محدوده علم امام

پرسش: سوالی درباره میزان علم امامان (ع) داشتم .
اینکه امام باید علم دینی و حکومت داری و کلا مواردی که مردم رو به سمت خدا هدایت کنه بطور کامل داشته باشه و هرگونه سوالی رو در این زمینه ها جواب بده بحثی ندارم سوال من درباره علم دنیوی و علوم مختلفه که میخوام بدونم طبق نظر علمای شیعه و حتی در روایات آیا امام ع به تمامی علوم دنیوی احاطه دارند؟
در یکی از سایتها سخنانی از علمای شیعه گذاشته بود که باهم متفاوت بود و هرکسی نظری داشت اما وجه اشتراک شون این بود که امام به طور کامل به مسائل دینی احاطه علمی داره اما حتما لازم نیست که علوم دیگر رو هم کامل بدونه .
مواردی که در جاهای مختلف شنیدم از جمله اینکه حضرت عیسی (ع) نجاری می آموخت و یا اینکه پیامبر (ص) تجارت رو از حضرت خدیجه (س) آموخت
و یا اینکه روایاتی رو دیدم که گویا امام حسن(ع) استاد داشتند (همچنین فکر کنم یکی دو تا از امامان دیگر هم بود) .



پاسخ:
در مورد علم امام به امور دنیوی، لازم است ابتدا بین آنچه وجود دارد و آنچه لازم است وجود داشته باشد، تفاوت بگذاریم.
به بیان دیگر، علمی که امام دارند و علمی که جهت منصب امامت لازم است دارا باشند، با هم تفاوت دارد.
بنابراین این مسئله را از این دو منظر بررسی میکنیم.

در مورد جنبه نخست، اینکه امام چه چیزهایی را لازم است بداند:
تقریبا تمام علمای شیعه بیان کرده اند امام تنها لازم است نسبت به علومی که در راستای انجام وظیفه امامت خویش بدان نیاز دارد، را بداند. سید مرتضی از بزرگترین علمای شیعه در این رابطه اینچنین میگوید:
«به خدا پناه میبریم از اینکه برای امام جز علومی که به ولایت و امامت او مربوط به میشود را واجب بشماریم»(1)
در این مورد تقریبا بین علمای شیعه اختلافی وجود ندارد بنابراین در این جنبه(جنبه لزومی) دو گزاره کاملا مورد اتفاق نظر است:
نخست اینکه امام باید نسبت به علوم مرتبط با ایفای نقش امامتش آگاهی داشته باشد.
دوم اینکه امام لازم نیست نسبت به علوم غیر مرتبط با ایفای نقش امامتش آگاهی داشته باشد.

اما در مورد جنبه دوم: اینکه امام از چه اموری اگاهی دارد:
بر اساس آنچه علمای شیعه در مورد علومی که امامان از آنها اگاهی داشته اند میتوان به موارد زیر دست یافت.
- علم به احکام شرعی
- علم به تفسیر قران کریم
- علم به قضاوت
- علم منایا
- علم بلایا
- علم به انساب(2)
- علم به حکومت داری و امور سیاسی
- علم به مصالح و مفاسد امور مربوط به مردم(3)

به غیر از این امور در برخی روایات، تعابیری وجود دارد که نشان از آن دارد که گسترده علوم ائمه( به صورت کلی) ازآنچه به صورت خاص برای امامت بدان نیاز دارند، بیشتر است.
در برخی روایات ائمه برای اثبات گسترده علم و در نتیجه توانایی خویش به فراز "من عنده علم الکتاب" اشاره میکنند.

«فَإِنَّهُ حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏:
الَّذِي‏ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ هُوَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ سُئِلَ عَنِ‏ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ‏ أَعْلَمُ- أَمِ الَّذِي‏ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ فَقَالَ مَا كَانَ عِلْمُ‏ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ‏ عِنْدَ الَّذِي‏ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ إِلَّا بِقَدْرِ مَا تَأْخُذُ الْبَعُوضَةُ بِجَنَاحِهَا مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ، فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَلَا إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي هَبَطَ بِهِ آدَمُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ جَمِيعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِيُّونَ- إِلَى خَاتَمِ النَّبِيِّينَ فِي عِتْرَةِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ ص‏»(4)

ایشان این آیه را با فرازی که در مورد همنشین حضرت سلیمان بیان کرده و او را "الذی عنده علم من الکتاب" دانسته است، مقایسه کرده اند.
استدلال به این روایت بر محتوایی که به دنبال آن هستیم بدین صورت است:
م1. کسی تنها بهره ای از علم کتاب برده باشد، توانایی آنرا دارد که تخت بلقیس را در یک چشم بر هم زدن از مکانی دور حاضر کند.
م2. چنین قدرتی به واسطه بهره مندی از چنین علمی است.
م3. میزان بهره مندی این شخص از علم الکتاب، شبیه بهره ای است که یک پشه با خیس کردن بالش از آب دریا بردارد. م
م4. علم الکتاب، مانند دریایی است از علوم(تمام علومی که خداوند به پیامبرانش عطا کرده است.
م5. برخی از این علوم مربوط به هدایت بوده و برخی مستقیما ربطی به هدایت نداشته است مانند ساخت کشتی و صنعت.
م6. عترت پیامبراکرم(ص)، بهره مند از تمام علم الکتاب هستند.
بنابراین میتوان به دست آورد که ایشان خیلی بیشتر از آنچه برای هدایت و انجام وظیفه امامت بدان نیاز دارند را آگاهی دارند.

در برخی روایات نیز بیان شده که حضرت علی بارها ندای "سلونی قبل ان تفقدونی" سر دادند. این ادعا زمانی درست است که شخص از هرچه از ان سوال بپرسند بتواند پاسخ بدهد. به عنوان مثال اگر کسی از نجاری میپرسید و امام نسبت بدان اگاهی نداشت، این ناتوانی خودش نقضی بر ادعای قبلی ایشان بود.
گاهی در ادامه این مطلب در مورد خود بیان می کردند که نسبت به راه های آسمان و زمین آگاهند و بلکه نسبت به راه های اسمان اعلم هستند:
سلونی من قبل ان تفقدونی، فلأنا بطرق السماء اعلم منی بطرق الارض(5)
این نیز نشان از آن دارد که علم ایشان از گسترده ای به مراتب بیشتر از آنچه برای ایفای وظیفه امام بدان نیاز دارند برخوردار است.

یا در جایی دیگر بیان میکنند که
پيش از آنكه مرا از دست بدهيد، بپرسيد كه از من هيچ چيز نمى‏پرسيد مگر آنكه جوابتان را مى‏دهم، مگر ما فوق عرش را(6)

بر این اساس، میتوان دایره علم امام را بسیار گسترده تر از دانشهایی دانست که ایشان برای ایفای وظیفه امامت بدان نیاز دارند.
به عبارت بهتر
برخی از علوم ایشان، علوم فریضه بوده است و برخی دیگر، فضل ایشان را نشان میداده است.

پی نوشتها:
1. علم الهدی، سید مرتضی، الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۶۴، چ۲، مؤسسة الصادق، تهران، ۱۴۱۰ق
2.محمد حسن صفار، بصائر الدرجات، تصحیح محسن کوچه باغی، قم، مکتبه آیه الله مرعشی نجفی، 1404، چاپ دوم، ج1، ص266
3. طوسی، محمد بن الحسن، الاقتصاد الی الطریق الرشاد، ص، ۱۹۲، منشورات مکتبة چهل ستون، طهران ۱۴۰۰ ه. ق.
4. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، قم، دار الکتب، 1404ق، چاپ سوم، ج1، ص367
5. نهج البلاغه، خطبه5، ص189
6. متقی هندی، کنز الاعمال،تحقیق بکری حیانی و صفوه السقا، موسسه الرساله، چاپ پنجم، 1401ق، ج6، ص405

http://www.askdin.com/showthread.php?t=64866&p=1017832&viewfull=1#post10...