چرا انسان های دروغگو از اقبال بیشتری برخوردارند؟

پرسش:
چرا انسان های دروغگو و کلاهبردار از بخت و اقبال بیشتری برخوردارند؟


پاسخ:
در وحله اول بايد توجه داشت كه قبول شانس به معناي نفي رابطه عليت بين علت و معلول است. از نظر عقلي هر اتفاقي كه در عالم هستي مي افتد، داراي علتي است و بدون دليل براي فرد خاصي، اتفاق خاصي نمي افتد. خداوند در اين رابطه مي فرمايد: «ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِك‏»؛ آنچه از بدى به تو مى‏رسد، از سوى خود توست‏(1) بر اين اساس اگر كسي داراي روزي بيشتري نسبت به ديگران است، ممكن است دلايلي داشته باشد كه بر ما پوشيده است و اين دلايل هم مي تواند معنوي باشد و يا كاملا مادي و دنيوي باشند. به عنوان مثال كسي از داشته هاي خود مانند عقل و سرمايه خويش خوب استفاده مي كند و همين سبب رشد مادي او مي شود و از سوي ديگر روزي زياد ممكن است منوط به برخي كارهاي خير انسان باشد كه سبب ازدياد روزي شود؛ مثلا كسي كه زياد استغفار مي كند، روزي اش زياد مي شود(2) بنابراين ازدياد روزي ممكن است سبب مثبت يا منفي داشته باشد و به همين ترتيب شخصي هم كه داراي روزي زياد شده مي تواند انسان خوب يا بدي باشد، اما بالاخره هر كدام داراي دليلي خاص است.

اما در مورد اينكه آيا خداوند هميشه به انسان هاي دروغگو و كلاهبردار امكانات و گشايش عنايت مي كند؟ بايد گفت؛ اولا هميشه اينطور نيست كه انسان كلاهبردار يا دروغگو به آنچه مي خواهند برسند، به عبارت ديگر اين قضيه كلي نيست و خيلي از اين دست انسان ها هم وجود دارند كه زندگي خوبي ندارند، به همين دليل رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «الكذب ينقص الرّزق»؛ دروغ روزى را كاهش می‌دهد.(3) البته گاهي نيز فرد آنقدر بد عمل مي كند كه دچار سنت استدراج مي شود، خداوند در اين رابطه مي فرمايد: «وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ»؛ و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج از جايى كه نمى‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد.(4) بر اين اساس خداوند گناهكاران و طغيانگران جسور و زورمند را طبق يك سنت، فورا گرفتار مجازات نمى‏ كند، بلكه درهاى نعمت را به روى آنها مى‏ گشايد، هر چه بيشتر در مسير طغيان گام بر مى‏ دارند، نعمت خود را بيشتر مى‏ كند، و اين از دو حال خارج نيست، يا اين نعمتها باعث تنبه و بيداريشان مى‏ شود، كه در اين حال برنامه "هدايت الهى" عملى شده، و يا اينكه بر غرور و بى خبريشان مى ‏افزايد در اين صورت مجازاتشان به هنگام رسيدن به آخرين مرحله، دردناكتر است، زيرا به هنگامى كه غرق انواع ناز و نعمتها مى‏ شوند خداوند همه را از آنها مى ‏گيرد و طومار زندگانى آنها را در هم مى ‏پيچد و اين گونه مجازات بسيار سخت‏ تر است.(5)

بنابراين اولا هميشه اينطور نيست كه انسان هاي دروغگو و كلاهبردار كارشان راحت تر از ديگران پيش برود يا روزي بيشتري داشته باشند، ثانيا آن دسته اي كه راه نادرست را انتخاب كرده اند و داراي وسعت در روزي هستند، ممكن است درگير سنت استدراج شده باشند و اين نعمت فراوان نه تنها نشانه خوبي براي آنها نيست، بلكه سبب دردناك تر شدن عذاب و انتقام الهي است.


پي نوشت ها:
1. نساء: 79.
2. ابن بابويه،‌ (1362)، خصال؛ تصحيح علي اكبر غفاري، اول؛ قم، جامعه مدرسين، ج2، ص505.
3. ابوالقاسم پاینده،(1382)، نهج الفصاحه، چهارم، تهران، دانش، ص 373.
4. اعراف: 182.
5. مكارم شيرازي، ناصر، (1374)،‌ تفسير نمونه، اول، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ج‏7، ص: 34.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=65076&p=1019630&viewfull=1#post10...