آیا نام گذاری به نام یاسین در روایات نهی شده است وحرام است؟

سوال:
یکی از اسامی زیبای قرآنی اسم یاسین است. اخیرا شنیدم که از این اسم در اخبار شیعه و سنی نهی شده؛ چون اسم مختص به پیامبر (ص) هست. می خواستم صحت و سقم این مطلب رو از جهت دیدگاه اسلامی و فریقین جویا شوم که آیا از اسم گذاری به این اسم نهی شدیم یا خیر؟ و آیا در فتاوای علما نیز از این کار نهی شده یا خیر؟
 
پاسخ:
 

با سلام و عرض ادب

هرچند یکی از بهترین اسامی برای نامگذاری فرزندان، اسامی انبیای الهی و در رأس آنان پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) بوده؛‌ اما با این حال در روایتی از نامگذاری به اسم «یاسین» نهی شده است.
این روایت را مرحوم کلینی در کتاب کافی از طریق«صفوان بن یحیی»، از امام باقر و یا امام صادق(علیهما السلام) روایت نموده که سند و متن روایت بدین صورت است:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى‏، عَنْ صَفْوَانَ: رَفَعَهُ إِلى‏ أَبِي جَعْفَرٍ أَوْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ‏ (عليهما السلام)، قَالَ: «هذَا مُحَمَّدٌ أُذِنَ‏ لَهُمْ فِي التَّسْمِيَةِ بِهِ، فَمَنْ أَذِنَ لَهُمْ فِي يس‏؟» يَعْنِي التَّسْمِيَةَ وَ هُوَ اسْمُ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله‏»؛[1]
امام باقر و یا امام صادق (علیهما السلام) فرمودند: این نام محمد است که به مردم اجازه داده شده تا فرزندان خود را بدان نامگذاری کنند؛ اما چه كسی به آنان در «یاسین» اجازه داده است؟(كه نام «ياسين» که اسم پيامبر (صلی الله علیه وآله) است را بر روی فرزندان بگذارند).

بررسی سند روایت:
این روایت هر چند «مرفوع» بوده[2]و «صفوان بن یحیی» امام صادق و امام باقر(علیهما السلام) را درک ننموده و وی از اصحاب امام «کاظم» و امام «رضا» و امام «جواد» (علیهم السلام) بوده؛[3] اما از آنجا که وی از اصحاب اجماع بوده و همه ی بزرگان امامیه وی را توثیق نموده و وی نیز از زمره ی کسانی است که از غیر «ثقه» روایت نکرده، اصحاب مرسلات وی را پذیرفته اند؛[4] لذا علامه ی «حِلّی» روایت مرسل وی را صحیح دانسته[5] و مرحوم «محمد تقی مجلسی» حکم این روایت را قوی همچون صحیح بیان داشته است.[6]

بیان فقهی مساله:
جمهور فقهای شیعه متعرض این مساله در کتب فقهی نشده اند؛ لذا بر اساس مبنای کسانی که اعراض فقها را حجت دانسته این روایت موجب اثبات کراهت نبوده؛ اما بر اساس مبنای کسانی که چنین امری را قبول نداشته و تابع فقه اثری بوده، این روایت مفید کراهت خواهد بود.[7]

نظر برخی از مراجع معاصر در پاسخ به استفتاء سایت اسلام کوئیست بدین صورت است:

«حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
فى نفسه اشکال ندارد.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
اشکال ندارد.
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
بدون کلمه موعود مانعی ندارد.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
اشکال ندارد، ولی بهتر است که از اسامی دیگر استفاده کنن»[8].



الف) در روایات، روایتی که بیانگر نهی از اسم گذاری به این نامها بوده باشد یافت نمی گردد و فقها نیز غالبا متعرض بحث آن نشده اند؛ لذا اگر کراهتی نیز بوده باشد از باب تنقیح مناط (القای خصوصیت) است.

توضیح: تنها روایتی که بیانگر نهی از اسم نیکوست؛ نام گذاری به اسم «یس» است که در تعلیل آن امام فرمودند که «یس» اسم پیامبر(صلی الله علیه وآله) است. مرحوم مجلسی در توضیح نهی از نامگذاری به «یس» می نویسند: «ممكن است گفته شود كه نام گذاري به اسامي انبيا جايز و مستحب؛ ولي نام گذاری به القاب انبيا كه براي تعظيم و بزرگداشت آن ها اطلاق شده مانند: نبی و رسول و بشير و نذیر و طه و يس مكروه می باشد».[9]

اگر چنین تعلیلی پذیرفته گردد؛ علت نهی از نامگذاری به «یس» بخاطر آن بوده که لقب خاص پیامبر(صلی الله علیه وآله) است؛ لذا در موارد دیگر همچون «طه» نیز می توان کراهت را سرایت داد؛ اما اشکال چنین امری آن است که کسی بدان فتوا نداده است.

مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب: «هداية الأمة إلى أحكام الأئمة»[10] روایات آداب نامگذاری فرزند را ذکر نموده و مجموع اسامی و کنیه هایی که مورد نهی بوده را در سه روایت بیان نموده اند که عبارتند از:

1) امام باقر (عليه السلام) فرمود: «مبغوض‏ترين نام‏ها نزد خداوند عزّوجل حارث، مالك و خالد است».[11]

2) امام صادق (عليه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در حال احتضار، صحيفه ‏اى طلب كرد و مى‏ خواست از نام‏هايى كه گذاشته مى‏ شود نهى كند؛ ولى حضرت رحلت كرد و آن نام‏ها را نام برد. يكى از آنها حكم، حكيم، خالد، مالك و حضرت فرمود كه آنها شش يا هفت نام است كه جايز نيست كسى بدان‏ها ناميده شود».[12]

 

3) روایت شده که پيامبر (صلى الله عليه و آله) از چهار كنيه نهى كرد: «ابوعيسى، ابوالحكم، ابومالك و ابوالقاسم» و ابوالقاسم در صورتى كه نام فرد، محمّد باشد».[13]

 

ب) تفاوتی در نحوه نوشتار نیست؛ زیرا در نامگذاری سخن از گفتن و نه نوشتن است.

موفق باشید.



[1] . الکافی، الکلینی، ج6، ص20،‌باب الاسماء و الکنی.

[2] . مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، المجلسی، ج‏21، ص35:‌ «الحديث الثالث عشر: مرفوع».

[3] . من لا یحضره الفقیه، ج4، ص446، پاورقی: «صفوان بن يحيى أبو محمد البجلى بياع السابرى كوفى ثقة ثقة عين من أصحاب أبى الحسن الرضا عليه السلام، و قد يروى عن الكاظم عليه السلام، له ثلاثون كتابا، و الطريق اليه حسن كالصحيح، و قال العلامة: صحيح».

[4] . ذكرى الشيعة في أحكام الشريعة، محمد بن مکی العاملی شهید اول،‌ ج‌1، ص49: «قبلت الأصحاب مراسيل ابن أبي عمير، و صفوان ابن يحيى، و أحمد بن أبي نصر البزنطي لأنّهم لا يرسلون إلّا عن ثقة، أو عمل الأكثر»؛ کتاب النکاح، شبیری زنجانی، ج9، ص3091: «صفوان بن يحيى هم جزء كسانى است كه لا يروون‌ و لا يرسلون الّا عن ثقه. لذا وثاقت و امامى بودن سندى بن ربيع هم ثابت مى‌شود».

[5] . معجم رجال الحدیث، الخویی، ج10، ص14: «انه ذكر بعضهم أن الشيخ روى بإسناده، عن صفوان بن يحيى ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام )، وأن العلامة - قدس سره - وصفه في المنتهى والمختلف بالصحة، وأن بعضهم استشكل في ذلك بأن الرواية مرسلة، فإن صفوان ابن يحيى لم يدرك الصادق ( عليه السلام )، فكيف تكون صحيحة ، وأجاب بأن صفوان بن يحيى من أصحاب الاجماع وإرساله لا يضر بصحة الرواية».

[6] . روضة المتقین، ج8، ص627: «و في القوي كالصحيح، عن أبي جعفر أو أبي عبد الله (عليهما السلام) قال: هذا محمد قد أذن لهم في التسمية».

[7] .الحدائق الناضرة، البحرانی، ج25،ص43؛ الأنوار اللوامع في شرح مفاتيح الشرائع (للفيض)، البحرانی، ج10، ص283. «ويتأكد الكراهية في يس ...و قد أخذ هذا التأكد من جملة من الأخبار و كذلك ما ذكرناه زيادة عليه. و في مرسلة صفوان كما في الكافي عن أبي جعفر و أبي عبد اللّه (عليهما السلام) قال: هذا محمد (صلّى اللّه عليه و آله) قد أذن لهم في التسمية به فمن أذن لهم في يس- يعني في التسمية- و هو اسم النّبيّ (صلّى اللّه عليه و آله)»؛ النجعة في شرح اللمعة، محمد تقی شوشتری، ج‌9، ص160: «و كان عليه أن يذكر النهى عن التسمية ب‍ «يس» فروى الكافي (في 13 ممّا مرّ) «عن صفوان رفعه إلى أبي جعفر عليه السّلام أو أبي عبد اللّٰه عليه السّلام: قال: هذا محمّد أذن لهم في التسمية به فمن أذن لهم في «يس»؟ يعني التسمية و هو اسم النّبيّ صلّى اللّٰه عليه و آله»

[8] . استفتاء از دفاتر آیات عظام: خامنه‌ای، سیستانی، صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی (مد ظلهم العالی)، توسط سایت اسلام کوئست؛ استفتاء با کد سؤال 72695.

 


[9]. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏21 ، ص35: «و يدل على أن يس من أسمائه صلى الله عليه و آله، أو أنه يجوز التسمية بمحمد، و لا يجوز التسمية بغيره من أسمائه صلى الله عليه و آله، و لعل أحمد أيضا مما يجوز، لأن التسمية به كثيرة و لم يرد إنكار إلا في هذا الخبر المرفوع، و يمكن أن يقال: إنما يجوز التسمية بأسمائهم الأصلية لا ما لقبوا به، و أطلق عليهم على سبيل التعظيم و التكريم كالنبي و الرسول، و البشير و النذير، و طه، و يس، فلا ينافي ما مر من أن خير الأسماء أسماء الأنبياء، و أما التسمية بأسماء الملائكة كجبرئيل و ميكائيل فلم أجد في كلام أصحابنا شيئا لا نفيا و لا إثباتا، و اختلف العامة فمنهم من منعه».

[10] . هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام، ج7، ص317.

[11]. الکافی، الکلینی، ج6، ص21: «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ أَبْغَضَ الْأَسْمَاءِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- حَارِثٌ وَ- مَالِكٌ وَ خَالِدٌ».

[12]. الکافی، الکلینی، ج6، ص21: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص دَعَا بِصَحِيفَةٍ حِينَ حَضَرَهُ الْمَوْتُ يُرِيدُ أَنْ يَنْهَى‏ عَنْ أَسْمَاءٍ يُتَسَمَّى بِهَا فَقُبِضَ وَ لَمْ يُسَمِّهَا مِنْهَا الْحَكَمُ وَ حَكِيمٌ وَ خَالِدٌ وَ مَالِكٌ وَ ذَكَرَ أَنَّهَا سِتَّةٌ أَوْ سَبْعَةٌ مِمَّا لَا يَجُوزُ أَنْ يُتَسَمَّى بِهَا».

[13] . الکافی، الکلینی، ج6، ص22: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع‏لیه السلام) أَنَّ النَّبِيَّ ص نَهَى عَنْ أَرْبَعِ كُنًى عَنْ أَبِي عِيسَى وَ عَنْ أَبِي الْحَكَمِ وَ عَنْ أَبِي مَالِكٍ وَ عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ إِذَا كَانَ الِاسْمُ مُحَمَّداً».