اثبات در نظر گرفتن عوامل مختلف در مجازات انسان

پرسش:
می توانید با دلایل محکمه پسند اثبات کنید که خداوند عواملی مثل محیط ، تربیت ، لقمه ، ژن ، طینت و ... را که در سعادت و شقاوت فرد تاثیرگذارند، در حسابرسی در نظر می گیرد و تخفیف می دهد؟ کسانی که به اختیار اعتقاد دارند این عوامل را علت تامه نمی دانند و فقط تاثیرگذار می دانند، یعنی در نهایت این عوامل را در نظر نمی گیرند چون اگر می گرفتند حکم فرق می کرد ، خداوند هم به همین صورت مجازات می کند؟ او هم این عوامل را علت تامه در نظر نمی گیرد؟
 
پاسخ:
مقدمتا باید عرض شود با این دیدگاه موافقیم که علت تامه برای انجام یا ترک فعل، خودم هستم (مگر این که عامل بیرونی یا درونی از روی قهر و زور مرا به انجام کاری وادارد؛ یعنی کاری برخلاف میل و اراده ام را بر من تحمیل کند و امکان ترکش را از من سلب کند).
 
اما با این حال، باید به این واقعیت نیز متذکر شد که عوامل محیطی و ژنتیکی و ... اگر گزینه ای را متعین نمی سازند و مرا به انجام کار، مجبور نمی سازند؛ اما در دمِ دستی کردن یک یا چند گزینه موثرند. مثلا کسی که در خانواده مذهبی متولد نشده است و به احکام دینی آگاهی ندارد، با گزینه هایی روبرو است که متفاوت است از گزینه های شخصی که در شهر قم و در خانواده روحانی و مذهبی متولد شده است. به همین جهت، نمی توان از هر دویِ اینها انتظار داشت که در ماه رمضان تمامی اعمال و مناسک دینی را به یک شکل، انجام دهند. بله نهایتا هیچ یک مجبور به فعل یا ترک نشده اند اما به هر حال، عوامل محیطی در دمِ دستی کردن گزینه های پیش رویِ آنها موثر بوده است.(1)
 
به همین جهت، تحسین و توبیخ افراد را متناسب با توانایی و وُسع افراد، در نظر می گیرند. این مطلب محدود به حوزه دین نیست. کافی است دو دانش آموز را در نظر بگیرید که یکی در خانواده دانشگاهی و مرفّه است و دیگری در خانواده ای فقیر و بی سواد. آری، هیچ یک از آنها مجبور نیستند که در تحصیلات موفق بشوند یا نشوند اما به هر حال، انتظاری که ما از آنها داریم متفاوت است. انتظار نداریم کودکی که درخانواده دانشگاهی متولد شده، بی سواد بشود. در این صورت، او و خانواده اش را بیشتر سرزنش می کنیم. اما اگر کودکی که در خانواده بی سواد متولد شده موفق بشود، او را بیشتر تحسین می کنیم چون انتظار نداشتیم او در این زمینه موفق بشود. هر دوی اینها مختار بودند که مسیر موفقیت و تحصیل را بپیمایند اما به هر حال، گزینه هایی که پیش رویِ آنها بود، برخی دمِ دستی تر بودند.
 
تناسب تحسین و توبیخ و تکلیف با توانایی و وُسع افراد، اصل عقلی است که هر حکیم و عاقلی به آن پایبند است و خداوند نیز در متون دینی به پایبندیش به این اصل، اشاره نموده است: «لا یُکَلِّفُ الله نَفْسًا إِلاّ وُسْعَها لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ ...»(2)؛ یعنی: «خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایى اش تکلیف نمى کند. آن‌چه (از خوبى ) به دست آورده به سود او، و آن‌چه (از بدى ) به دست آورده به زیان اوست».
 
اما چرا خدا تفاوت وُسع را در نظر می گیرد؟ چون اصل عقلی است که از هر کسی باید متناسب با وُسعی که دارد انتظار داشت و بر او تکلیف کرد. اصطلاحا «تکلیف بما لایطاق، قبیح است» و خداوند حکیم کار قبیح و ناپسند انجام نمی دهد. آیه مذکور نیز درصدد تایید و اشاره به همین مطلب بود.
 
به بیان دیگر، اگر خداوند تفاوت ها را لحاظ نکند و از همگی انتظار همسان داشته باشد، مرتکب ظلم شده است؛ و می دانیم خداوند ظلم نمی کند: «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً»(3) خداوند هيچ به مردم ستم نمى‏ كند.
 
بنابراین، خداوند در قیامت از هر کسی متناسب با وسع و تواناییش انتظار دارد و محدودیت ها و توانایی هایش را لحاظ می کند. در واقع، نباید عدالت خدا را با عدالت انسان همسان در نظر گرفت که هم از جهت علم و آگاهی به جوانب مختلف ماجرا و هم از جهت اجرای تام عدالت، دارای محدودیت است. خداوند در قیامت، با علمی که به احوال و شرایط ما دارد، می داند اگر در موردی کار بدی انجام داده ایم، تاثیر عوامل محیطی چقدر بوده است: اگر تاثیرشان بقدری بوده که امکان ترک نداشتیم، پس اصلا ما را مواخذه نخواهد کرد چون عادل است و فراتر از وُسع ما از ما انتظار ندارد؛ چنانچه جاهل قاصر را مواخذه نمی کند و از او می گذرد و یا مستضعفان فکری را مورد مواخذه قرار نمی دهد. اما اگر تاثیر عوامل محیطی، در دور کردن یک گزینه از ما است، میزان تاثیرش را می سنجد و متناسب با آن او را مورد مواخذه قرار می دهد. بی جهت نیست که خداوند قهر شدیدتری نسبت به عالمان بی عمل دارد چرا که آنها اهل علم بوده و...
 
پی نوشت ها:
1. شاهدش این که همین شخص خواهر یا برادری دارد که در همین شرایط بوده اما چنین نکرده است. حتی خود شخص نیز بعد از مصرف و اعتیاد، مکرر پشیمان می شود (این پشیمانی خودش حاکی از امکان ترک بوده وگرنه پشیمان شدن معنایی ندارد). همچنین بعد از اعتیاد، شخص مکررا در شرایط خماری و نیاز به مواد مخدر قرار گرفته است. اگرچه او مکررا گزینه مصرف را انتخاب می کند؛ اما یک روزی پیش می آید که او گزینه ترک مصرف را انتخاب می کند، با این که هیچ تفاوتی در شرایط محیطی او رقم نخورده است. این مطلب نیز گواه است بر این که علت تامه در تمامی این شرایط خود شخص است اگرچه عوامل محیطی همیشه یک یا چند گزینه را دم دستی تر می کنند اما هیچ وقت آن را متعین نمی سازند (اگر هم فرضا در موردی یک گزینه را متعین بسازند، این امر در محدوده علم الهی است و خداوند با آن شخص بر اساس وُسع و تواناییش رفتار می کند و او را مورد حسابرسی قرار می دهد).
2. بقره: 286
3. یونس: 44.