جواز دادن دستور ذکر و چله از غیر معصوم(علیه السلام)

پرسش:
من دستوراتی برگرفته از آیات قرآن و یا اذکار رسیده از معصومین(علیهم السلام) را که در کتب مختلف دیده ام برای برخی از مشکلات تجویز و توصیه میکنم. اما برخی در این دستورات تشکیک میکنند و منبع آن را از من مطالبه میکنند. این اذکار برگرفته از احادیث و آیات قرآن است و تعداد و نحوه استفاده از آن را از خودم و یا بعضی اساتید علوم دارم. آیا این کار اشکال دارد؟
 
پاسخ:
درباره دادن ذکر و دستور از طرف غیر معصوم چند حالت کلی وجود دارد.
 
در حالت اول ذکر و یا دعایی که از طرف فرد ساخته و پرداخته میشود متضمن اشتباه ادبی و یا مشکل محتوایی است و مضمون آن با اصول اعتقادی در تعارض است. بدون شک استفاده از چنین دعا و یا توصیه و ترویج آن وهن دعا و زمینه برای آسیب دینی و اعتقادی را فراهم میکند. عَنِ الْكَاهِلِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) فِي دُعَاءٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ مُنْتَهَى‏ عِلْمِهِ‏ فَكَتَبَ‏ إِلَيَّ لَا تَقُولَنَّ مُنْتَهَى عِلْمِهِ فَلَيْسَ لِعِلْمِهِ مُنْتَهًى وَ لَكِنْ قُلْ مُنْتَهَى رِضَاهُ؛ کاهلی نقل می کند: در نامه ای به محضر امام موسی بن جعفر (سلام الله علیه) در دعایی نوشتم « الحمدلله منتهی علمه؛ ستایش خدا را تا نهایت علمش. (حضرت در جواب) به من نوشت: « هرگز مگو: نهایت علمش؛ زیرا علم او را نهایتی نیست. بلکه بگو : نهایت رضایتش.»(1)
 
در حالت دوم محتوای دعا بدون اشکال است اما در عین حال در نقل های روایی وارد نشده است و یا به آن اضافه شده است. در دعای غریق راوی کلمه ای (هر چند صحیح) را به دعا اضافه میکند و حضرت به او تذکر میدهد. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): سَتُصِیبُکُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى وَ لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ قَالَ یَقُولُ: یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقُلْتُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا أَقُولُ لَکَ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ. (2) عبد الله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: به زودی شبهه ای برای شما رخ می دهد و بدون نشانۀ هدایت و امامی که دیده شود می مانید. در این زمان کسی نجات پیدا نمی کند مگر این که دعای غریق را بخواند؟ عبد الله بن سنان عرض کرد: آن دعا چیست؟ امام صادق(علیه السلام) فرمود: بگویید: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ»؛ «ای خداوند! ای رحمان! ای مهربان! ای دگرگون کننده دل‏ها! دل مرا بر دینت پایدار کن» عبد الله بن سنان گفت: « یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ». امام فرمود: درست است که خداوند مقلب القلوب و الابصار است اما دعا را همان گونه گه گفتم بگو! فرض ما این است که دعاهای شما مشکلات این دو نوع حالت را ندارد و از نوع بعدی است.
 
در حالت سوم دستور متشکل از آیات قرآن و ذکرها و دعاهای ماثور است اما ترتیب و تعداد و تلفیق آن به تشخیص غیر معصوم رقم می خورد. در ادامه به بررسی این حالت خواهیم پرداخت. برای بررسی این موضوع و قضاوت درباره جواز و عدم جواز چند نکته بیان میشود: قطعا تعداد و تکرار اذکار در کلام معصومین(علیهم السلام) دارای حکمت و اثر خاصی است و صرفا به منظور عبادت و ارتباط بیشتر با خدا نبوده است. مثلا تسیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) متشکل از سه ذکر است که هر کدام دارای عدد خاصی است. اصل اذکار و ترتیب آنها و تعدادشان به طور قطع تابع حکمتی بوده است که کمتر و بیشتر آن این اثر را ندارد. بنابراین افرادی که دستور ذکر میدهند اگر اشراف و اطلاع کافی درباره آثار حروف و رموز اعداد نداشته باشند توصیه های آنان نمی تواند از اتقان و اعتبار کافی برخوردار باشد. در نکته 170 از کتاب هزار و یک نکته آیت الله حسن زاده آملی(حفظه الله) آمده است: «باید بدانی که الاعداد ارواح و الحروف اشباح و العدد کاشنان المفتاح، اذا نقصت او زادت لا یفتح الباب و الزیاده علی العدد المطلوب اسراف و النقص منه اخلال». اعداد ارواح و حروف اشباح هستند، و تعداد هر ذکر مانند دندانه‌های یک کلید است، اگر آن دندانه‌ها کم یا زیاد شوند در باز نمی شود، و زیادی بر تعداد ذکر اسراف و کم کردن از تعداد ذکر اخلال است. بنابراین اعداد اختراعی برای ذکر و دعا نمی تواند اثر مطلوب را به دنبال داشته باشد و بی اثر و یا کم اثر بودن چنین توصیه هایی که بعضا سنگین و طاقت فرسا هم هست باعث بدبین شدن و بی اعتقاد شدن عده ای به دعا خواهد شد. علاوه بر اینکه اثربخشی یک ذکر تنها به خاطر نفس ذکر و تعداد آن هم نیست. یکی از جنبه های تاثیربخشی ذکر و دستور، قوت روحی و جایگاه معنوی و الهی صاحب ذکر و سفارش کننده آن است. بنابراین ذکری که از طرف انسان های معمولی توصیه میشود فاقد آن اثر مطلوب خواهد بود.
 
نکته دیگر در انتخاب سوره و یا ذکر برای حاجت و یا هدف مورد نظر است که طبیعتا باید ارتباط خاصی در این میان وجود داشته باشد. اسماء الهی که در دعاهای خاص استفاده شده است هر کدام ناظر به شأنی از شؤون ربوبیت است و در عالم هستی اثر خاصی را بازی میکند. سور قرآن نیز هر کدام دارای خاصیت های منحصر به فردی است که باید در دستور مورد نظر به درستی انتخاب شده باشد. 
 
پی نوشت ها:
 
1. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج1، ص107.
 
2. ابن بابويه، محمد بن على(‏381ق)، کمال الدین، اسلامیه، تهران، ج۲، ص۳۵۲.