پرسش:
برخی نسبت به عثمانی بودن زهیر بن قین تردید میکنند؟ آیا ادله کافی برای عثمانی بودن ایشان وجود دارد؟
بحث پیرامون گرایشهای سیاسی و مذهبی زهیر بن قین بجلی از موضوعات قابلتأمل در تاریخنگاری کربلا است. برای پاسخ به این پرسش که آیا ادله کافی برای «عثمانی بودن» (هواداری از عثمان بن عفان و بهتبع آن رویکرد تقابلی با جریان علوی) وجود دارد یا خیر، باید نگاهی دقیق به متون تاریخی و شواهد موجود داشت.
۱. خاستگاه و زمینه تاریخی
عثمانیه کسانی هستند که با خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام مخالف بوده و عثمان و قتل عثمان را بهانه کارشکنی در دولت آن حضرت قرار داده و موجب جنگهای جمل و صفین را فراهم آوردند، ولی بعدها این مسئله به حب عثمان و برائت و سب امیرالمؤمنین علیهالسلام منجر شد. (1) زهیر بن قین بجلی در آن زمان از بزرگان و اشراف کوفه بود. در فضای سیاسی آن زمان کوفه، بسیاری از قبایل و اشراف، گرایشهای عثمانی داشتند؛ بدین معنا که یا مستقیماً از هواداران عثمان بودند یا به دلیل تضاد منافع با جریانهای شیعی و علوی، در طیف مقابل قرار میگرفتند.
در مورد زهیر، گزارشهایی در منابع تاریخی وجود دارد که بهصراحت به گرایش عثمانی او اشاره میکند. ازجمله:
الف: گزارش بلاذری:
بلاذری در کتاب انساب الاشراف، درباره زهیر مینویسد: «قالوا: وکان زهیر بن القین البجلی بمکه، وکان عثمانیاً» گفتهاند: زهیر بن قین بجلی در مکه بود و عثمانی بود.» (2)
ب. گزارش طبری:
طبری گفتگوی عزره بن قیس (یکی از افراد لشکر عمر بن سعد که برای امام حسین علیهالسلام نامه نیز نوشته بود) و زهیر را چنین مینگارد: «یا زهیر ما کنت عندنا من شیعه اهل هذا البیت انما کنت عثمانیا.» ای زهیر تو شیعه اهلبیت نبودی (که اکنون در سپاه ایشان هستی) بلکه عثمانی بودی. (3)
از گفته عزره بن قیس بهدست میآید که حتی دشمنان حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام نیز میدانند که سپاهیان آن حضرت همگی شیعه هستند. ازاینرو است که عزره با دیدن زهیر به او میگوید تو شیعه نبودی چرا در این سپاه شمشیر میزنی؟!
طبری در ادامه پاسخ زهیر را چنین نقل میکند: «فرایت ان انصره و ان اکون فی حزبه و ان اجعل نفسی دون نفسه حفظا لما ضیعتم من حق الله وحق رسوله علیهالسلام؛ تصمیم گرفتم که ایشان را یاری کنم و در حزب ایشان باشم و خودم را فدائی ایشان قرار دهم تا حقوق خدا و رسولش را که شما ضایع کردید، حفظ نمایم.» (4)
اما بر اساس شواهد تاریخی، زهیر بعد از اینکه به امام حسین علیهالسلام پیوست، از قید «عثمانی بودن» رها و شیعهی آن حضرت شد و با همین عقیده در رکابش جنگید تا به شهادت رسید.
بلاذری گفتگوی زهیر را با عزره بن قیس، نقل کرده و زهیر در خطاب به او تصریح میکند که من حسینی شدهام و حسین را یاری میکنم: «عزره به زهیر بن قین گفت: تو که عثمانی بودی پس چه شد که به حسین پیوستی؟ زهیر گفت: به خدا سوگند من به حسین نامه ننوشتم و کسی را هم نزدش نفرستادم، بلکه این راه بود که ما را به هم رسانید. وقتی ایشان را دیدم، به یاد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله افتادم و دانستم که شما نیرنگ به کار بردید و با ایشان عهد شکستید و بهسوی دنیا روی آوردید. از این جهت تصمیم گرفتم که ایشان را یاری کنم و در حزب ایشان باشم تا آن حقی را که شما از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ضایع کردید، حفظ کنم.» (5)
ج. روایت برخورد اول زهیر با امام حسین علیهالسلام:
در روزهای نزدیک به عاشورا، زهیر به همراه کاروانی از حج بازمیگشت. روایات نقل میکنند که زهیر تا حد امکان سعی میکرد با امام حسین علیهالسلام روبرو نشود. از طرفی وقتی نمایندهی امام به سراغ زهیر آمد؛ زهیر تمایلی به گفتگو نداشت. (6) این «اجتنابِ آگاهانه،» یکی از مهمترین قرائن برای اثبات دوری پیشین او از جریان علوی و درنتیجه، همسوییاش با جریانِ مقابل (عثمانیگری) تلقی میشود.
نتیجه:
در رابطه با تردید برخی پژوهشگران در پذیرشِ عثمانی بودن زهیر باید دانست که: اولاً در آن دوره، «عثمانی» بودن لزوماً به معنای «ناصبی» یا «دشمن اهلبیت» نبود. بسیاری از عثمانیان، کسانی بودند که صرفاً در کشمکشهای داخلیِ پس از قتل عثمان، در طیفِ مخالفِ سیاستهای امام علی علیهالسلام قرار گرفتند. پس ممکن است زهیر یک «عثمانیِ معتدل» بوده باشد که با وجود گرایشِ سیاسی، دشمنیِ شخصی با امام حسین علیهالسلام نداشته است. ثانیاً عمدهی آنچه درباره زهیر میدانیم، مربوط به مقطع پایانی زندگی او (تحول در مسیر کربلا) است. اطلاعاتِ تفصیلی و دقیق از دیدگاههای کلامی و سیاسی او در ۲۰ سالِ منتهی به سال ۶۱ هجری در دست نیست تا بتوان قضاوت قطعی کرد که آیا او یک «عثمانیِ متعصب» بوده یا صرفاً بر اساس تعلقات قبیلهای چنین عنوانی به او دادهاند.
نکته کلیدی در تاریخنگاری عاشورا، نه «عثمانی بودن» زهیر، بلکه «تحول» اوست. تا آنجا که دشمنان امام حسین علیهالسلام را نکوهش میکند که شما افراد فریبکاری هستید و پیمان شکستید و یا تعبیرهایی چون «و اکون فی حزبه»، «و ان اجعل نفسی دون نفسه،» (7) صراحت دارند که زهیر حسینی و شیعه حسین علیهالسلام شده و دست از «عثمانی بودن» برداشته است. اگر ایشان بر عثمانیتش باقی مانده بود، هرگز حاضر نبود به خاطر امام حسین علیهالسلام جانش را ازدست بدهد.
پینوشتها:
1. محقق حلی، اشیخ نجمالدین جعفر بن الحسن، الرسائل التسع، تحقیق رضا استادی، قم، نشر کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق، ص ۲۷۸،
2. بلاذری، احمد بن یحیى، أنساب الأشراف، بیروت، انتشارات دار الفکر، چاپ اول، 1417 ق، ج3، ص 167.
3. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، انتشارات دار التراث، چاپ دوم، 1387 ق، ج5، ص 417.
4. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، انتشارات دار التراث، چاپ دوم، 1387 ق، ج5، ص 417.
5. بلاذری، احمد بن یحیى، أنساب الأشراف، بیروت، انتشارات دار الفکر، چاپ اول، 1417 ق، ج3، ص 184.
6. بلاذری، احمد بن یحیى، أنساب الأشراف، بیروت، انتشارات دار الفکر، چاپ اول، 1417 ق، ج3، ص ۱۶۷.
7. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، انتشارات دار التراث، چاپ دوم، 1387 ق، ج5، ص 417.
