سیاه پوشی وعزاداری

پرسش:
چرا در عزا سیاه می‌پوشیم که افسردگی می‌آورد؟ این همه عزاداری لازم است؟
 
 
پاسخ:
عزاداری و سیاه پوشی در برخی از مناسبت های شیعی مثل یادبود شهادت امام حسین علیه السلام، از دیرباز مرسوم بوده است و عالمان شیعه نیز آن را تایید کرده و در این راستا مجالس روضه و دسته های عزا تشکیل داده و در آن حضور به هم می رسانند. این مناسک و مراسم شیعی، از زوایای مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته و گاهی جریان های ضددینی و گاهی جریان های وهابی به طرح شبهاتی در این زمینه پرداخته اند. 
 
نکته اول: سیاه پوشی
متون دینی، یک کل یکپارچه است که در تفسیرش باید تمامی فرازهایش را در نظر گرفت. استناد به فرازی از آن و چشم‌پوشی از سایر فرازها، به بدفهمی از آن خواهد انجامید. از این رو، اگرچه در متون دینی، گاهی به رنگ های دیگر اشاره شده یا گاهی سیاه پوشی را پسندیده ندانستند، اما بیاناتی در تقابل با آن نیز وجود دارد و کلیت این انگاره را مخدوش می سازد که سیاه پوشی بد است. 
مثلا از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که ایشان سیاه پوشی را مکروه می دانست، مگر در سه مورد: «کفش، عمامه و عبا».(۱) حتما مستحضرید که کفش و عمامه و عبا، از لباس های اصلی مردان بوده و مخصوص یک صنف و گروه نبود. همچنین می توان این مطلب را به لباس زنان نیز تعمیم داد چرا که از جهت پوشش، فرق زیادی میان چادر و عبا یا کفش مردانه و زنانه نیست. 
همچنین، در روایات وارد شده که پس از شهادت امام علی علیه السلام، مردم اجتماع کرده و گریستند و پس از آن، امام حسن علیه السلام در میان مردم با لباس سیاه حاضر شد و برایشان سخن گفت.(۲) بنابراین، سیاه پوشی هنگام عزا، در تضاد با سیره اهل بیت علیهم السلام نبوده است و شواهدی در تاریخ دارد و بدون ایراد است.
 
افزون بر این، اگر سیاه پوشی به عنوان تعظیم شعائر تلقی شود، مستحب نیز می باشد؛ چنانکه آیت الله مکارم شیرازی در این راستا می فرمایند:
 «با توجّه به اینكه پوشیدن لباس مشكی در ایام شهادت حضرات معصومین(علیهم السلام) نوعی تعظیم شعائر الهی محسوب می شود كراهت ندارد و رنگ استحباب به خود می گیرد.»(۳) 
این مطلب، ناظر به آیه ۳۲ سوره مبارکه حج است که در آن آمده است: ﴿مَنْ یعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ﴾؛ یعنی بزرگداشت شعائر الهی، نشانه تقوای قلبی شما است و کسی که قلباً معتقد و دوستدار خدا باشد، این شعائر را بزرگ می دارد. شعائر الهی، هر آن چیزی است که انسان را به یاد خدا می اندازد.(۴) به جهت اهمیت تعظیم شعائر الهی است که بزرگان دینی معتقدند که بزرگداشت یاد خدا، حتی کراهت پوشیدن لباس سیاه را از بین می برد؛ یعنی اگرچه لباس مشکی به خودی خود مکروه است اما اگر به خاطر مصلحت مهمتری باشد و یاد خدا را در جامعه زنده کند، نه تنها مکروه نیست بلکه مستحب است. از آن جایی که در عصر حاضر نیز مردم برای اظهار حزن، سیاه می پوشند و از آنجایی که شیعه در حزن اهل بیت علیهم السلام محزون و در شادی آنها شاد است؛ از این رو، در ایام مصیبت اهل بیت علیهم السلام، مخصوصا شهادت اباعبدالله‌الحسین علیه السلام، سیاه پوشی، نوعی ابراز ارادت به ایشان، بزرگداشت مقام حضرت، مصداق آیه مودت(۵) و تعظیم شعائر(۶) است.
لازم به ذکر است که نه فقط مردم ایران بلکه مردم جهان نیز همچنان برای اظهار حزن و ناراحتی، سیاه می پوشند. به همین جهت، در ایام مرگ ملکه بریتانیا، بسیاری از کارکنان و مسؤولان و مردم انگلستان، سیاه پوشیده بودند تا از این طریق، حزن خود را نشان دهند. 
 
نکته دوم: عزاداری
در متون دینی به این اشاره شده که سالها پس از حادثه عاشورا نیز وقتی خاندان اهل بیت علیهم السلام آن حادثه را یاد می آوردند، اشک ریخته و حالت حزن و عزا می یافتند. روایت شده که امام سجاد علیه السلام مدت بیست یا چهل سال بر پدرشان گریستند و طعام و غذائی نبود که در مقابل حضرت بگذارند مگر آنکه حضرتش به یاد امام حسین علیه السلام گریه می‌کردند.(۸) امام زمان عجل الله تعالی فرجه، در زیارت ناحیه مقدسه می‌فرماید: «فَلَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْکِینَّ عَلَیکَ بَدَلَ اَلدُّمُوعِ دَماً؛ من صبح و عصر بر تو ندبه می‌کنم و به جای اشک‌ها بر تو خون می‌گریم.»(۹)(۱۰)
 
افزون بر اینها (اظهار عشق و حزن و کسب برکات معنوی)، هدف ما از برپایی عزای حسینی و هیاهو کردن در آن،(۱۱) فریاد این حقیقت است که هیچ گاه امام و پیشوای خود را در هدفی که داشت تنها نمی گذاریم. آنچه بر امام و پیشوای شیعیان گذشت، هیچ گاه تکرار نخواهد شد و آن نهضت پایان نیافته است. به جهانیان می فهمانیم که ما تابع امام و امامت هستیم و آماده ظهور و منتظر امام عصر -ارواحنا له الفداء- هستیم تا رسالت نیمه تمام امام حسین علیه السلام را به پایان برسانیم و طومار استبداد و استکبار و فساد را بپیچیم. عزای حسینی، ماندن در گذشته نیست بلکه ترسیم نقشه راه برای آینده است. احیای عزای حسینی با صدای بلند، فریاد لبیک به امام و امامت است و اعلام دشمنی با دشمنان خدا. بله، درست است که می توان از راه های دیگر غیر از عزاداری نیز این مطلب را به جهانیان فهماند؛ اما به سبب ماهیت غم انگیز این رخداد تاریخی، یکی از بهترین قالب ها برای انتقال این پیام، برپایی عزای حسینی است اما روشن است که انتقال این پیام مهم، محدود به عزاداری نیست و می توان از قالب‌های دیگر نیز بهره برد؛ مثلا اجرای تئاتر یا ساختن فیلم و سریال یا سخنرانی و نوشتن کتاب و مقاله و برپایی همایش. 
 
نتیجه:
با بررسی انتقادی متن حاضر، روشن شد که نویسنده محترم با استناد به فرازهایی از متون دینی و شواهد تاریخی و اجتماعی از یکسوی، و نادیده گرفتن سایر فرازها و ابعاد تاریخی و اجتماعی از سوی دیگر، به نتایج اشتباه در زمینه سیاه پوشی و عزاداری رسیده و اینطور وانمود می کند که در عصر حاضر عزاداری و سیاه پوشی پسندیده نیست؛ در حالیکه شواهد دینی و غیردینی زیادی در زمینه سیاه پوشی و عزاداری وجود دارد که پسندیده بودن این رسم در میان شیعیان و سایر اقوام را اثبات می کند. اینکه در عصر حاضر می توان از شیوه های دیگر نیز برای انتقال پیام حسینی استفاده کرد، به معنای بی فایده بودن یا از کار افتادن قالب های سنتی در انتقال این پیام خطیر نیست بلکه می توان همچنان از رسوم سنتی در کنار ابزارهای نوین برای انتقال اهداف نهضت حسینی بهره برد.
 
کلمات کلیدی:
سیاه پوشی، لباس مشکی، عزادارای حسینی، مراسم های مذهبی.
 
 
پانویس:
1.. «كَانَ رَسُولُ اللَّه یكْرَهُ السَّوَادَ إِلَّا فِی ثَلَاثٍ الْخُفِّ وَ الْعِمَامَةِ وَ الْكِسَاءِ»؛ كلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، ج ۶، ص ۴۴۹.
2.. «قال المدائنی و لما توفی علی (ع) خرج عبد الله بن العباس بن عبد المطلب إلی الناس فقال إن أمیر المؤمنین ع توفی... فبكی الناس و قالوا بل یخرج إلینا فخرج الحسن (ع) فخطبهم فقال أیها الناس اتقوا الله... و كان خرج إلیهم و علیه ثیاب سود...»؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۶، ص ۲۲.
3.. مکارم شیرازی، ناصر، احكام عزاداری، ص ۵۶.
4.. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۹۸-۹۹.
5.. سوره شوری، آیه ۱۸: ﴿قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی﴾؛
6.. سوره حج، آیه ۳۲: «﴿مَنْ یعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ﴾؛
7.. سوره یوسف، آیه ۸۶.
8.. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ج۱، ص۱۱۴-۱۱۵.
9.. مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ج ۱، ص ۴۹۶.
10.. «مَا مِنْ أَحَدٍ قَالَ فِی الْحُسَینِ شِعْراً فَبَکَی وَ أَبْکَی بِهِ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّهَ وَ غَفَرَ لَهُ»؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۸۳.
11.. تعبیر هیاهو برای امام حسین علیه السلام، از تعابیر امام خمینی ره درباره عزاداری های حسینی است: « اگر فقط مقدسی بود و توی اطاق و توی خانه می نشست برای خودش هی زیارت عاشورا می خواند و تسبیح می گرداند (برای امروز) چیزی نمانده بود... هر مکتبی هیاهو می خواهد باید پایش سینه بزنند... »(امام خمینی، روح الله، صحیفه امام، ج۸، ص۵۲۶-۵۲۷).