آیا باید ازدواج کنم؟

پرسش:
من اصلا دوست ندارم ازدواج کنم و با مجردی هیچ مشکلی ندارم. اما اطرافیان که مواردی را پیشنهاد می دهند و جواب منفی من را می شنوند راضی نمی شوند. اخیرا هم یک نفر خیلی مصرانه به من گفته است باید نزد مشاور بروی تا نظرت را عوض کنند. واقعا من باید به اجبار ازدواج کنم وقتی هیچ تمایلی به آن ندارم؟
 
پاسخ: 
در پاسخ به سؤالتان ای کاش توضیح بیشتری پیرامون دلایل خود مبنی بر عدم ازدواج می فرمودید و اینکه :
چرا نمی خواهید ازدواج کنید؟
آیا توصیفات منفی ای برای ازدواج شنیده اید که شما را منصرف کرده است؟
آیا تجربه ناموفقی داشته اید؟ 
آیا صرف هیجانی تصمیم گرفته اید یا اینکه در مورد آن فکر و مطالعه کرده اید؟
برخوردهاى شما باجنس مخالف چگونه ودرچه سطحى بوده ‏است؟
 
به هر حال در پاسخ شما باید گفت مطمئنا انسان ها در مسير تحول و رشد خود به مرحله ايي مي رسند كه غريزه خفته جنسي به اوج فعاليت خود مي رسد و در كنار اين فعاليت غريزه جنسي به تعبير اريكسون رسيدن به يك صميميت هم در وجود فرد شكل مي گيرد و همين عامل زمينه تمايل به جنس مخالف را در انسان پايه ريزي مي نمايد و ازدواج ثمره اين مرحله از زندگي فرد است. يعني فردي كه مانند شما تا بحال خود را حفظ نموده است و ارتباط با جنس مخالف را تجربه نكرده است به اين نياز خود از طريق درست و اصولي كه همان ازدواج است پاسخ مي دهد. اجازه دهيد موضوع را كمي بيشتر باز نماييم. 
همانطور كه مي دانيد يكي از مهم ترين دام هاي شيطان كه به وسيله آن بيشتر افراد از صراط مستقيم الهي و دين حق منحرف مي شوند و به گرداب معصيت وگناه مي افتند، همين مساله غريزه جنسي است. وقتي انسان مورد حلالي براي ارضاي اين غريزه و خاموش كردن اين آتش سوزان داشته باشد، ديگر فكرخيانت به نواميس ديگران و آلوده شدن به گناهان ديگر از سرش بيرون مي رود .همچنين مرتكب گناهان ديگري كه مقدمه براي بعضي از كارها است ( مثل دروغ ، حيله و مكر، خودكشي ، قتل و .... ) نمي شود و اين مساله به تجربه ثابت شده است .
 
آري! پیامبر خدا (صل الله علیه و آله) فرمودند: اگر كسي ازدواج كند در واقع نصف دينش را حفظ كرده، پس بايد راجع به نصف ديگرش تقواپيشه كند) (1)؛ چون نصف ديگر گناهان هم منشا ديگري دارد مثل ربا خواري ،رشوه ، ظلم و تعدي، حب رياست كه منشا آنها حب و علاقه به دنيا است.بى‏ شك هيچ شالوده‏ اى، مقدس‏تر از بناى رفيع ازدواج نيست. رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمود: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عز و جل من التزويج»؛ «هيچ بنايى در اسلام محبوب‏تر از ازدواج، نزد خداوند بنا نشده است» (2) و هر ملتى در دين و آيين خود به نوعى از آن بهره‏ مند است.
 
پرسشگر محترم! ازدواج مستحب مؤکد است و در جایی که فرد بداند به گناه کشیده می شود ازدواج واجب است، اما اینکه تمایلی به ازدواج ندارید جای بررسی دارد!!! شاید انگیزه الهی خود را از دست داده اید و یا شاید شکست های دیگران را مشاهده نموده اید و شاید... که نیاز به توضیح بیشتری از جانب شما دارد. در هر صورت کسی نمی تواند شما را اجبار نماید و خودتان مختارید ولی با ازدواج نکردن امتیازات معنوی زیادی را از دست خواهید داد.
 
نکته دیگر اینکه:
بدانيد كه ازدواج صرفاً جهت توليد نسل و پاسخ به غريزه جنسى يك طرف نيست؛ گرچه اين غريزه يكى از نيازهاى انسان - چه مرد و چه زن - است و بايد به آن پاسخ مثبت داد و آن را از طريق معقول و مشروع ارضا و تأمين كرد (هم زن نيازمند به تأمين آن است و هم مرد). در عين حال با ازدواج، مرد و زن به كمال مى‏رسند و در پرتو ازدواج، آن دو به آرامش روحى و روانى دست مى‏ يابند.
 
در اين زمينه مى ‏توانيد كتاب «تشكيل خانواده در اسلام»، دكتر على قائمى را مطالعه كنيد تا از این طریق اهميت و نقش ازدواج و آثار مثبت و فوايد فراوان آن را مورد توجه و ارزيابى قرار دهيد تا نگرش مثبتى به امر ازدواج در شما ايجاد شود.
 
پی نوشت ها:
1. مَن تَزَوَّجَ فقد أحرَزَ نِصفَ دِينِهِ، فَلْيَتَّقِ اللّه َ في النِّصفَ الباقي؛ (كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، اصول ‏كافي، قم‏: دار الحديث، ‏1429ق، ج5، ص328، حدیث2).
2. حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشيعة، قم‏: مؤسسة آل البيت (عليهم السلام)، 1409ق، ج 14، ص‏3.