) این مطلب را بازگو می کند که بجز عایشه همه همسران پیامبر (صلی الله علیه واله) بیوه بوده و برخی سن بالایی هنگام ازدواج داشتند. صحابه پیامبر(صلی الله علیه واله) آنقدر ارادت به ایشان داشتند که در صورت درخواست ایشان بهترین دختران را با التماس به عقد ایشان در می آورند. اما پیامبر(صلی الله علیه واله) چنین نکرده و اکثر همسران خود را از بیوه ها انتخاب کردند این خود گویای آن است که حضرت اهداف والای دیگری را در پس این ازدواج ها در نظر داشتند که هر یک از همسران متفاوت است.

و آخرین نکته اینکه شاید کسی تصور کند که همین تعداد نیز زیاد است اما این مطلب به عرف و فرهنگ آن زمان عرب بر می گردد. دشمنان پیامبر(صلی الله علی و آله) به ایشان انواع و اقسام تهمتها را زدند. ایشان را جن زده(4) ساحر، دروغگو و ... خطاب کردند اما هیچ کدام اعتراض نکردند که چرا همسران زیادی اختیار کرده ای. زیرا خود نیز چند همسر داشتند. در فرهنگ عرب آن زمان و حتی غیر عرب تعدد زوجات امری رایج بود و در این امر فرقی بین فقیر و غنی دیده نمی شد.
اما در مورد اینکه چرا بیشتر از چهار همسر اختیار کردند، پیامبر (صلی الله علیه وآله) از طرف افراد و قبائل زیادی مورد فشار بودند. زیرا افتخار می کردند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) دامادشان باشد.
پیامبر(صلی الله علیه وآله)به بانویی از انصار که می خواست خود را بر حضرت هبه کند فرمود
« َّ قَالَ يَا أُخْتَ الْأَنْصَارِ جَزَاكُمُ اللَّهُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ خَيْراً فَقَدْ نَصَرَنِي رِجَالُكُمْ وَ رَغِبَتْ فِيَّ نِسَاؤُكُمْ »(5)
ای خواهر انصاری، خداوند به شما جزای خیر عطا کند مردانتان مرا یاری کردند و زنانتان به من رغبت پیدا کردند


در مورد سوال دوم، بله یهود به پیامبر (صلی الله علیه وآله) اشکال کردند اما نه اشکال به خاطر تعداد زنان بود بلکه اشکال به خاطر مسائل دینوی بود. در نگاه آنان پیامبر باید فوق بشر باشد شئون بشری نداشته باشد لذا اشکال کردند تا خداوند این آیه را نازل کرد
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّيَّةً وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ (6)
ما پيش از تو (نيز) رسولانى فرستاديم؛ و براى آنها همسران و فرزندانى قرار داديم؛ و هيچ رسولى نمى‏توانست ا (ز پيش خود) معجزه‏اى بياورد، مگر بفرمان خدا! هر زمانى نوشته‏اى دارد (و براى هر كارى، موعدى مقرّر است)!
قرطبی در تفسیرش در توضیح این مطلب بیان می کند که یهود گفتند« لو كان نبيا لشغله أمر النبوة عن النساء، فأنزل الله هذه و- الآية، و- ذكرهم أمر داود و- سليمان فقال: (وَ- لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ- جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ- ذُرِّيَّةً) أي جعلناهم بشرا يقضون ما أحل الله من شهوات الدنيا، و- إنما التخصيص في الوحي. »(7)
ترجمه: اگر این شخص پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود امر زنان او را مشغول نمی کرد. خداوند این آیه را نازل کرد و جریان داود و سلیمان را به آنان یادآور شد.(بیان آیه) یعنی خداوند انبیاء را از جنس بشر برگزید و کارهای امور دنیوی را برای آنان حلال کرد فقط در وحی از دیگر انسانها ممتاز شدند.
در برخی منابع نیز در توضیح اشکال یهود آمده«و المعنى كانوا بشرا يأكلون و يباشرون النساء و يلدون الاولاد،»(8) معنای اشکال آنها این است که چرا پیامبر مثل بشر غذا می خورد و با زنان مباشرت دارد و از ایشان اولاد به عمل می آید
اگر به جواب قرآن نیز نگاه کنیم آیه بحث ذریه را هم آورده پس بحث امور دنیوی، زن و فرزند و اینگونه مسائل است نه اشکال به تعداد زن گرفتن
در تفسیر مقاتل بن سلیمان- از جز قدیمی ترین تفاسیر - بیان شده ، این آیه در جواب کفار مکه بود که به پیامبر(صلی الله علیه واله) این اشکال را کردند(9) می دانیم که در مکه پیامبر(صلی الله علیه واله) تنها با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ازدواج کرده و همسری دیگری بر نگزید لذا به خوبی مشخص است بحث، بحث امور دینوی است اصل ازدواج منظور است نه تعداد آن
در شان نزول آیه اختلافات فراوان است. برخی گفته اند که این آیه مصداق خارجی ندارد و تنها می گوید در صورتیکه اتفاق افتاد حلال است. بعضى همچون ابن عباس و برخى ديگر از مفسران معتقدند كه پيامبر (صلی الله علیه وآله) با هيچ زنى به اين كيفيت ازدواج نكرد، بنا بر اين حكم بالا فقط يك اجازه كلى براى پيامبر ص بود كه هرگز عملا مورد استفاده قرار نگرفت.(10)


اما در مورد هبه کردن زنان، در قرآن آمده است که«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۗ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»(11) ترجمه:«ای پیغمبر (گرامی) ما زنانی را که مهرشان ادا کردی بر تو حلال کردیم و نیز کنیزانی را که به غنیمت خدا تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیز دختران عمو و دختران عمّه‌ها و دختران خالو و دختران خاله‌هایت را آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زن مؤمنه‌ای را که خود را به رسول (بی‌شرط و مهر) ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد، که این حکم (هبه و بخشیدن زن و حلال شدن او) مخصوص توست دون مؤمنان، که ما حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی مؤمنان را (که پیشتر با شرایط و عدد و حقوق آنها بر شوهر همه را بیان کردیم) می‌دانیم که چه مقرر کرده‌ایم. (این زنان همه را که بر تو حلال کردیم و تو را مانند مؤمنان امّتت به احکام نکاح مقیّد نکردیم) بدین سبب است که بر وجود (عزیز) تو در امر نکاح هیچ حرج و زحمتی نباشد. و خدا را (بر بندگان، خصوص بر تو) مغفرت و رحمت بسیار است.»
تفسیر مقاتل بن سلیمان آورده است که:این زن ام شریک دختر جابر بود که شوهرش ابوالفکر از دنیا رفت و خود را به پیامبرصلی الله علیه واله هبه کرد.(12)
این مطلب را نیز متذکر می شویم که تفاوت این ازدواج با ازدواج های دیگر فقط در این است که مهریه ندارد(13) والا همانند عقد دائم است یعنی همانطور که در ازدواج های دائم عرف است در اینجا نیز چنین است.

 

 


منابع
1.ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، بیروت، ‌دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ طبری، أبوجعفر محمدبن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمدأبوالفضل ابراهیم، بیروت، ‌ دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق، ج۲ ، ص۲۸۰.
2. بلاذری، أحمدبن یحیی بن جابر، جمل من انساب الأشراف، تحقیق: سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ‌ دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق، ج۱، ص۹۸: «وتزوّج رسول الله (صلی الله علیه و سلم) خدیجة و هو ابن خمس و عشرین سنه، وهی ابنة أربعین سنه.».
3. ابن هشام (م 218)،زندگانى محمد(صلی الله علیه وآله) پيامبر اسلام، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش.
4.ابن هشام (م 218)،زندگانى محمد(صلی الله علیه وآله) پيامبر اسلام، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش.
5. شیخ کلینی، کافی، اسلامیه، تصحیح علی اکبر غفاری و آخوندی، تهران، 1407، چاپ چهارم، ج5، ص568
6.سوره رعد، آیه 38
7.قرطبی، جامع الاحکام، ناصر خسرو، ایران، 1364ش، چاپ اول، ج9، ص327
8. میبدی، احمد بن محمد، امیرکبیر، تهران، 1371ش، چاپ پنجم، ج5، ص204
9. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1423ق، چاپ اول، ، ج‏2، ص: 382
10. آیه الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371ش، چاپ دهم، ، ج17، ص379
11. آیه 50 سوره احزاب
12.تفسير مقاتل بن سليمان، پیشین، ج‏3، ص: 501
13. فراء، یحیی بن زیاد(207)، معانی القرآن، محقق نجار، الهیئه المصریه العامه للکتاب، قاهره، 1980م، چاپ دوم، ج2، ص345

http://www.askdin.com/showthread.php?t=62272&p=979729&viewfull=1#post979729