جنبه های سیاسی امر به معروف و نهی از منکر

پرسش:
چه میزان از امر به معروف و نهی از منکر های اوصیاء و اولیای الهی (پیامبراکرم و امامان معصوم(علیهم السلام)) جنبه سیاسی اجتماعی داشته و چقدر متوجه جنبه شرعی و دینی بوده است؟ اگر ما به محیطی وارد شدیم که برخی از جنبه های امر به معروف و نهی ازمنکر را غیر قانونی میدانستند آیا این وظیقه از ما ساقط میشود و فقط تذکر در باره حجاب مهم میشود یا نه؟
 
پاسخ:
پاسخ پرسش شما را با این مقدمه آغاز می کنیم؛ آیات زیادی در قرآن کریم درباره اهمیت این دو وظیفه مهم و بزرگ اجتماعی وارد شده است. در سوره آل عمران آمده است: «باید از شماها گروهی وجود داشته باشند که مردم را به نیکویی و خیر فرا خوانند و به معروف امر کنند و از منکر باز دارند و آنان رستگارانند.» (1) از این آیه استفاده می شود که امر به معروف و نهی از منکر، دو مرحله دارد: یکی مرحله فردی که هر کس باید به تنهایی وظیفه نظارتی خود را در حیطه مسائل شرعی و دینی و حتی مسائل سیاسی و اجتماعی نسبت به دیگران و جامعه و حکومت انجام دهد و دیگری مرحله همگانی و دسته جمعی که در این حال، همه مردم موظفند(اعم از همه مردم، عالمان و دانشمندان و حتی مسئولان) در قالب گروه ها و تشکل های سیاسی و اجتماعی برای پایان دادن به نابسامانی های سیاسی و اجتماعی دست به دست هم بدهند و با یکدیگر همکاری کنند. و قرآن و سیره علمی و عملی پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) به هر دو مرحله توجه دارد. پر واضح است که امر بمعروف و نهی منکر اجتماعی و سیاسی هم دامنه و گستره وسیعتر نسبت به مرحله فردی دارد و هم از اهمیت و ضرورت بیشتری برخوردار است و این مهم قطعاً از نگاه پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم السلام) که عاملان و مفسران حقیقی آیات الهی اند مخفی نمانده است.(2) افزون بر قرآن مجید، احادیث زیادی در منابع معتبر اسلامی درباره این دو وظیفه مهم و حیاتی وارد شده که تنها به چند نمونه اشاره می کنیم و این، نشان از ارزش و اهمیت این دو مسئله از دیدگاه پیامبر و امامان معصوم (علیهم السلام) دارد. برای نمونه:
 
- پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) انجام این دو فریضه را مایه سعادت و برکت می شمارد. (3) همچنین در روایت دیگری می فرماید: «همانا گناه پنهانی بنده به کسی جز گناهکار ضرر نمی رساند و اگر گناه علنی شود و عکس العملی در مقابل آن صورت نگیرد، به عموم مردم ضرر می زند».» (4) این قبیل روایات به اهمیت و ضرورت امر بمعروف و نهی از منکر بویژه در مرحله سیاسی و اجتماعی تأکید می کند زیرا بدیهی است که دین اسلام، دینی اجتماعی است که علاوه بر دستورات و وظایف شخصی که سبب کمال انسان می شود، دستورات و وظایف سیاسی و اجتماعی نیز دارد که باعث رشد و ترقی جامعه می شود.
 
- حضرت علی (علیه السلام) نیز جایگاه این دو فریضه را این گونه نشان می دهد: در یک بیان، «امر بمعروف و نهی از منکر و اقامه حدود را غایت دین (5) و در بیان دیگری عامل برپایی شریعت(6) می شمارد.» از دید آن حضرت ارزش و فضیلت امر به معروف و نهی از منکر نه تنها از هر عمل و فریضه دینی دیگر بالاتر و برتر می‌باشد، بلکه بر اساس فرمایش حضرت، چنانچه همه اعمال دیگر را در یک کفه ترازو قرار دهند و امر به معروف و نهی از منکر را در کفه‌ی دیگر، امر به معروف و نهی از منکر سنگین‌تر خواهد بود. بالاتر از آن اینکه، در این مقایسه و موازنه، ارزش و مقدار همه اعمال نیک در مقابل یکی از آنها که امر به معروف و نهی از منکر است، بطور خارق‌العاده‌ای سبک‌تر و پایین‌تر است؛ چراکه نسبت میان آن‌ها، مانند نسبت قطره‌ی آب است در مقابل دریا.(7) امام علی (علیه السلام) در بخشی دیگر از سخنان حکیمانه خویش با استناد به قرآن کریم، بی تفاوتی آگاهان و ترک امر به معروف و نهی از منکر را دلیل اصلی انحطاط دولت های گذشته معرفی می کند و برای جلوگیری از سقوط جامعه اسلامی مردم را به انجام این وظیفه که رمز پایندگی و بالندگی تمدن اسلام است، فرا می خواند.(8) در سخنی دیگر از حضرت می بینیم: «هرگاه خاصه بطور پنهانی و به گونه‌ای که عامه نفهمند مرتکب منکر شوند، خداوند عامه را عذاب نمی‌دهد. ولی اگر خاصه بطور علنی و آشکار مرتکب منکر گردند و عامه برای تغییر و اصلاح آنان اقدام نکنند، هر دو گروه(عامه و خاصه) سزاوار عقوبت و مجازات خداوند عزوجل می‌باشند».(9)
بنابراین عوام مردم نسبت به گناهان خواص، چنانچه پنهانی و غیر‌علنی صورت بگیرد، به گونه‌ای که همگان از آن آگاه نگردند. مسئولیت و تکلیفی نداشته و خدای متعال نیز آنان را از این نظر مستوجب عقاب نمی‌داند. اما آن زمان که خواص جامعه بطور علنی و آشکارا مرتکب اعمال ناشایست گردند، وظیفه‌ی عموم مردم است که نهی از منکر نمایند و مانع از ارتکاب معاصی و منکرات گردند. اگر در این حال عامه وظیفه‌ی خود را انجام نداده و به بهانه‌ای زمینه را برای معصیت خاصه از بین نبرده و آنان را نهی از منکر نکنند، هر دو گروه(عامه و خاصه) استحقاق عقاب و عذاب الهی را پیدا نموده و خداوند عزوجل آنان را مجازات خواهد کرد. از این رو، اگر حاکمان و خواص جامعه نسبت به حلال و حرام، بویژه رفع مسائل و مشکلات اجتماعی کوتاهی می ورزند و یا در قوانین جامعه خلائی وجود دارد، این مسئولیت از گردن مؤمنان و عموم جامعه ساقط نمی شود و مؤمنان نباید از تذکر و امر به معروف و نهی از منکر (با لحاظ شرایط) به حاکمان و خواص و دستگاه های حکومت برای رفع اشکالات قانونی و مبارزه با مفاسد اجتماعی بنحو آتش به اختیاری غفلت ورزند.
 
از آنجاییکه رویکرد حضرت در قول و عمل و با توجه به دارا بودن مقام عصمت مشخص است چنانکه از کلامشان می توان فهمید.(10) و یا در عبارت دیگر چنین فرموده است: «ای مردم، به خدا قسم من هیچ‌گاه شما را به طاعتی تشویق و ترغیب نکرده‌ام مگر اینکه خودم قبل از شما از آن دست کشیده‌ام».(11) بی شک، چنین رویکردی، قطعاً هم از لحاظ نظری و هم عملی مورد توجه شخص پیامبر اکرم و دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) نیز بوده بعلاوه مکرر مؤمنان و امت اسلامی را به اجرا و پیگیری همه مراحل و مراتب امر بمعروف و نهی از منکر اعم از فردی و اجتماعی که شامل امر و نهی دستگاه حکومت نیز می شود توصیه می کردند قطعاً به مراتب اولی و تمام و کمال، در وهله اول خودشان عامل به این توصیه قرآنی و الهی بوده اند.
 
پی نوشت ها:
1. آل عمران: 104.
2. «چرا دانشمندان و عالمان دین، آنان [مردم] را از سخنان گناه آلود و خوردن مال های نامشروع باز نمی دارند؛ چه زشت است کاری که می کنند.»، مائده: 63؛ نیز رجوع کنید به: آیه 17 سوره لقمان، آیه 157 سوره اعراف، آیات 40 و 41 سوره حج و آیه 110 سوره آل عمران.
3. «امت من مادام که امر به معروف و نهی از منکر کنند و یکدیگر را بر نیکی یاری دهند، در خیر به سر خواهند برد و چون چنین نکنند، برکت ها از آنان برداشته می شود و برخی به برخی دیگر تسلط می یابند و برای آنان، نه یاوری زمینی و نه آسمانی خواهد ماند.»، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، بی تا، قم، ج11، ص 398.
4. علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بی تا، ج100، ص 78.
5. الآمدی، عبدالواحد. غررالحکم و دررالکم. مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت: 1470 ه/ 1987 م،ج 2، ص 45، شماره 28.
6. همان، آمدی، ص 80، شماره 104.
7. ابن‌ابی‌الحدید، ابو‌حامد. شرح نهج‌البلاغه. داراحیاء التراث العربی، بیروت: 1409 ه/ 1989 م، جزء 19، صص 410 411.
8. در یکی از خطبه هایش پس از حمد و ثنای الهی می فرماید: «همانا پیشینیان شما هلاک شدند؛ زیرا مرتکب گناه می شدند و بزرگان و عالمان دینی شان آن ها را نهی نمی نمودند. مادامی که آن ها گناه می کردند و بزرگان و عالمان دینی آن ها را نهی نمی کردند، عذاب بر آن ها نازل می شد. پس امر به معروف و نهی از منکر کنید و بدانید که امر به معروف و نهی از منکر مرگ را نزدیک نمی کند و رزق را قطع نمی نماید». وسائل الشیعه، ج11، ص 395.
9. صافی گلپایگانی، لطف‌الله. راه اصلاح یا امر به معروف و نهی از منکر. دفتر انتشارات اسلامی، قم: 1373، ص 52 53.
10. «من نفس خود را بالاتر از این می‌دانم که مردم را از چیزی نهی کنم که خودم دست از آن بر‌نداشته باشم، یا آنان را به چیزی دستور دهم که خودم قبل از آنان بدان عمل نکرده باشم، یا به کاری از آنان راضی باشم که خداوند از آن رضایت نداشته باشد»، الآمدی. پیشین، ج 1، ص 258، شماره 9.
11. همان، شماره 10. خطبه 175، ص 332.