بر نظریه جبر، چه اشکالات عقلی ای وارد است؟

پرسش: بر نظریه جبر، چه اشکالات عقلی ای وارد است. اشکالاتی که میتواند این تفکر را از اساس و زیربنایی رد کنه نه اشکالات احساسی و اخلاقی و اجتمایی و قانونی.


پاسخ:
نظریه جبر که اولین بار برخی از متکلمان اهل سنت ارائه شد، بر آن است که در نظام عالم، تنها یک قدرت است که منشأ اثر است. آن قدرت نیز قدرت و اراده خداوند است.
آنان برای تحفظ بر اراده وقدرت الهی، اراده و قدرت انسان را کنار گذاردند.
اما بر دیدگاه آنان ایرادهایی وارد شده است.

از نظر عقلی، استدلالی که میتوان اقامه کرد اینچنین است:
اگر انسان در کارهای خود هیچ اختیاری نداشته باشد، یا حکمت الهی مخدوش میشود یا عدالت او و یا صدقش.
والتالی باطل.
فالمقدم مثله.

اثبات ملازمه بین دو جزء قضیه شرطیه این استدلال به صورت تفکیکی و مجزا در ادامه مطرح میشود.

نخست. لازمه مخدوش شدن حکمت الهی به دو صورت قابل تبیین است:

الف. مخدوش شدن حکمت الهی در آفرینش انسان:
این ایراد مبتنی بر مقدماتی است:
م1. خداوند متعال حکیم است و حکیم کار بی هدف و بی ثمر انجام نمیدهد.
م2. خداوند متعال هدفی از آفرینش انسان داشته است.(در اینجا مهم این است او هدف دارد نوع آن مهم نیست)
م3. هدف خداوند این بوده که انسان با اراده خود به این هدف خلقت برسد.
م4. محقق شدن هدف الهی در صورتی امکان پذیر است که آن مخلوقات دارای اراده باشند و با اختیار خود به هدف خود برسند.

بر این اساس، اگر انسان در کارهای خود اختیاری نداشته باشد، هدف خداوند از خلقت او محقق نخواهد شد و این به معنای مخدوش شدن حکمت الهی است که امری است عقلا محال.

ب. مخدوش شدن حکمت الهی در ارسال پیامبران:
این استدلال نیز متوقف بر مقدماتی است:
م1. بر اساس این دیدگاه، انسان مجبور است و انتساب کارها به او غیر حقیقی است. نقش انسان در رویکرد افراطی این دیدگاه، درست شبیه نقش سخت افزاری است که با یک برنامه ریزی از پیش تعیین شده حرکت میکند.
م2. آموزش و هدایت در صورتی محقق میشود که مخاطب آنها دارای عقل، شعور و اراده آزاد باشد. در اثر وجود چنین ویزگی هایی است که او را میتوان تربیت کرد و به سمت و سویی که میخواهیم رهنمون میشویم.
م3. پیامبران الهی حامل پیامی هستندکه از سوی خداوند برای هدایت بشر فرستاده شده است.
م4. خداوند متعال، حکیم است.
م5. حکیم کار لغو و بی ثمر انجام نمیدهد.
بر اساس این مقدمات، در صورتی که انسان مجبور باشد هدف خداوند از ارسال پیامبران محقق نخواهد شد و در این صورت، حکمت او مخدوش میشود. در حالیکه حکمت الهی، امری است عقلی.

دوم. لازمه مخدوش شدن عدالت الهی بدین صورت است که:
م1. خداوند متعال در کتاب آسمانی خویش به بندگانش وعده و وعیدهایی داده است.
م2. این وعده ها و وعیدها، به واسطه کارهایی است که انسانها قرار است انجام دهند.
بر این اساس
اگر انسان در کارهای خود اختیاری از خود نداشته باشد و نقش در آن نداشته باشد، تحقق این وعیدها و عذاب و عقاب در حق کسانی که واقعا آن کارها را انجام نداده اند، امری است غیر عادلانه.

سوم. لازمه مخدوش شدن صدق الهی نیز بدین صورت است:
اگر گفته شود که خداوند متعال این وعده ها را داده است ولی این وعده ها به واسطه اینکه انسان انجام دهنده واقعی و حقیقی کارهایش نیست و استناد این کارها به او حقیقی نیست، پس این وعده ها واقعیت ندارند.
در این صورت، این مسئله مستلزم آن میشود که وعده ها و وعیدهای الهی، معنایی خلاف واقع داشته باشند و واقعیتی در ورای آنها نباشد.

اما بطلان تالی نیز بدین جهت است که
م1. خداوند متعال، واجب الوجود بالذات است.
م2. واجب الوجود بالذات همه اوصاف کمالی را در نهایت و شدتش دارد و هیچ نقصی در او راه ندارد.
م3. کذب، ظلم و کار غیر حکیمانه، اوصافی سلبی و مستلزم نقص هستند.

بنابراین، وجوب وجود الهی و بی نیازی او با هیچ یک از این اوصاف نمیسازد و خلف فرض وجوب وجود اوست در نتیجه این امور عقلا باطل هستند.

باتوجه به این استدلال که تنها از ملازمات عقلی جبرگرایی استفاده شد، مشخص میشود که جبرگرایی به همه انحایش(چه جهمی وچه کسبی) باطل است.
البته ایرادهایی دیگری نیز وجود دارد که بیشتر ناظر به مسئله اخلاق ووجدان است ولی چون مورد نظر پرسشگر محترم نبود مطرح نشد.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=64770&p=1018353&viewfull=1#post10...