عوامل جلب توفیق الهی

پرسش:
توفيق الهي بر اساس چه مبنايي و چگونه در زندگي انسان جاري مي شود؟
 
پاسخ:
منظور از توفيق اين است كه خداوند متعال اسباب را طوري سامان دهد كه بنده موفق به عمل صالح شده يا معصيتي را ترك كند.(1) همانطور كه از تعريف برمي آيد، توفيق يك لطفي است از جانب خداوند متعال كه شامل برخي انسان ها شده و نرسيدن آن به ديگر انسان ها ظلم در حق آنها نيست. البته همين لطف نيز بر اساس دلايلي شامل حال برخي انسان ها مي شود كه در ادامه به بررسي اين مطلب پرداخته خواهد شد.
 
قرآن گاهي توفيق اصطلاحي را اينگونه مطرح كرده است: «وَ ما تَوْفيقي‏ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيبُ»؛ و توفيق من، جز به خدا نيست! بر او توكّل كردم و به سوى او بازمى‏گردم! (2) البته گاهي نيز اصطلاح توفيق را در قالب ديگر مفاهيم مطرح كرده است، مانند: «وَ يَزيدُ اللَّهُ الَّذينَ اهْتَدَوْا هُدىً وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ مَرَدًّا»؛ (امّا) كسانى كه در راه هدايت گام نهادند، خداوند بر هدايتشان مى‏افزايد و آثار شايسته‏اى كه (از انسان) باقى مى‏ماند، ثوابش در پيشگاه پروردگارت بهتر، و عاقبتش خوبتر است! (3) در اين آيه خداوند به هدايت كساني كه هدايت يافته اند مي افزايد و مسلما هدايت دوم، غير از آن هدايتي است كه با فرستادن پيامبران و نازل كردن كتاب‏هاي آسماني حاصل مي‏شود، بنابراين انسان بعد از تمامي آن هدايت‏ها، نيازمند عنايت و رحمت از سوي خداوند و توفيق خاص براي رسيدن به هدف تعيين شده است‏.
 
عوامل جلب توفيق:
 
به طور كلي هر عمل خيري از انسان صادر شود، سبب توفيق او در آينده شده و عامل اصلی بی توفیقی نيز معصیت است؛ یعنی اگر انسان از مسیر فطرت بیرون رود و از هوای نفس پیروی کند، به سبب گمراه شدن از مسیر، مستحق عقوبت و قطع رحمت و سلب توفیق الهی می‌گردد و بدین ترتیب خداوند اسباب توفیق را از او سلب می‌کند. در منابع ديني برخي موارد سبب توفيق انسان براي كارهاي خير يا دوري از معصيت ذكر شده است كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
 
گاهي دعا و درخواست توفيق از خداوند متعال سبب توفيقات آتي انسان مي شود، آيه «وسـئلوا اللّهَ مِن فَضلِه»(4) را مي توان مويدي بر اين مطلب دانست. زماني نيز صدق نيت مومني سبب توفيق او بر كارهاي خير مي شود مانند آيه اي كه علم خداوند متعال به قلوب مومنان را سبب نزول سكينه و وقار بر ايشان مي داند: «فَعَلِمَ ما فی قُلوبِهِم فَاَنزَلَ السَّکینَةَ عَلَیهِم».(5) در برخي روايات نيز ولايت اهل بيت(عليهم السلام) سبب توفيق انسان شمرده شده است، تا جايي كه اگر محبت اميرالمومنين(عليه السلام) در دل كفار مي بود، خداوند توفيق ايمان را نصيب آنها كرده و داخل بهشتشان مي كرد.(6) گاهي نيز عمل به احكام الهي و نصايح خداوند متعال سبب توفيق معرفي شده است، مانند روايتي كه اميرالمومنين(عليه السلام) مي فرمايد: «هر كس نصيحت و خيرخواهي خداوند را پذيرفته و كلام او را چراغ راه خويش قرار دهد، خداوند او را به راست ترين راه هدايت كرده و توفيق رشد و كمال را همراه او مي گرداند».(7)
 
گذشته از موارد فوق، عمل صالح به طور كلي سبب توفيق دانسته شده است و در اين زمينه روايات به مواردي مانند: خوف الهي، مدارا، تفكر، پندپذيري و ... اشاره كرده اند.
 
بنابراين توفيق الهي يك لطف است كه به دلايل خاصي نصيب برخي بندگان شده و به همين دليل كه خود بنده در كسب توفيق موثر است، تبعيضي صورت نگرفته و كساني كه مشمول توفيق نشوند، ظلمي در حق آنها نشده است. در حقيقت همانطور كه خودشان در كسب توفيق موثر بوده اند در محروم شدن از توفيق نيز خود آنها مقصر هستند و الا خداوند بُخلي در رساند خير و فضل به بندگان ندارد.
 
پي نوشت ها:
 
1. طباطبایی، سید محمد حسین، (1374)، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوى همدانى سيد محمد باقر، پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏، ج10، ص553.
 
2. هود: 88.
 
3. مريم: 76.
 
4. نساء: 32.
 
5. فتح: 18.
 
6. حسن بن على (عليه السلام)، امام يازدهم‏، (1409)، التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام‏، اول، قم، نشر مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، ص20.
 
7. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، (1407)، الکافی، چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج8، ص389.