آیا در دوران ظهور هستیم؟

پرسش:
با توجه به تحقق برخی نشانه های ظهور و تطبیق و تشبیه آنها با برخی حوادث و اتفاقات جهانی مانند توسعه فساد و تباهی به مسأله دجال؛ تحرکات و جنگ یمن به آغاز خروج و قیام یمانی و انقلاب اسلامی و موضع گیری های ایران در برابر جهان غرب به قیام سید خراسانی؛ آیا می توان گفت ما در دوران ظهور هستیم؟
 
پاسخ:
در پاسخ، نکاتی را تقدیم می کنیم: نشانه های ظهور دو دسته اند: الف- نشانه های حتمی و ب- نشانه های غیر حتمی ظهور.
الف- علائم و نشانه های حتمی که 5 مورد است: منظور از علائم حتمی آن است که تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته است. که عبارتند از: 1. خروج سفیانی 2. خروج یمانی 3. صیحه آسمانی 4. فرو رفتن لشکر سفیانی در بیداء (خسف بیداء) 5. کشتن نفس زکیه. در خصوص نشانه های حتمی ظهور لازم به ذکر است که این نشانه ها به قدری وضوح و صراحت دارند که دیگر جای تردید و ابهام برای کسی باقی نمی ماند و همه به وضوح مصداق سفیانی، یمانی، صیحه آسمانی و خسف بیداء را می شناسند و تصدیق می کنند.
ب- نشانه های غیر حتمی ظهور: مقصود از علائم غیر حتمی آن است که وقوع آن ممکن است مشمول بداء گردد، چرا که فی الجمله مشروط به شروطی است که اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع می شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمی‌یابند.بر اساس یک دیدگاه، علائم غیرحتمی ظهور که طبق روایات بیان شده، 407 مورد است که بنظر می رسد غالب آنها به وقوع پیوسته است.(1) البته نمى توان سخنى قطعى و کامل در این مورد گفت؛ زیرا منابع اصلى و قدیمى شیعه، معمولاً از نشانه هاى خاص و محدودی نام برده اند و بعضى از این نشانه هایى که به عنوان علایم اتفاق افتاده در این منابع وجود ندارد و یا بسیار کم رنگ مطرح شده است پس ارائه نظر قطعى در مورد این نشانه ها، نیاز به پژوهش هاى علمى و گسترده در همه این منابع دارد. که بررسی آن در این مجال نمی گنجد. از طرفى، سخن از واقع شدن بعضى از نشانه ها و تطبیق آنها با حوادث خارجى، دشوار است. به عنوان نمونه، در مواردى که سخن از یک علامت و ظهور فرج بعد از آن مطرح شده، منظور گشایش و راحتى براى مؤمنان است، نه ظهور حضرت مهدى (عجل الله فرجه). همچنین از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است: «منتظر صدایى باشید که از طرف دمشق، ناگهان به شما مى رسد که آن، گشایشى بزرگ براى شما خواهد بود».(2) در بعضى از روایات، سخن امام به گونه اى است که خبر از یک اتفاق و واقعه مى دهد، نه اینکه بخواهد آن واقعه را یکى از علایم ظهور معرفى کند؛ مانند وقوع گرماى شدید در زمین.(3) بعضى از نشانه ها نیز طورى است که مى تواند معناى دیگرى - غیر از معناى ظاهرى - داشته باشد؛ مانند طلوع خورشید از مغرب که شاید کنایه به ظهور از مکه باشد.(4) با این حال، می توان گفت: اکثر علایم و نشانه هاى غیرحتمی ظهور محقق شده است.(5) و این مى تواند نویدى از نزدیک شدن ظهور باشد.
 
در این رابطه توجه به چند نکته دیگر خالی از لطف نیست: 
یکم. عده اى با توجه به اوضاع و شرایط فعلى حاکم بر جهان به این باور رسیده اند که دوره اى که ما در آن زندگى مى کنیم همان دوره آخرالزمان است که در روایات به آن اشاره شده است؛ زیرا براى آخرالزمان نشانه هایى گفته شده (مانند گسترش فساد و تفسیر دین براساس هوا و هوس و...) که این نشانه ها در دوره زمانى ما به وقوع پیوسته است پس زمان کنونى آخرالزمان است و ظهور نیز در این دوران محقق مى شود. به علاوه با وجود انقلاب اسلامى ایران و زنده شدن نام و یاد امام زمان(عجل الله فرجه)، آمادگى و اقبال مردم براى پذیرش ایشان بیشتر شده و امید به ظهور زیادتر گشته است.
دوم. برخى از علما معتقدند: همان گونه که غیبت دو مرحله اى بود و غیبت صغرى براى ایجاد آمادگى مردم براى ورود به غیبت کبرى لازم بود، ظهور نیز ممکن است دو مرحله اى باشد و با ظهور صغرى که در انقلاب اسلامى ایران تجلى یافته است، مردم با حقیقت قیام امام زمان آشنایى بیشترى پیدا کرده اند و براى ظهور اصلى و قیام جهانى حضرت آماده مى شوند.
سوم. حرکت عمومى کشورها و جوامع و دمیده شدن روح بیداری اسلامی در بین کشورها و تمایل به سمت وحدت و همگرایى همگانی و به عبارت دیگر توجه به تشکیلات بین المللى و اتحادیه هاى منطقه اى و فاصله گرفتن از جزءگرایى، ملت ها را به این نتیجه رسانده که براى آینده اى بهتر، باید مرزها را به حداقل رساند و جهان را دهکده اى کوچک دانست. این رویداد، آمادگى مردم را براى پذیرش یک حاکمیت فراگیر، بیشتر کرده است. البته استکبار جهانى تئورى دهکده جهانى را در جهت حفظ منافع خود و تک قطبى شدن جهان پى گیرى مى کند اما چه بسا اراده الهى به دست دشمنان خدا نیز انجام گیرد.
چهارم. اجحاف و تجاوز بیش از حد و روز افزون دولت هاى استکبارى به کشورهاى فقیر به شکل هاى گوناگون از یک سو و لجام گسیختگى فرهنگى و فکرى و علمى؛ مانند بحران هویت، بحران مشروعیت، بحران مدنیت از سوى دیگر، باعث هرج و مرج در زندگى بشر شده است.
این گونه مسائل و موارد این واقعیت را اثبات مى کند که آینده روشن جهان، چنانکه خداوند در قرآن کریم و از طریق روایات اهل بیت (علیهم السلام) وعده داده، فقط در سایه حاکمیت الهی فردى آسمانى است که احتمالاً ظهورش نزدیک است.
پنجم. گاهى خبرهایى مبتنى بر نزدیکى ظهور به برخى از شخصیت ها نسبت داده مى شود که نیاز به تامل و بررسى دارد. باید دانست که امر مشخص نمودن زمان ظهور، فقط در اختیار خداوند است و هیچ کس نمى تواند براى آن زمانى معیّن کند، اما بیان بعضی از بشارتها به عنوان شاهد وقرینه ای بر نزدیک بودن ظهور اشکالی ندارد و می تواند امید آفرین باشد.(6)
 
در نتیجه؛ چنانکه گفتیم معمولاً نشانه های غیر حتمی ظهور یا اتفاق افتاده و یا در حال رخ دادن است و نشانه های حتمی ظهور هم در سال منتهی به ظهور و قیام حضرت اتفاق خواهد افتاد و به قدری وضوح و شفافیت دارند که بر احدی مخفی نمی ماند و به سهولت، مصداق نشانه های مذکور توسط همگان تصدیق می شود، آنچه اهمیت دارد اینکه ما در شرایط کنونی آخرالزمان بدنبال خودسازی و تقوا و انجام وظایف انتظار و آماده کردن مقدمات ظهور با اصلاح خود و جامعه باشیم و از نواب عام حضرت که همانا عالمان و فقیهان الهی و ربانی هستند تبعیت کنیم.
 
پی نوشت ها:
1. مانند: 1- مردها زیر ابرو بر میدارند. 2-مردم سوار فیل های فلزی مشوند و در آسمان حرکت میکنند(هواپیما) 3-زمانی که انسان ها یکی از شرق ویکی از غرب با یکدیگر صحبت میکنند 4- مردم نماز را ضایع میکنند تا به کار های دنیایی برسند 5- دروغگو تصدیق و راست گو تکذیب میشود 6- ریاست دست زنان می افتد 7- مؤمن نتواند نهی از منکر کند مگر در قلبش 8- والیان در قضاوت رشوه بگیرند 9- مردم را به تهمت و یا سوء ظن بکشند 10- سوگند های دروغ به خدا بسیار گردد 11- مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت می کنند؛ و شنیدن سخن حق بر مردم سنگین، ولی شنیدن باطل برایشان آسان است؛ و همسایه از ترس زبان همسایه به او احترام می‌کند و ...، ر.ک: بحارالانوار، علامه مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت- لبنان، ج 52، ص 260ـ 256.
2. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، مترجم: محمد جواد غفاری، نشر صدوق، تهران، 1376، ب 14، ح 66.
3. همان، ح 44... .
4. چنان که امام على (علیه السلام) فرمود: «و هو الشمس الطالعه من مغربها»؛ بحارالانوار، ج 52، پیشین، ح 26.
5. ر.ک: محمد صدر، تاریخ غیبت کبرى، بنقل از کتاب مهدویت(پس از ظهور)، رحیم کارگر، بنقل از پرسمان.
6. برای مطالعه بیشتر ر.ک: مهدویت (پس از ظهور)، رحیم کارگر(نشر معارف)، پیشین، با کمی تغییر.