حَسَنات الأبرار سیّئاتُ المُقرّبین

پرسش: در مورد حدیث بسیار عجیب و بزرگ «حسنات الابرار سییات المقربین»، لطفا بفرمایید این حدیث بسیار شگفت و جالب از کدام معصوم ست؟ آیا منظور رفتار است نه اخلاق؟ چگونه می توانیم پی ببریم که فعلی که از ما سر می زند جزء افعال ( اخلاق) ابرار است یا افعال (اخلاق) مقربین ؟ ابرار و مقربین چه خصوصیات و ویژگی هایی دارند و فاصله ما با آنها چقدر است؟


پاسخ: جمله «حَسَنات الأبرار سیّئاتُ المُقرّبین» گفتار ابوسعید خرّاز (م ۲۸۰ ) یکی از مشاهیر صوفیه است که به عبادت، مجاهده، ورع و مراقبت مشهور است. برخی نیز این جمله را از جنید بغدادی دانسته اند که او نیز از مشاهیر صوفیه است. (۱)

اخلاق و رفتار دو مسئله کاملا جدا از هم نیستند. افعال و رفتارِ، ریشه در خُلق و خوی انسان دارد و رفتارهای نیک و با ارزش، ناشی از اخلاق حَسَن و نیکوست. خلق و خوی انسان نیز ناشی از باورها و ملکات درونی افراد بوده و یک مسئله روحی ست. اما رفتار ممکن است در شرایط مختلف به دلائل عدیده متفاوت شود.

استاد شهید مرتضی مطهری (ره) در بیان تفاوت اخلاق و رفتار فرموده اند: اخلاق (که عبارت است از یک سلسله خصلتها و سجایا و ملکات اکتسابی که بشر آنها را به عنوان اصول اخلاقی می ‏پذیرد، یا به عبارت دیگر قالبی روحی برای انسان که روح انسان در آن قالب و در آن کادر و طبق آن طرح و نقشه ساخته می‏شود، و چگونگی روح انسان است که چگونه باید باشد) یک امر ثابت و مطلق و همگانی و همیشگی است. ولی رفتار انسان که عبارت است از پیاده کردن همان روحیات در خارج، در شرایط مختلف، مختلف می‏شود و باید هم مختلف بشود. ... به عبارت دیگر مظاهر و مجالی اخلاق انسانی در شرایط مختلف، مختلف است. در یک جا انسان باید یک جور عکس العمل نشان بدهد، در جای دیگر جور دیگر؛ نه اینکه انسان در یک جا، باید یک جور باشد و در جای دیگر جور دیگر. خیلی فرق است بین اینکه بگوییم بشر خودش در هر عصری یک جور باید باشد غیر از جوری که در عصر دیگر باید باشد و در هر منطقه‏ای یک جور باید باشد غیر از جوری که در منطقه دیگر باید باشد، و اینکه بگوییم انسان می‏تواند آنچنان شخصیت عالیی داشته باشد که در همه جا یک جور باشد ولی مظاهر رفتارش در زمانهای مختلف و شرایط مختلف متفاوت باشد. (۲)

ابرار اخلاق و رفتارشان را بر مبنای رضایت خداوند تنظیم کرده و عمل خیر را به خاطر ایمان به خدا و رسولش و روز جزا انجام می دهند. علامه طباطبائی (ره) می فرمایند ««بِرّ»؛ یعنی احسان، و‌ تحقّق آن چنین است که آدمى کار خود‌ را نیکو کند و کار نیک را براى نیک بودن آن انجام دهد یا از این‌رو که خیر دیگران در آن است و نه براى پاداش یا تشکّر.» (۳)

و مقربین مقامشان بالاتر از ابرار است. آیه الله جوادی آملی می فرمایند: «در قلب مقرب جز محبت الله نیست؛ نه اینکه محبوبی دارد غیر از خدا و آن را فدای الله می کند. و این غیر از ابرار است که به چیزی علاقه دارند و آن را در راه خدا صرف می کنند. خواه آن چیز جان باشد و خواه مال و فرزند و غیر آنها.» (۴)

مقربین کسانی هستند که بی‌واسطه با خداوند مرتبط هستند، مثل ائمه (علیهم‌السلام). ولی ابرار یعنی انسان‌هایی که تلاش دارند با رعایت دستورات الهی خود را پاک و نیکوکار گردانند. چیزهایی که ممکن است برای ابرار خوب و حسنه باشد برای مقربین سیئه است. مثل اینکه ممکن است تفریح‌ رفتن و بگو و بخند، برای انسان‌های معمولی چیز خوبی باشد؛ ولی برای مقربین که یک لحظه نمی‌خواهند توجه خود را از خداوند به چیز دیگری بیندازند، همین‌کار سیئه به حساب می‌آید.

ظاهراً نسبت این دو عموم و خصوص مطلق است. یعنى هر کسى که جزء مقربین بود، جزء ابرار است؛ ولى چنین نیست که هر کس جزء ابرار (نیکان) بود، به مقام مقربین رسیده باشد. گروه مقربین دسته اى خاص از مؤمنانند که بر نامه اعمال نیکان و ابرار شاهد و ناظرند. (۵)

علامه طباطبائی (ره) «می فرماید: كارهایی كه برای ابرار (اصحاب المیمنه) حسنه و بالا بَرنده است، برای مقربین سیئه و پایین آورنده است. مكرر گفته ایم كه اگر چیزی برای مقربین گناه شمرده می شود، همان چیز برای غیر مقربین اطاعت محض و ثواب محض است. مردم خیال می كنند اگر چیزی برای مقربین و اولیای خدا گناه شمرده شد و تعبیر گناه در مورد آن به كار رفت، آن چیزْ گناهی است در حد گناهانی كه ما مرتكب می شویم. العیاذ باللّه! چنین نیست. اطاعتهایی كه ما می كنیم، بلكه آنچه كه سلمان فارسی و ابوذر غفاری می كنند و در حد خودشان طاعت است و بالا برنده، همان كار در حد علی بن ابی طالب گناه است و پایین آورنده؛ یعنی اگر علی بن ابی طالب یك ساعت سلمان بشود، گناهكار است بلكه اگر یك لحظه سلمان بشود گناهكار است چون او از سلمان بالاتر است. این مطلب حتی در مورد ائمه كه درجات متفاوتی دارند صدق می كند. مثلا چه بسا كاری در حد یكی از ائمه، برای امیرالمؤمنین كه از سایر ائمه افضل اند گناه است. پس گناه داریم تا گناه. یك گناه همان است كه معصیت و فسق و فجور است و انسان را در زمره فجار قرار می دهد، چنین چیزی در مورد مقربین و اولیای خدا محال است. ولی یك گناه است كه برای ابرار گناه نیست و برای مقربین گناه است، بلكه شاید شأن بعضی از مقربین برای بعضی از مقربین دیگر گناه باشد.» (۶)




پی نوشت ها:
۱.
به نقل از سایت معارف؛ http://maref.ir/?p=294
۲. مطهری، مرتضی؛ مجموعه‏ آثار؛ انتشارات صدرا؛ تهران، ۱۱۳۸۷؛ ج ۲۲، ص ۶۱۸
۳. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۱۲۴، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق
۴. منبع: جوادی آملی، عبدالله؛ مقاله ابرار و مقربین در قرآن؛ مجله پاسدار اسلام، آبان ۶۲؛ شماره ۲۳؛ ص ۱۴
۵. مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ دارالکتاب الاسلامیه؛ تهران ۱۳۸۰؛ جلد ۲۶، صفحه ۲۷۹
۶.
مطهری، مرتضی؛ مجموعه‏ آثار؛ انتشارات صدرا؛ تهران، ۱۱۳۸۷؛ ج ۲۸، ص ۴۵۲
http://www.askdin.com/showthread.php?t=65199&p=1019670&viewfull=1#post10...