وظیفه ما در عصر غیبت چیست؟

پرسش:
وظیفه ما در عصر غیبت چیست و چطور ایمان خود نسبت به امام زمان(علیه السلام) را حفظ کنیم؟

 


پاسخ:
در مورد تکلیف و وظیفه ما در عصر غیبت؛ در وحله اول باید توجه داشت که اگرچه امام در غیبت به سر می برد، اما توجه و عنایت ایشان شامل حال ماست، همانطور که یکی از اصحاب امام صادق(عليه السّلام) از ایشان پرسید؛ مردم چگونه از حجّتِ غائبِ پنهان منتفع مى ‏شوند؟ حضرت فرمود: همچنان كه از خورشيدِ پشت ابر منتفع مى ‏شوند.(1) این روایت هم باعث امیدواری انسان می شود و هم تکلیف انسان را سنگین می کند؛ چرا که اولاً عنایت و توجه امام در مشکلات و سختی ها شامل حال ما می شود و این خود، باعث دلگرمی است و از سوی دیگر انسانی که امام خود را حاضر و ناظر بر اعمال خویش ببیند، دقت بیشتری در اعمال خود خواهد داشت.

نکته دیگر اینکه در زمان غیبت کبری، ائمه(عليهم السّلام) شیعیان را به پیروی از بزرگان دین که خصوصیات ویژه ای داشته باشند، رهنمون کرده اند: «هر یک از فقهاء که خوددار و حافظ دین خود و مخالف هوای نفس و مطیع فرمان مولای خود باشد بر عوام است که از او تقلید کنند»(2) پیروی از فقیهی که عمر خود را صرف فهم معارف دین کرده و با نفس خود مبارزه کرده است، در بسیاری از موارد جلوی کج روی مقلد را می گیرد و از فتنه های متعدد می رهاند.

ارتباط معنوی انسان با امام از راه دعاهای ماثور و توسل به ایشان نیز باعث قوت قلب انسان در زمان غیبت است. علاوه بر این، تلاش انسان برای تحقق زمینه های ظهور به هر نحوی ولو بسیار اندک نیز یکی دیگر از وظایف است. البته عمده خواست حضرت از شیعیان و وظیفه اصلی ایشان، عمل بر اساس اوامر و نواهی دینی است، همانطور که از اشاره امام زمان(علیه السلام) به علی بن مهزیار در رابطه طولانی شدن دیدار ایشان برمی آید که فرمود: «شماها اموالتان را فزونی بخشیدید، و بر بینوانان از مؤمنین سخت گرفته، آنان را سرگردان و بیچاره کردید، و رابطة خویشاوندی را در بین خود بریدید (صله رحم انجام ندادید) دیگر شما چه عذری دارید؟»(3) بنابراین عمل به آنچه کتاب و سنت از ما خواسته، راهی برای خشنودی امام و انجام وظیفه انسان در عصر غیبت است.

اما در مورد حفظ ایمان به وجود آن بزرگوار؛ علم و آگاهی انسان نسبت به امام و توصیفاتی که در مورد آخر الزمان مطرح شده خیلی راهگشاست. در این زمینه می توان به برخی آیات، روایات و البته عقل تمسک جست. به عنوان مثال در مورد طولانی شدن عمر شریف امام زمان(علیه السلام)، خداوند متعال مثالهایی مانند عمر طولانی حضرت نوح(علیه السلام) را در قرآن مطرح کرده است: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسينَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ»؛ و ما نوح را بسوى قومش فرستاديم و او را در ميان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ كرد اما سرانجام طوفان و سيلاب آنان را فراگرفت در حالى كه ظالم بودند.(4) بعلاوه اینکه عقل انسان، طولانی شدن عمر انسانی را که اراده الهی به طولانی شدن آن تعلق گرفته را انکار نمی کند. این مطلب اگر کنار روایاتی که دلالت می کنند بر خالی نبودن زمین از حجت الهی قرار دهیم، لزوم حضور آن حضرت با وجود عمر طولانی روشن خواهد شد. امام باقر(علیه‌السلام) در همین راستا می فرماید: «لَا تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى عِبَادِه»؛ هرگز زمین بدون حجت خدا بر بندگان او نخواهد بود».(5) امام صادق(علیه‌السلام) نیز می فرماید: «لَوْ لَمْ يَبْقِ فِى الأرْضِ الّا اثْنَانِ لَكَانَ اَحَدُهُمَا الْحُجَّهُ»؛ اگر در روى تمام زمين باقى نماند، مگر دو نفر، يكى از آن‌ها حجت خدا خواهد بود».(6) یکی دیگر از اصحاب امام رضا(عليه‌السلام) به نام «محمّد بن فضيل» نیز می‌گوید: از امام پرسیدم: «اَتُبْقَى الأَرْضُ بِغَيْرِ اِمَامٍ؟... فَقَالَ: لَا، لَا تَبْقَى اِذاً لَسَاخَت»؛ آيا زمين بدون امام باقى خواهد بود؟ حضرت فرمود: اصلاً بدون امام نمى‏‌ماند، و در اين صورت زمين اهلش را در كام خود فرو خواهد كشيد».(7)

البته کسب معرفت نسبت به امام زمان(علیه‌السلام)، مستلزم مطالعه کتب مرتبط با ایشان است. از گذشته تا کنون، علمای شیعه کتابهای مختلفی در این زمینه نوشته اند، کتابهایی مانند «الغیبه»ی شیخ طوسی و نعمانی، «کمال الدین» مرحوم صدوق و ... در بین معاصران نیز حضرت آیت الله صافی گلپایگانی کتاب های خوبی نگاشته است، مانند کتاب «امامت و مهدویت» یا کتاب «خورشید مغرب» محمد رضا حکیمی و یا «چشم اندازی به حکومت مهدی(علیه‌السلام)» نوشته نجم الدین طبسی و ... علاوه بر مطالعه و معرفت افزایی اینچنینی، توسل و عبادات نیز انسان را به امام نزدیک کرده و ایمان را تقویت می کند.


پی نوشت ها:
1. صدوق(ابن بابویه)، محمد بن علی، (1395)، كمال الدين و تمام النعمة، تصحیح علی اکبر غفاری، دوم، تهران، اسلامیه، ج1، ص207.
2. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، (1409)، وسائل الشیعه، اول، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام، ج27، ص131.
3. طوسى، محمد بن الحسن‏، (بی تا)، الغیبه، مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، اول، قم، دار المعارف الإسلامية، ص263.
4. عنکبوت: 14.
5. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، (1407)، الکافی، چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج1، ص179.
6. همان.
7. همان.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=64972&p=1016706&viewfull=1#post10...