امکان جعل سلسله روات

پرسش:

آیا جاعلان حدیث علاوه بر وضع حدیث بر وضع سند احادیث نیز دست زده اند؟

پاسخ:
در اینکه اسناد احادیث نظام خاصی داشته است و راویان ممتاز و شاخص و قابل اعتماد برای حراست از گنجینه معارف نبوی و معصومان از آن تبعیت می کردند و حدیث را امانتی می دانستند که می بایست بدون هیچ گونه تحریف و تغییر منتقل شود، تردیدی نیست. اما در اینکه چه کسانی این مطلب را مراعات می کردند و چه کسانی مراعات نمی کرده اند و اساسا چه نظارتی بر چنین فعالیت هایی وجود داشته است باید گفت هیچ گونه شاهدی بر نظارت دقیق و ضابطه مند وجود ندارد. بلکه تنها چیزی که می توان گفت این است که تعدادی از راویان که از تقوی و طهارت روحی برخوردار بوده اند و اغراض دنیوی یا تعصب های نامعقول آنان را احاطه نکرده است تلاش بر حراست همه جانبه از روایات داشته اند و عده ای دیگر نیز که نان به نرخ روز می خورده اند یا أغراض دیگری از حدیث نگاری داشته اند هرگونه که خواسته اند در روایات دست برده و گاهی با جعل سند و گاهی با جعل متن اهداف خود را دنبال کرده اند. از این رو برخی از صاحب نظران در عرصه حدیث به شیوه های متعددی در باب جعل احادیث اشاره کرده اند که در اینجا به نقل کلام آنان بسنده می شود.
 

شيوه‏ هاى وضع‏
واضعان حديث، با رعايت اصل پنهان‏كارى، راه‏ هاى متفاوتى را براى واردكردن مفاهيم خودساخته ‏شان به مجموعه دين پيموده‏ اند. آنان براى رسيدن به مقصود خود و نفوذ به درون احاديث، از شيوه‏ هاى گوناگونى مانند وضعِ جزئى و كلّى، كتاب‏ سازى و دَس در مجموعه ‏هاى حديثى، سودجسته ‏اند. جاعلان، گاه واژه‏ هايى‏ را بر متن حديث مى ‏افزودند و معناى آن را به سود خود، تغييرمى‏ دادند، گاه حديثى كوتاه يا بلند را، از آغاز تا پايان، برمى‏ ساختند و گاه، مجموعه‏ اى از روايت‏ هاى ساختگى را با چند روايت درست، در هم مى ‏آميختند و در قالب نوشته ‏اى به‏ ظاهر متين و معتبر، روانه بازار حديث مى‏ كردند. آشنايى با هر شيوه، به كشف روايات ساخته ‏شده از طريق آن، يارى‏ مى‏رساند.
 

وضع جزئى
وضع جزئى، يعنى تغيير واژگان حديث و يا افزودن واژه ‏هايى بر متن حديث و يا كاستن واژه‏ هايى از آن. در اين‏گونه وضع، جاعل به‏ طور كامل، حديث را نمى‏ سازد؛ بلكه با افزودن و يا كاستن چند كلمه از بخش حسّاسى از يك حديث واقعى و يا حتّى جابه ‏جاكردن و تغيير دادن تعدادى حرف و نقطه، آن را دگرگون‏ مى‏كند و معناى حديث را به مقصود خود، نزديك ‏مى‏ گرداند. كارشناسان علم رجال و درايه، اين‏گونه احاديث را «مُحرّف» و برخى را به اعتبار افزوده‏ هاى نادرست و ساختگى «مزيدٌفيه» ناميده ‏اند و راويان و جاعلان اين گونه احاديث را با صفت «يزيد فى الحديث»، تضعيف‏ كرده ‏اند.
 

وضع كامل
بسيارى از جعل حديث‏ ها، به ‏صورت جعل يك حديث كامل، خواه كوتاه و خواه بلند، بوده ‏است. راويان سودجو، قصه پردازان و بويژه برخى عالمان يهودى‏ و نصرانى، به‏ قصد اعتبار بخشى به مقصود خود و وارد كردن برخى مفاهيم اسرائيلى‏، جمله يا جملاتى را به ‏شكل حديث درآورده و آن را از زبان ديگر راويان بزرگ و مشهور، و يا در صورت داشتن مقبوليت، از زبان خود، نقل‏ مى‏كردند. اين شيوه، گاه با جعل‏ سند همراه ‏بوده و گاه نيز بدون سندسازى صورت گرفته است.
 

وضع مجموعى‏
منظور از وضع مجموعى، جعل چند حديث در كنار يكديگر و يا در هم است. اين احاديث ساختگى، به‏ طور معمول، وحدت مضمونى و يا وحدت در هدف دارند و تكرار و درپى‏ هم‏ آوردن آنها، مقصود جاعلان را برآورده‏ مى‏كند.
احاديث متعدّد جعلى در فضيلت اشخاص و مكان ‏هايى مانند معاويه و شام، بنى‏ عبّاس و خراسان، و نيز رهبران فرقه‏ ها و نحله‏ هاى دينى و اجتماعى، همه وضع مجموعى ‏اند با وحدت مضمونى و يا انگيزه واحد و هدف يكسان. جاعلان، گاه از جهات گوناگون يك موضوع، به آن مى‏ پردازند و به اندازه ‏اى حديث جعل مى‏كنند كه مخاطبان را به اشتباه مى‏ اندازند. اينان، با حجمِ فراوانِ روايات جعلى درباره يك موضوع و نيز تحريف برخى روايات مرتبط با آن موضوع، شنوندگان و خوانندگان را به پذيرش حدّاقل و قدر مُتيقّن و مشتركى از احاديث ساختگى ‏شان، وامى‏دارند و با همان مقدار نفوذ در انديشه، كار خود را پيش ‏مى‏ برند. نمونه آشكار اين شيوه، احاديث در لزوم پيروى از ستمكاران، و نيز احاديث در باب جبر و اختيار است. اينان، گاه زمان را نيز به ‏يارى‏ مى‏گيرند و طىّ يك دوره نسبتاً طولانى، به هدف نهايى خود مى‏ رسند؛ كارى كه معاويه، در جعل نامه‏ هاى چهارگانه، تدريجى و در طول يكديگر خود براى سركوب شيعيان به ‏انجام‏ رساند و جريان حديث را در ميانه قرن نخست، به‏ شدّت آلوده ‏ساخت.
در اين جعل دنباله ‏دار و مرحله‏ بندى‏ شده، واضعان احاديث، آنها را در يك مجموعه و نوشته، گردنمى‏ آوردند. آنان، سعى مى‏ كردند تا احاديث ساختگى را از طُرُق راه‏ هاى مختلفى به گوش مردم برسانند و راويان متعدّد نيز از راه‏ هاى گوناگون، محتواى موردنظر آنان را به ذهن مردم وارد كنند. هرچند با گذشت زمان و پس از گذر از چندين نسل، ممكن ‏است كسى به ‏تصوّر واقعى‏ بودن، احاديث آنان را گِردآورد و با عناوينى مانند «فضائل شام»، «فضائل ذوالنورَين»عرضه‏ كند؛ امّا خوشبختانه، برخى انديشمندان و محدّثانِ نقّاد، براى كشف و ردّ اين مجعولات، همه را در كنار هم نشانده، دست جعل را از ميان آنها بيرون‏ كشيده ‏اند.

 

دسّ و تخليط
در اين‏گونه از وضع، شخص واضع، نسخه ‏اى از يك كتاب حديثى را هدف قرار مى ‏داد و احاديث موردنظر و ساختگى خود را در كنار احاديث مقبول آن كتاب مى ‏نشاند و سپس، آن را عرضه ‏مى ‏كرد. اين واضعان، گاه يك نسخه كامل جعلى ساخته، آن را جزء كتب معتبر حديثى قرار مى‏ دادند و راويان را نيز به اشتباه مى‏ انداختند. مشوّق اين‏گونه وضع، شايد فراهم ‏بودن زمينه پذيرش از سوى هواداران ايشان و نيز كافى‏ نبودن فرصت براى جعل تدريجى و مستمر بوده ‏است.(1)
حاصل اینکه: با عنایت به گستره اقسام وضع و جعل و تحریف در احادیث و شگردهای مختلف دروغ پردازان در جهت تأمین منافع و اهداف خود، اصل امکان جعل اسناد احادیث علاوه بر جعل متن آنها امری است که نمی توان آن را بعید دانست بلکه در مواردی می توان به قطع و یقین به جعلی بودن اسناد اذعان و اعتراف کرد.

پی نوشت ها:
1.مسعودى، عبدالهادى، آسيب شناخت حديث، انتشارات زائر، 1389، چاپ اول، قم، ص 133-138.