روایات مشکوک الصدور!

پرسش:
اخیرا یکی از اساتید دانشگاه بیان کرده که ما مسلمانان فقط باید به قرآن (سخن خدا) و سنت قطعی رسول مراجعه داشته باشیم و فقط این دو مورد برای ما حجیت دارند
.
اما از آن جا که در مورد روایات نمی توانیم دلیلی بر صدور این همه روایات از پیامبر و ائمه داشته باشیم، اصل اولیه در روایات مشکوک الصدور بودن است و تا زمانی که دلیلی بر خلاف آن نداشته باشیم تمام روایات قابل استناد و پذیرش نیستند. با این حال چگونه می گویید یکی از منابع استخراج احکام، سنت و روایات است؟

 

 

پاسخ:

برای رسیدن به پاسخ مطلوب، لازم است مطالبی خدمتتان عرض شود:

 

 

مطلب اول؛ حجیت سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله)

 

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) به تصریح قرآن کریم، وظیفه تبیین و تفسیر قرآن را بر عهده دارد:

 

«وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ‏ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ»؛ و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آن چه به سوى مردم نازل شده است براى آن ها روشن سازى‏.(1)

 

هر آن چه ایشان بگوید، متصل به وحی الهی است و همانند آن، اعتبار و حجیت دارد: «وَ ما يَنْطِقُ‏ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏»؛ و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى ‏گويد؛ آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست‏.(2)

 

خداوند متعال دستور می دهد (بدون هیچ قید و شرطی) هر آنچه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می گوید را بپذیرید و اطاعت کنید: «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ‏ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ»؛ آن چه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آن چه نهى كرده خوددارى نماييد؛ و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است‏.(3)

 

قرآن کریم، پیامبر را بهترین اسوه و الگو معرفی می کند: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً»؛ مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آن ها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى ‏كنند.(4)

 

بنابر این:

 

گفتار، افعال و تقریر (تأیید) پیامبر (صلی الله علیه و آله) که همان سنت نامیده می شود، حجیت دارد و بر همگان لازم است از آن پیروی کنند.

 

 

 

مطلب دوم؛ امامت ادامه رسالت

 

آیات و روایات مختلفی داریم که ولایت و امامت ائمه معصومین (علیهم السلام) را در راستا و ادامه رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دانسته است؛ از جمله:

 

ـ آیه اولی الامر: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را!(5)

 

ـ آیه تطهیر: «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ‏ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.(6)

 

ـ حدیث متواتر ثقلین: «إِنِّي تَارِكٌ‏ فِيكُمْ‏ أَمْرَيْنِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا ـ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَيْتِي عِتْرَتِي ـ أَيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّكُمْ سَتَرِدُونَ عَلَيَّ الْحَوْضَ فَأَسْأَلُكُمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِي الثَّقَلَيْنِ وَ الثَّقَلَانِ كِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِي فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِكُوا وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ»؛ من در میان شما دو چیز باقی می‌ گذارم که اگر آن ها را دستاویز قرار دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند. ای مردم بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار حوض  بر من وارد می‌ شوید، پس من از شما در باره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم. بر آن ها سبقت نگیرید که هلاک می شوید و به آن ها چیزی نیاموزید زیرا آن ها داناتر از شما هستند.(7)

 

ـ معیار حق: «قَالَ: الْحَقُ‏ مَعَ‏ عَلِيٍ‏ أَيْنَمَا مَال‏»؛ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: حق با علی (علیه السلام) است به هر سو که برود.(8)

 

بنابر این:

 

حجیت و اعتبار سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای اهلبیت و ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز ثابت است.

 

 

 

مطلب سوم؛ تفاوت سنت و حدیث

 

فرق مختصر و دقیقی بین سنت و بین حدیث است: سنت همان فعل و قول و تقریر معصوم است که وقت آن گذشته است یعنی قبلا و در زمان معصوم اتفاق افتاده است؛ ولی حدیث، خودش سنت نیست بلکه حکایت گر از سنت است.

 

مثال؛ سنت قابل نقد نیست، زیرا هر آن چه از معصوم صادر شده است، بر اساس ادله عقلی و  نقلی، بطور قطع حجت است، لذا می بینیم که سنت، صحیح، غلط، موثق، ضعیف و... ندارد.

 

بر خلاف حدیث که هم نقد حدیث داریم و هم حدیث صحیح، غلط، موثق، ضعیف و... داریم.

 

نکته:

 

وقتی بر اساس ادله عقلی و نقلی، سنت معصوم، قطعا حجت است، نمی توانیم از احادیث که روایت گر و حکایت گر از سنت هستند دست برداریم؛ زیرا زمان سنت گذشته (سنت در زمان معصوم واقع شده) و تنها راه دسترسی ما به سنت، همین احادیث و روایات هستند.

 

لازم به ذکر است تاریخچه حدیث به همان زمان صدر اسلام و حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امام علی (علیه السلام) می رسد و از همان زمان، نقل حدیث، جایگاه خود را داشته است. لذا شیوه نقل حدیث، تاریخچه و سابقه ای بسیار طولانی دارد.

 

 

 

مطلب چهارم

 

قرآن کریم، قطعی الصدور است یعنی بطور قطع می دانیم کلام خداوند متعال است که از طریق وحی بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شده است.

 

از طرفی می دانیم تحریفی در این کلام الهی، واقع نشده و این قرآن موجود، همان قرآنی است که توسط جبرئیل (علیه السلام) بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است.

 

اما در احادیث و روایات، موضوع متفاوت است؛ زیرا در بین انبوه روایات و احادیث، روایات ضعیف و روایات جعلی و ... هم داریم، یعنی هم از نظر صدوری باید به اطمینان برسیم و هم این که روایات می توانند دچار تحریف و جعل شوند لذا باید راهی پیدا کرد تا حدیث صحیح و سالم، از حدیث جعلی و دروغ، جدا و تفکیک شود.

 

برای این منظور، هم در بین عالمان اهل سنت و هم در بین عالمان شیعه، علم حدیث، علم درایه، علم رجال و... تاسیس و پایه ریزی شد تا با معیارها و ضوابطی که متخصصان حدیث شناس، بنا گذاشتند، بتوان حدیث صحیح و سالم را از حدیث غیرصحیح و ناسالم شناسایی کرد.

 

راوی حدیث، اتصال یا عدم اتصال به معصوم، طریقه دریافت حدیث (با واسطه یا بدون واسطه، حضوری و مستقیم، شفاهی، املایی، کتابتی و...)، اجازه نقل حدیث، ثبت حدیث، استاد حدیث، و... همگی معیارها و ضوابطی دارد که می توان از طریق آن ها به احادیث معتبر و صحیح، دسترسی پیدا کرد.

 

نکته:

 

نقل حدیث، تاریخچه و قدمتی بسیار طولانی دارد و آغاز آن از همان زمان صدر اسلام و زمان معصوم بوده است؛ لذا متصل به زمان و حضور معصوم بوده و از همان زمان حتی توسط معصوم، برای نقل حدیث، معیارها و ضوابطی بیان شده و سپس در ادامه و در ادوار مختلف، توسط متخصصان و اهل فن، این معیارها به صورت قانون و ضابطه درآمده و در طول زمان، چکش کاری شده و توسط اهل فن مورد نقد و بررسی قرار گرفته و عیب ها و نواقص برطرف شده و اکنون علمی متقن، با ضوابط و معیارهایی دقیق، مطرح است.

 

 

 

مطلب پنجم

 

هر جا سخن از استناد به روایات است، روایات معتبر و صحیحی منظور است که بر اساس ادله و قرائن و...، ما به صدور آن از معصوم، اطمینان و وثوق داریم.

 

به بیان دیگر؛ ما در دفاع از روایات و احادیث، موظف نیستیم از هر حدیثی دفاع کنیم، بلکه از آن حدیثی دفاع می کنیم که حکایت گر و روایت گر از سنت است؛ و کدام حدیث چنین است، حدیثی که بر اساس ادله و قرائن، اطمینان و وثوق داریم که از معصوم (علیه السلام) صادر شده است و با اطمینان می توان آن را به معصوم نسبت داد.

 

هر جا سخن از احادیث و استناد به روایات است، همین احادیثی منظور است که حکایت گر از سنت هستند؛ نه هر حدیثی.

 

بنابر این:

 

در موضوع استناد به روایات و احادیث، هر حدیثی منظور نیست بلکه احادیث معتبر و موثق و احادیثی منظور است که از صدور آن ها از معصوم، اطمینان حاصل شده است.

 

 

 

خلاصه:

 

با توجه به اهمیت و جایگاه روایات، که حجیت و اعتبار آن ها توسط ادله عقلی و نقلی (قرآن و سنت) ثابت شده؛ هم چنین با توجه به این که راه دسترسی به سنت، همین روایات و احادیث هستند زیرا آن ها حکایت گر از سنت می باشند؛ نمی توان به صرف ظنی الدلاله بودن روایات و این که به صدور روایت از معصوم، قطع و یقین نداریم، آن ها را کنار بگذاریم؛ زیرا حجیت آن ها در جای خود ثابت شده است.

 

بله، راه علمی و منطقی، آن است که با استفاده از علومی مانند علم حدیث، درایه و رجال، بر اساس ضوابط و معیارهای محکم و متقن این علوم، به دنبال تشخیص و شناسایی روایات سالم و معتبر از روایات ناسالم و غیر معتبر باشیم. هر روایتی را که از این طریق، به صدورش از معصوم، اطمینان و وثوق پیدا کردیم، بپذیریم و هر روایتی که فاقد معیارهای لازم بود را نپذیریم. 

 

لذا اگر منظور آن استاد، این است که هر حدیثی را تا اطمینان پیدا نکرده ایم که از معصوم صادر شده است، به شریعت و به معصوم نسبت ندهیم، حرف صحیحی است؛ اما اگر منظور این است که چون روایات، ظنی الصدور هستند و به صدور آن ها قطع نداریم، پس بطور کلی باید از روایات دست بکشیم و همه را کنار بگذاریم؛ این نتیجه گیری، غیرعلمی و غیر منطقی و خلاف تعالیم و دستورات قرآن کریم و سنت قطعی است؛ لذا مردود و باطل است.

 

 

 

نتیجه گیری:

 

ـ سنت (قول، فعل و تقریر) پیامبر (صلی الله علیه و آله) بطور قطع، حجت است؛

 

ـ بر اساس آیات قرآن و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ادله عقلی، سنت ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز مانند سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) معتبر و حجت است؛

 

ـ روایات و احادیث، حکایت گر از سنت هستند و راه دسترسی ما به سنت، از طریق احادیث و روایات است، لذا آن ها نیز حجت هستند و نمی توان جایگاه و اعتبار روایات را زیر سؤال برد.

 

ـ تا اطمینان و وثوق به صدور روایتی از معصوم نداریم، نباید آن را به معصوم نسبت دهیم.

 

ـ با ضوابط و معیارهایی که علم حدیث، درایه و رجال به ما می دهد، ابزار لازم برای حصول اطمینان از صدور روایت را داریم.

 

پی نوشت ها:
1. نحل: 16/ 44.
2. نجم: 53/ 3و4.
3. حشر: 59/ 7.
4. احزاب: 33/ 21.
5. نساء: 4/ 59.
6. احزاب: 33/ 33.
7. کلینی، الكافي، محقق/مصحح: غفاری و آخوندی، انتشارات دارالکتب اسلامیه ـ تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج ‏1، ص 294.
8. همان.

http://askdin.com/comment/1038686#comment-1038686