اقسام شش گانه دورغ


پرسش: آیا تقسیم بندی ششگانه اقسام دروغ از دید دانشمندان علم اخلاق درست است؟ لطفا هر کدام رو توضیح بدید.


پاسخ: تقسم بندی دروغ به نحوی که بیان فرموده اید، کاملا درست است و توسط حاج آقا مجتبی تهرانی در کتاب اخلاق الهی مطرح شده و توضیحات ایشان به طور مختصر به این صورت است:
۱. دروغ در گفتار که کاملا مشخص است و به دادن خبر غیر واقع به دیگران گفته می شد.
۲. دروغ در نیت اینست که انسان تصمیم به انجام کار خیر یا عبادت خاصی می گیرد، اما نیتش الهی نیست. به این معنی که در نیت و قصدش، امر دیگری غیر از رضایت خداوند دخالت دارد. این امر دیگر، می تواند تحسین دیگران باشد که در این صورت دچار ریا شده؛ یا هر امر دیگری مثلا روزه بگیرد، اما نیت واقعی اش کاهش وزن و سلامت جسمی باشد.
۳. دروغ در عزم در واقع سستی و تنبلی ست. به این معنا که انسان در عین این که در تصمیمش راسخ نیست، اما خودش را خیلی مصمم و با اراده در نظر می گیرد؛ که این همان صادق نبودن در عزم و اراده است.
۴. دروغ در وفای به عزم هم در جایی مصداق پیدا می کند که انسان پیش از اینکه شرایط برای انجام عملی مهیا شود، تصمیم و عزم جدی برای انجام عمل می گیرد، اما همین که شرایط مهیا شد، از انجام عمل سرباز زده و تسلیم خواهش های نفسانی شده و عمل را به سرانجام نمی رساند.
۵. دروغ در عمل حالتی ست که انسان خودش را متصف به صفتی می داند که در او نیست. مثلا با اینکه در نماز حضور قلب ندارد و از خدا غافل است، اما چنان وانمود کند که انگار در عظمت پروردگار غرق شده. توجه بفرمایید که این نوع دروغ، با ریاکاری متفاوت است. ریاکاری مربوط به زمانی ست که شخص برای جلب توجه دیگران اینچنین وانمود می کند، اما در دروغ عملی، انگیزه او نشان دادن به دیگران نیست، بلکه نفسش را فریب داده و به خودش دروغ می گوید و در حالیکه در درون چنین خضوعی ندارد، اما اینچنین عمل می نماید. (۱)
۶. و دروغ در مقامات معنوی، به این معناست که انسان با اینکه به مرحله خاصی دست نیافته، اما اینطور تصور کند که دارای این مقام است. دسترسی به هر کدام از مقامات معنوی مانند ایمان، توکل،‌ رضا، تسلیم و ...، بسیار مشکل است و آثار و لوازمی دارد. فردی که سختی راه را نکشیده و آثار رسیدن به این مقام را ندارد، اما خودش را دارای این مقام می داند، گرفتار دروغ در مقامات معنوی شده است.

اینها تقسیمات حاج آقا مجتبی تهرانی در مورد دروغ بود که بیان شد. در عین حال توجه بفرمایید همانطور که فقها در مورد احکام نظرات گوناگونی دارند، علمای اخلاق هم هر کدام ممکن است در مسائل و احکام اخلاقی نظر خاص خودشان را داشته باشند. عمل کردن به این نظرات بر همه مردم واجب نیست. اما اگر کسی بخواهد از این عالم بزرگوار پیروی کرده و در طریقِ رسیدن به حق تعالی و تحصیل کمال، مانند ایشان گام بردارد، قاعدتا باید طبق همین دستورات عمل کند.



پی نوشت:
۱. وانمود کردن حالات نفسانی، به دو صورت است. گاهی انسان دارای صفتی نیست و خودش را دارای این صفت می داند،‌این دروغ در عمل است. اما گاهی انسان برای تمرین کردن و برای به دست آوردن این صفت است که عملش را مثل اهل آن صفت تنظیم می کند. این دروغ عملی نیست و اتفاقا برای به دست آوردنِ صفات اخلاقی توصیه شده. امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرموده اند: إنْ لَم تَكُن حَليما فَتَحَلَّمْ؛ فإنَّهُ قَلَّ مَن تَشبَّهَ بقَومٍ إلاّ أوْشَكَ أنْ يكونَ مِنهُم؛ اگر بردبار نيستى، خودت را به بردباری بزن (مثل بردباران رفتار کن)؛ زيرا كمتر كسى است كه خود را شبيه گروهى كند و بزودى يكى از آنان نشود.» (میزان الحکمه، ج۳، ص۲۱۸)

http://www.askdin.com/showthread.php?t=64984&p=1016665&viewfull=1#post10...