آیا در بهشت پیشرفت است؟

سوال:
وقتی قبول کنیم که در بهشت دارای درجاتی است و هر درجه ای برای افرادی است که متناسب به آن عمل کرده اند و قرار است که در این درجات جاودانه باشند تصور این که قرار است یک ابدیتی را در یک درجه ای از بهشت باشی که نسبت به درجات بالا از خدا دور تر هستی و آن لطف ویژه خدا را که آنها دریافت می کنند دریافت نمی کنی ، خیلی درد ناک خواهد بودو از این بد تر آن که در آنجا امکان پیشرفت و وصول به درجات بالا تر را نداریم.
بزرگان ما از همان کودکی در مسیر عبودیت بوده اند و بر همین اساس به درجات بالای بهشت می رسند اما ما که تا حدودی دچار غفلت بوده ایم حتما به آن درجات نمی رسیم. با این درد افسردگی از آینده چه کنیم؟

 

 


جواب:
سوال شما دارای چند قسمت مرتبط به هم است که برای پاسخ به آن باید به چند نکته توجه کنید:
مطلب اولی که باید به آن اشاره شود این است که آیا در بهشت پیشرفت و تکامل هست یا نه؟
نظریه غالب در میان اندیشمندان اسلامی این است که تکامل در بهشت آخرتی ممکن نیست. این عده بر این باورند که بر اساس منابع دینی بهشت دو گونه است: یکی بهشت برزخی و دیگری بهشت در قیامت. تکامل در بهشت برزخی ممکن است.
اما تکامل در بهشت آخرتی ممکن نیست؛ زیرا عالم قیامت و ورود در بهشت نهایت سیر تکامل انسان است؛ در نتیجه ورود به بهشت معنای کامل شدن است، نه برای کامل شدن.
در توضیح این نظریه می‌توان گفت: تکامل و ارتقای درجات در بهشت مرهون و معلول درجات ایمان و عمل صالح انسان در دنیا است، خداوند می‌فرماید: «وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ ما رَبُّکَ بِغافِلٍ عَمَّا یعْمَلُون»؛هر کس از بندگان به عملی که کرده رتبه خواهد یافت. (1)
بنابر این، طبق فرمایش امام علی(ع) که می‌فرماید:«اَلیوم عملٌ و لا حساب و غداً حساب و لا عمل»؛ امروز(تا زمانی که در دنیا هستید) روز عمل و تلاش است نه روز حساب‌رسی به اعمال، و فردای قیامت روز حساب‌رسی است نه روز عمل.(2)
لذا، اگر در آخرت پرونده اعمال و کارهای نیک بسته می‌شود و تکامل هم معلول عمل صالح است، در نتیجه در بهشت تکاملی نیست، مگر آنچه در این دنیا فراهم نموده باشیم. بنابر این در آخرت، تکامل-یعنی ارتقا از درجه به درجه‌ی دیگر بهشت بدون این‌که قبلاً در دنیا مقدمات و شرایط آن‌را فراهم کنیم- وجود ندارد.
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «لا ینْفَعُ نَفْسًا إیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فی إیمانِها خَیرًا قُلِ انْتَظِرُوا إِنّا مُنْتَظِرُونَ اگر کسى که قبلا ایمان نیاورده یا خیرى در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سود نمى‌‏بخشد. بگو منتظر باشید که ما [هم] منتظریم».(3)

در مقابل دیدگاه مذکور، دیدگاه دیگری مطرح است که قائل به تکامل در قیامت است، این عده در توضیح نظریه خود می‌گویند: پس از ورود روح به عالم اوّل از عوالم قیامت و پیوند آن با بدن، منازل، مواقف و سرفصل‌‏هایى در پیش روى انسان قرار مى‌‏گیرد که هر یک به جاى خود، یک رویداد بزرگ تکاملى در بازگشت انسان به سوى خداوند است؛ چرا که با هر انتقالى، انسان به صورت اصلى خود، نزدیک‌‏تر شده و به کمالات از دست ‏رفته خود هنگام سیر نزولى، نایل مى‏‌گردد و به تدریج سعه وجودى خود را یافته و متناسب عالم قرب مى‌‏شود. علاوه بر آن‌که بعد از ورود به آن، به مقتضاى نظام خاص حاکم بر آن، حرکت و تکامل داشته و در هر عالمى پس از ورود به آن، کمالات جدیدى را کسب مى‏کند.
این گروه بر این باورند که آیات و روایاتی نیز گویاى حرکت و تکامل در حشر و عوالم پس از آن است. به چند نمونه از این آیات اشاره مى‏‌کنیم:
1. «إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ.»کسانى که عهد و پیمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچیزى مى‏‌فروشند، آنان را در آخرت [از سعادت‌‏هاى اخروى‏] بهره‌‏اى نیست؛ و خداى [متعال‏] روز قیامت با آنان سخن نمى‌‏گوید و به [نظر رحمت به‏] ایشان نمى‌‏نگرد و [آنها را] پاکشان نمى‌‏گرداند و عذابى دردناک خواهند داشت.(4)


این عده می‌گویند: جمله «و پاکشان نمى‌‏گرداند» در این آیه، مفهوم خاصى دارد. این جمله نشانگر این حقیقت است که انسان‌‏هایى که در صراط مستقیم عبودیت بوده و مورد نظر حق مى‌‏باشند؛ در حشر و در مواقف و عوالم آن، مشمول تزکیه حضرت حق بوده، خداوند آنان را از ناپاکى‌‏ها پاک مى‌‏سازد و آنها را - از آنچه که روى چهره اصلى انسان قرار گرفته و از بسیارى از حقایق محجوبشان کرده -تزکیه و تطهیر مى‏‌کند. امّا این تزکیه‌ی الهى شامل آن دسته از انسان‌‏ها که در صراط عبودیت قرار نگرفته و با خداوند به مخالفت برخاسته‌‏اند، نخواهد شد.
باید توجه داشت که تزکیه خداى متعال، همان تکمیل و تکامل ساختن روح آدمى است؛ زیرا انسان در زندگى دنیایى، در ظاهر امر، داراى یک سلسله عقاید بود که بر اساس آن عقاید روش و سلوک عملى خاصى دارد. امّا در باطن امر، روح آدمى در نتیجه همین عقاید و اعمال، حرکت مخصوصى دارد که آن حرکت اگر در سلوک عبودیت و صراط مستقیم باشد، روح را از آنچه باید پاک کرده، به تدریج پاک مى‌‏گرداند و در مدارج کمال پیش مى‏‌برد.


این حرکت باطنى همان تزکیه الهى است که در روح آدمى، تحت سلوک ظاهرى دینى انجام مى‏‌گیرد. این تطهیر، روح را از حجاب‌‏ها، تعلق‌‏ها و رنگ‌‏ها و هرچه بر روح در هنگام جدایى از موطن اصیلی‌‏اش، عارض گشته، نجات مى‌‏دهد و آزاد مى‏‌گرداند، در حقیقت، یک حرکت تکاملى براى روح است.
حرکت روح هم جز با تزکیه نمى‏‌باشد، چه این تزکیه در زندگى دنیایى تحت سلوک دینى انجام گیرد و چه در قیامت به مقتضاى احکام خاص همان عالم و عوالم آن.
2. «إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ وَ هُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى‏ صِراطِ الْحَمِیدِ». «حقیقت این است خداوند کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند، در باغ‌‏ها و [بهشت‏‌هایى‏] که از زیر [درختان‏] آن نهرها روان است، درآورده و [داخل مى‌‏گرداند]. در آن‌جا با دست‌بندهایى از طلا و مروارید آراسته مى‌‏شوند و لباسشان در آن‌جا از حریر [پرنیان‏] است. [پس از قرار گفتن در چنین وضعیتى] هدایت مى‏‌شوند به گفتار پاک و [پاکیزه‏] و به سوى راه خداى ستوده [حمید] هدایت مى‌‏گردند».(5)


این عده می‌گویند: این آیه هم اشاره دارد که پس از قرار گرفتن در بهشت، بهشتیان به سخن پاکیزه و به صراط حمید هدایت مى‏‌شوند. پس معلوم مى‏‌شود که تازه در آن‌جا راه به خصوصى شروع مى‏‌گردد و راهى که حرکت در آن نباشد، راه نیست. این آیه مى‏‌گوید: خداوند با اسم «حمید» خود، مؤمنان و مشتاقان را به آن‌جا که باید ببرد، مى‏برد. پس حرکت در عوالم حشر وجود و سیر تکاملى در آن‌جا ادامه دارد.(6)

مطلب دومی که در بحث ما بسیار مهم و تعیین کننده است (بر اساس نظری که می گفت؛ در آخرت تکامل نیست)
خدا انسان را در این دنیا آورده است که با تلاش خود آخرت خود را بسازد و در آن جه که بنا می کند باید ابدیتی را زندگی کند و زیبایی این بحث آن است که این انسان است که تعیین می کند در آینده در چه بستری ادامه مسیر دهد در دوزخ یا بهشت ؟ در درجات پایین بهشت یا در درجات بالای بهشت.
و خدا نیز حجت را بر انسان ها تمام کرده و همه اسباب هدایت را برای انسان فراهم کرده است.
و با شدیدترین لحن به انسان یاد آور شده است که قیامتی هست و این انسان است که با اعمالش آینده خود را می سازد. «وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُري» نتیجه عمل خود را به تحقیق خواهد دید (7)

مطلب مهم دیگر این است که شاید انسان در طول زندگی مسیر را اشتباه برود این مسیر اشتباهی باعث نمی شود که انسان از رسیدن به درجات بالای بهشت نا امید شود
خداوند توبه را راه بازگشت مهم و اساسی برای انسان ها قرار داده است تا جایی که می فرماید : «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِم لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» (8) و بالاتر از آن می فرماید: ان الله یحب التوابین" خدا توبه کنندگان را نه تنها می بخشد که آنها را دوست می دارد این جمله را دست کم نگیرید .
اگر کسی از مسیر بدی که رفته پشیمان باشد و واقعا توبه کند خدا او را به سرعت به درجات بالای بهشت می رساند . قرآن می فرماید که نه تنها خدا گناهان توبه کنندگان را می بخشد که آنها را محو می کند و در یک درجه بالا تر می فرماید خدا آنها را به حسنات تبدیل می کند"إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا"
مگر آن کسانی که از گناه توبه کنند و عمل صالح به جای آرند، پس خدا گناهان آنها را بدل به حسنات گرداند، و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.(9)


آیه «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»(10) راه گشای بسیاری از مسائل در این باب است: برخی گمان می کنند اگر کسی محیط زندگی اش در اوج عرفان بود و و وراثت او بهترین بو د و .. حتما بالاترین درجات بهشت را خواهد داشت! این گونه نیست به نکات زیر در این راستا توجه فرمایید:

1- اختیار انسان: مساله اختیار در انسان آنقدر مهم است که اگر کسی واقعا بخواهد سرنوشت خود را عوض کند بر خلاف محیط و وراثت و .. می تواند و تلاش او در این زمینه با حمایت های معنوی الهی همراه می شود ولی مهم این است که بخواهد خدای تعالی در برخی از آیات نمونه هایی را بیان کرده است: مثلا همسر فرعون که در بدترین شرایط محیطی زندگی می کرد به خدا ایمان داشت و خدا او را به عنوان مثالی برای زنان و مردان مومن بیان کرده است.
و در این راه خدا تلاش افراد را به ثمر می نشاند : «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ». و كسانى كه در راه ما (تلاش و) جهاد كردند، راه‌هاى (قرب به) خود را به آنان نشان خواهيم داد و همانا خدا با احسان کنندگان است.(11)

2- اصل تکلیف بر اساس وسع: خدا می فرماید من بر اساس وسع و ظرفیت افراد از آنها تکلیف می خواهم (این ناظر به دنیا) «لا يُكَلِّفُ اَللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» اين است كه؛ خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی کند. (12)

3- اصل رتبه بندی بر اساس سعی و تلاش نه بر اساس داشته ها: این قضاوت های ظاهری ما در این دنیا که فلانی با ایمان تر از فلانی و برتر از فلانی است در قیامت جایگاهی ندارد بلکه در قیامت محکمه عدل الهی افراد بر اساس تلاش هایشان امتیاز می گیرند شاید کسی از در محیط بسیار بد در خانواده ای بسیار بد با غذای حرام و فکر حرام وجودش شکل گرفته خدا به جهت گیری او نگاه می کند نه به عملکرد او او اگر یک پله از این رزائل فاصله بگیرد هر چند به نگاه ظاهری ما هنوز در عمق گناه است ارزشش از فردی که با داشته های فراوان محیطی و ذهنی و .. عقب گرد کرده بهتر باشد و جایگاهش نزد خدا بیشتر باشد.

4- اصل اعواض: گاهی در این دنیا بر اساس علت و معلول بودن عالم ماده آسیب هایی نا خواسته به برخی بخورد خدا در قیامت این نواقص را جبران کرده و به او در عوض آن نقص چیزی عنایت می کند که فرد از گرفتن آن احساس رضایت کنند.

اما مطلب آخری که باید به آن توجه شود که در بهشت الم و درد و ناراحتی نیست:
بنا بر ادله عقلی و نقلی( روایی و آیات) بهشت جایگاه امن و راحتی است که در آن هیچگونه غم و اندوه و ناراحتی نیست و پاداش بهشتی خالص است و با هیچ ناگوارایی همراه نیست اگر می خورند مشکلات هضم و دفع را ندارند و اگر ... هیچ ناراحتی در کار نیست.
قرآن از زبان بهشتی ها می فرماید:

«وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ ۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ» و گویند: حمد خدا را که حزن و اندوه ما ببرد، همانا خدای ما بسیار بخشنده جرم گناهکاران و پاداش دهنده سپاس شکر گزاران است. (13)
«الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ» شکر آن خدای را که از لطف و کرم، ما را به منزل دائمی (بهشت) وارد کرد، که در اینجا هیچ رنج و المی به ما نرسد و ابدا ضعف و خستگی نخواهیم یافت. (14)

بنا بر این:
اولاً: بهشت نمودِ کمالات و دارایی های انسان است و هر کس به اندازه ی کمالات دینی خود، از بهشت متنعم می شود.
ثانیا: این استفاده از بهشت و قرار گرفتن در مقامات و لذت بردن آن، بسته به کمالات افراد است و تا وقتی به آن مرتبه نرسند آن لذت برایشان تعریف نشده و نمی توانند از آن بهره ببرند و حتی؛ دیدن این که کسی از آن نعمت استفاده می کند او را مغموم نمی سازد؛ چرا که به آن مرتبه ی ادراکی نرسیده است که آن لذت را درک کند و بهشت و نعماتش از این سنخ نعمت های تکوینی است.
بنابراین؛ افراد رده های پایین تر به ممتازان رده های بالاتر حسرت نمی برند. حسرت از جمله عذابهای سخت روحی است که در بهشت راه ندارد. این افراد همچون کودکانی هستند که از بازی های کودکانه متلذذ می شوند و هیچ درکی از لذتهای بزرگتری همچون لذات جنسی ندارند و آرزوی آن را هم در سر نمی پرورانند. زیرا برای متلذذ شدن به لذاتی بزرگتر، لازم است که کودک بالغ شود و ظرفیت ها و تواناییهای لازم را بیابد تا ادراک لذت برایش میسر شود .

همچنین کسانی که در دنیا عشق را تجربه نکرده اند، نه درکی از لذت وصال به محبوب دارند، و نه به عشّاق حسرت می برند. اما آنکه عاشق شده است، می داند هیچ لذتی با لذت وصال به معشوق برابری نمی کند. عاشق ظرفیت روحی برتری پیدا کرده که دیگران از آن بهره ای ندارند. از همین رو می توان گفت کسانی که در دنیا لذت عبادت را درک نکرده و آنقدر ظرفیت معنوی خود را رشد نداده اند که روح عبادت را درک کند، در بهشت هم درکی از لذاتی که پاداش عباداتند، پیدا نخواهند کرد.
به عنوان مثال کسانی که اهل معنویت هستند در کنار عرفا بودن را غنیمت می دانند و از آن لذت می برند و ساعت ها در خدمت آنها بودن برایشان از هر سفر و گردشی در طبیعت لذت بخش تر است. در حالی که افراد دیگر، که به تفریح می پردازند نه تنها با دیدن آنها غبطه نمی خورند شاید خود را در لذت اکمل از آنها بدانند.
نعمات بهشتیان؛ اعم از مادی و معنوی، همه بر اساس شأن و مرتبت ایشان تقسیم می شود. لذا اگر چه همه از قصرهای مجلل و همسران و دیگر نعمات بهشتی برخوردارند، اما کیفیت آنها متناسب با درجاتشان فرق دارد. من جمله؛ میزان دیدار و همنشینی با بزرگان بهشتی، همچون پیامبران(صلی الله علیهم اجمعین) و امامان(علیهم السلام) نیز بسته به درجات بهشتیان متغیر است. همچنین بالاترین نعمت بهشت که بنابر نقل، لذت درک خدا و رضایت اوست، نیز بستگی به شان بهشتیان دارد.

در عين حال مسلم آن است كسي كه وارد بهشت شود در هر شان و مرتبه و درجه اي كه قرار داشته باشد، از يك سري خدمات عمومي بهشت و از امتيازات كلي زندگي بهشتي برخوردار مي شود. از جمله اينكه در بهشت، مرگ و بيماري، غم و اندوه، رنج و درد وجود ندارد. هيچ نوع عذاب روحي و جسمي بهشتيان را آزار نخواهد داد؛ كه اصلا آزار و سختي با اصالت بهشت سازگار نيست.
اما فارغ از درجات عمومي كه براي همگان يكسان است، نعمت هايي در بهشت وجود دارد كه به برخي اختصاص داشته كه ديگران از آن محروم هستند و بالاترين درجه آن رسيدن به مرحله قرب الهي است كه خداوند در قرآن از آن به برترين درجه بهشت ياد مي كند:«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن‏هاى پاكيزه‏اى در بهشتهاى جاودان (نصيب آنها ساخته) و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اينها) برتر است و پيروزى بزرگ، همين است.(15)

آیه الله جوادی در این باره می فرمایند:
افرادی که وارد بهشت می گردند، ديگر غم و اندوه در آن نيست: «لا يَمَسنا فيها نصب ولا يمَسنا فيها لَغوب» (16) البته با اين توضيح كه افراد بهشتي كه داراي درجات گوناگونند، از آنچه خود دارند لذت مي‏برند و نسبت به آنچه ديگران دارند غبطه مي‏خورند، نه حسد. همانند قواي نفساني كه هر يك از آنها ادراك يا تحريك خاصِ خود را اعِمال مي‏كند و لذت مي‏برد و از آنچه ساير قوا دارند و او ندارد رنج نمي‏برد؛ يعني هرگز نيروي باصره در اندوه نشنيدن به سر نمي‏برد، چنانكه نيروي سامعه غمِ نديدن را ندارد. زبانِ حال هر قوه‏ اي «ما مِنا اِلا لَه مَقام مَعلوم» (17)است. درجات بهشت هم چنين است، هر كس در جاي خود قرار دارد، رنج نمي‏برد و غصه و حسرت نمي‏خورد. اگر حسرت و رنج و اندوهي هست در صحنه قيامت و قبل از ورود به بهشت است؛ زيرا بهشت، دارالسلام است و در دار سلامت مجالي براي رنج وجود ندارد.(18)

پی نوشت ها:
1.انعام: 132.
2.نهج البلاغه، خطبه 42.
3. انعام: 158.
4. آل‏ عمران: 77.
5. حج: 23 و 24.
6. ر. ک. شجاعی، محمد، «قیام قیامت»، ص 101 به بعد، کانون اندیشه جوان، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، تهران، 1380.
7.«آخرت دار تکامل نمى‌‏باشد و حرکت استکمالى در آخرت امکان ندارد، بلکه مبدأ عذاب اگر از عوارض غریبه باشد در جوهر نفس، زائل می‌شود، آن‌هم نه از باب حرکت استکمال». فیض کاشانى‏، أصول المعارف، مقدمه، ص 332، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش.
7- نجم : 40.
8- زمر: 35.
9- فرقان : 70.
10- نجم: 53.
11- عنکبوت: 69.
12- بقره: 286.
13- فاطر : 34.
14- فاطر:35.
15- توبه: 72.
16- فاطر:35
17- صافات:164 .
18- عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی، نشر اسراء، جلد9، ص 239.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=64969&p=1017269&viewfull=1#post10...