چرا کنیزان به رعایت حجاب الزام نمی شوند؟

پرسش:
بنا بر آيه شریفه 14 حجرات مومن با مسلمان تفاوت دارد، و با توجه به اینکه قرآن کریم در آیه 59 سوره احزاب زنان مومن رابه حجاب فراخوانده است، الزام زنان بي دين، يهودي و مسيحي و حتی زنان مسلمان غير مومن به حجاب چه توجیهی دارد؟ آيا مي توان همه زنان جامعه را به كاري مجبور كرد كه براي مومنان توصيه شده است؟ پس چرا کنیزان به رعایت حجاب الزام نمی شوند؟


پاسخ:
برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:
تعبیر مومن در قرآن کریم به همان معنای مسلمان است، نه آن معنایی از مومن که در عرف برداشت می کنیم، مگر آنکه قرینه ای در میان باشد که نشان دهد منظور قرآن مومنین واقعی است، وگرنه هر کجا که قرآن کریم تعبیر «یا ایها الذین آمنوا» را به کار برده است به معنای «یا ایها الذین اسلموا» است، این معنا را هم میتوان از خود آیات قرآن فهمید، و هم روایات به آن گواهی میدهند، به عنوان مثال قرآن کریم می فرماید:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى‏ رَسُولِهِ»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ایمان بیاورید به خدا و پيامبرش، و كتابى كه بر او نازل كرده، است‏.(1) خب اگر منظور از یا ایها الذین آمنوا، مومنین باشد که دیگر امر به ایمان به خدا و رسول معنا ندارد، اما قرآن می فرماید ای کسانی که ایمان آورده اید، واقعا ایمان بیاورید.

همچنین لازمه حرف شما این است که مخاطب تمام آیاتی که با تعبیر «یا ایها الذین آمنوا» احکامی را بیان فرموده اند، فقط مومنین باشند، نه مسلمانان، آیاتی چون:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! ربا نخوريد(2)

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ »؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعى بخت‏ آزمايى‏]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد(3)

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُم‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! به خدا و پيامبر خيانت نكنيد! و (نيز) در امانات خود خيانت نکنید(4)

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُم‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد. و خودكشى نكنيد(5)

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً »؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد(6)

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! آن گونه كه حق تقوا و پرهيزكارى است، از خدا بپرهيزيد! و از دنيا نرويد، مگر اينكه مسلمان باشيد(7)


اگر مخاطب این آیات فقط مومنین هستند چطور میشود که در عین مومن بودن، اهل ربا و خمر و میسر و خیانت باشند؟ علاوه بر اینکه اگر تمام این احکام قرآن که با «یا ایها الذین آمنوا» آمده صرفا برای مومنین است، پس احکام مسلمین کجا آمده است؟ شما یک جا در قرآن به ما نشان بدهید که قرآن داشته باشد احکام عمومی مسلمین را بگوید که برای عموم مسلمانان است نه فقط مومنین!

امام صادق(علیه السلام) نیز در پاسخ به سوال شخصی به نام طیار در همین خصوص به این مسئله اشاره می فرمایند:
«قَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ رَأَيْتَ مَا نَدَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ قَوْلِهِ- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَ دَخَلَ فِي ذَلِكَ الْمُنَافِقُونَ مَعَهُمْ قَالَ نَعَمْ‏ وَ الضُّلَّالُ‏ وَ كُلُ‏ مَنْ‏ أَقَرَّ بِالدَّعْوَةِ الظَّاهِرَةِ»؛ جمیل مى گوید: من و طیار وارد بر امام صادق (علیه السلام) شدیم، طیار به آن حضرت عرض نمود: فدایت شوم، آیا منافقین مشمول خطاب «یا أیها الذین آمنوا» هستند؟ امام فرمود: بله، حتى گمراهان و هر کس دعوت آشکار اسلام را پذیرفته، داخل این آیه مى شود(8)

نکته دوم:
نکته دیگر اینکه امر به ایمان و یا هر مسئله شخصی دیگری از سوی اسلام مورد تأیید نیست، اما اگر یک مسئله ای جنبه اجتماعی به خود گرفت چه؟ جان سخن اینجاست؛ هم به لحاظ عقلی، و هم به لحاظ شرعی، زمانی میتوانیم بگوییم یک رفتار به خود انسان مربوط است و نباید انسان را به انجام آن اجبار کرد که آثار آن کاملا یک آثار شخصی باشد، در غیر این صورت آزادی برای انجام آن توجیهی نخواهد داشت.

بنابراین به صرف اینکه مومنین توصیه به انجام یک رفتار شده اند دلیلی بر این نیست که دیگران مجاز هستند آزادانه آن را مرتکب شوند، به عنوان مثال خداوند مومنین را ازخیانت در حق خدا، رسول، و دیگران نهی می کند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُم‏»؛ ای کسانی که ایمان آورده اید به خدا و رسول و در امانت هایتان خیانت نکنید.(9) اما آیا این بدین منزله است که دیگران آزادند خیانت کنند؟ حجاب هم یک مسئله شخصی نیست، و قطعا در دیگران تأثیر دارد، همانطور که قرآن کریم تصریح می فرماید این حریم مایه پاکی قلوب مردان و زنان است:«ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِن‏»؛ اين كار(ارتباط از ورای حجاب) براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است‏.(10)

نکته سوم:
علاوه بر گناهان اجتماعی که در نکته پیشین ضرورت پرهیز از آن در جامعه اشاره شد، گناهان فردی هم وقتی به عرصه اجتماع آورده شوند دیگر فردی تلقی نخواهند شد، و حکومت حق دارد که مردم را به رعایت آنها الزام کند، به عنوان مثال روزه گرفتن یک عبادت شخصی است و هر کسی خواست می تواند نگیرد و مواخذه هم نمیشود، اگر کسی روزه نگرفت باید قضای آن را به جا آورد و کفاره نیز بپردازد، اما اگر کسی روزه خواری را به جامعه آورد اینجا دیگر چنین رفتاری از نگاه اسلام یک مسئله شخصی نیست، و لذا اسلام به مجازات چنین شخصی حکم کرده است.

حجاب هم علاوه بر اینکه همانطور که در نکته پیشین گذشت آثار اجتماعی دارد، اصلا خود زیر پا گذاشتن آن در جامعه یک جرم اجتماعی تلقی میشود، بله اگر خانمی در خانه خودش به هر دلیلی نخواست جلوی مهمانانش حجاب داشته باشد به خودش مربوط است و خدای خودش، اما اگر این بی حجابی را به جامعه آورد اینجا دیگر این جرم، یک جرم شخصی نیست، یک جرم اجتماعی است و حکومت حق دارد در این مسئله دخالت کند.

نکته چهارم:
نکته دیگر این که بدون شک حکومت می تواند برای امنیت شهروندان اموری را الزام، یا ممنوع کند، به عنوان مثال بستن کمربند ایمنی را برای شهروندان الزام کرده و در برابر ترک آن توبیخ کند. از طرف دیگر پوشش نقش بی بدیلی در امنیت زنان دارد، عمده آنچه که موجب بالا رفتن آمار قتل و تجاوز علیه زنان میشود، تحریک مردان است که از طریق بینایی انجام گرفته است، و این به روشنی در اعتراف های کسانی که دست به چنین اقدام هایی زده اند دیده میشود.

این مسئله حتی در آمارها نیز خود را به روشنی نشان می دهد، به گونه ای که در کشوری چون سوئد که به لحاظ سطح رفاهیات عمومی جزء کشورهای برتر دنیاست، اما می بینیم به لحاظ آمار تجاوز به زنان نیز جزء ده کشور بالاترین میزان این جرم است. بنابراین فارغ از حکم شرع، طبق حکم عقل نیز یک حکومت حق دارد برای پیشگیری از وقوع چنین جرائمی، و برای حفظ امنیت زنان چنین قوانینی را الزام کند.

علاوه بر آنکه آزاد گذاشتن پوشش در ایران عواقب به مراتب بدتری را به ارمغان خواهد آورد، چرا که به لحاظ منطقی یا باید نگاه و روابط هر دو آزاد باشد، یا هر دو در چارچوب، اینکه ما نگاه را آزاد کنیم اما بعد بخواهیم روابط را در چارچوب نگه داریم نشدنی است، و نه تنها خود غربی ها، بلکه هیچ انسانی که توجه داشته باشد چنین نسخه ای را نخواهد پذیرفت.آنچه در غرب به عنوان دریچه ای برای ارضاء وجود دارد آزادی روابط و خارج از چارچوب است، اما در جامعه ای که به خاطر فرهنگ عمومی و دینی که بر جامعه حاکم است، مردم زیر بار روابط آزاد و خارج از چارچوب نمیروند، آزاد گذاردن پوشش جز فاجعه، ثمره ای نخواهد داشت.

این مباحث شوخی نیست، شما اعترفات قاتل ستایش قریشی را ببینید، یک پسر 16، 17 ساله که در مدرسه جایزه اخلاق گرفته به خاطر تحریک شدن از طریق دیدن تصاویر مبتذل اقدام به تجاوز و قتل یک دختر خردسال می کند! این نشان میدهد که برای سلامت و امنیت زنان در جامعه باید رفتارهای تحریک آمیز رابه حداقل رساند، نه اینکه تحریک شدن را آزاد گذاشت و مجرمین را مجازات کرد. علاوه بر آثار سوء دیگری که این مسئله دارد، چون فروپاشی خانواده، بالا رفتن آمار بچه های طلاق، و تربیت ناصحیح آنها که در نسل های بعد اثر خود را نشان خواهد داد.

نکته پنجم:
آنچه که علاوه بر نکات پیشینی میتوان به آن اشاره کرد این است که اصلا دخالت در پوشش مردم از سوی حکومت مسئله ای است که هیچ کسی منکر آن نیست؛ براستی اگر حکومت حق ندارد در خصوص پوشش دیگران دخالت کند، پس طبیعتا اگر کسی کاملا لخت به خیابان بیاید هم نباید دخالت کند! آیا کسی این را می پذیرد؟ حتی در غرب هم این پذیرفتنی نیست! در حکومت معصومین هم قطعا چنین چیزی پذیرفته نمیشد؛ پس هیچ کسی در اینکه حکومت حق دارد در اصل پوشش دیگران دخالت کند حرفی ندارد، نهایتا اختلاف در محدوده پوششی است که حکومت می تواند دخالت کند، نه در اصل آن! و از آنجا که اسلام محدوده تعیین نموده حکومت اسلامی هم در این مسئله باید به همان محدوده پایبند باشد.

نکته ششم:
اما در خصوص اینکه چرا حجاب برای کنیزان لازم نیست، ببینید کنیزان زنانی بوده اند که در خانه ها به خدمت گرفته میشدند و طبیعتا جایگاه اجتماعی و نوع پوشش آنها به خاطر وظایفشان به گونه ای بوده که معمولا کسی نگاه حرام به آنها نداشته است، همانطور که شهید مطهری(ره) به این مسئله اشاره داشته اند(11)
به نظر می رسد آنچه که مانعی برای درک درست مسئله میشود تفاوت و تخالف عُرف زمان برده داری با زمان ما است، ما واقعا نمیتوانیم کنیز را و نوع نگاه مردم با آن را تصور کنیم، ذهنمان مستقیم میرود سراغ خدمتکار و مانند آن در حالی که واقعا این دو خیلی با هم تفاوت دارند!

خدمتکار یک زن است که همسر دارد و باید جاذبه های جنسی خود را برای همسرش حفظ کند، به دنبال ارتقاء جایگاه خودش است، اما کنیز متعلق به شخص دیگری است، چه در خانه کار کند و چه در بیرون از خانه، درآمدش متعلق به مالک است؛ دید مردم هم به او متفاوت است، ما نمونه این نگاه را در ماجرای زلیخا و یوسف می بینیم که زلیخا به خاطر دلبستگی به برده اش از جانب زنان مصری مورد تمسخر قرار گرفت، این نوع نگاه زنان مصری خیلی قرینه خوب و مهمی است، به خوبی نشان دهنده این تفاوت نوع نگاه در آن جوامع پیشین است؛ در حالی که این مسئله امروزه برای ما قابل درک و هضم نیست، به همین خاطر من معتقدم استبعادی که در این مسئله وجود دارد به خاطر این است که ما نمی توانیم درست، جایگاه و فعالیت و شرایط کنیزان را تصور کنیم.

نکته دیگر اینکه عدم وجوب حجاب یک حکم اولیه است، یعنی همانطور که در نکته پیشین گذشت به خاطر نوع زندگی کنیزان و نگاه دیگران به آنها بوده است، پس اگر به خاطر تغییر شرایط جامعه یا شرایط خاص شخص نگاه کننده این نگاه مفسده آفرین باشد طبیعتا باید پوشش رعایت شود، همانطور که پوشش صورت برای خانم ها واجب نیست اما مراجع تقلید فرموده اند اگر زنی احساس کرد که نامحرمی با قصد لذت جویی به صورت او نگاه حرام میکند باید صورتش را بپوشاند.(12)

و نیز در روایتی از حضرت صادق(ع) نقل شده است:
«لَا يَحِلُّ لِلْمَرْأَةِ أَنْ يَنْظُرَ عَبْدُهَا إِلَى شَيْ‏ءٍ مِنْ جَسَدِهَا إِلَّا إِلَى شَعْرِهَا غَيْرَ مُتَعَمِّدٍ لِذَلِك‏»؛ برای زن جایز نیست که برده اش به بدن او نگاه کند مگر موی او به شرط آنکه نگاه با قصد نباشد. (13)

در این روایت هم اینکه زنی جلوی برده اش موی خود را نپوشاند مشروط بر این دانسته شده که نگاه برده، یک نگاه عادی باشد، در غیر این صورت زن باید موی سرش را بپوشاند. بنابراین آزاد بودن حجاب کنیزان به این معنا نیست که اسلام زمینه نگاه حرام و مفسده را باز گذاشته باشد، بلکه چون این مسئله یعنی نگاه حرام نسبت به کنیزان احتمالش بسیار کمتر است، اسلام نیز تشخیص این امر را بر عهده کنیز گذاشته که اگر این وصف مفسده انگیز وجود داشت و کسی به او نگاه حرام میکرد خودش را بپیوشاند.

به عبارت دیگرعلت اینکه پوشاندن این اعضاء واجب نیست به این خاطر نیست که اسلام معتقد است نگاه لذت جویانه به موهای کنیز مهم نیست! بلکه از این باب است که کمتر تحریک کننده هستند. حال زن آزاد اگر دید کسی به صورتش از روی قصد لذت نگاه می کند باید آن را بپوشاند، یعنی ملاک این حکم، ممانعت از یک لذت جویی حرام است، که این ممانعت از طریق پوشاندن عضوی است که پوشاندنش قبلا واجب نبوده، حالا همین مسئله با همین ملاک و معیار دقیقا در مورد یک کنیز اتفاق افتاده و دارد یک لذت جویی حرام اتفاق می افتد، خب طبیعتا حکم اسلام ملاک و معیارش روشن است.


پی نوشته ها:
1. نساء:136/4.
2. آل عمران:130/3.
3. مائده:90/5.
4. انفال:27/8.
5. نساء:29/4.
6. نساء:19/4.
7. آل عمران:102/3.
8. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج2، ص412
9. انفال:27/8.
10. احزاب:53/33.
11. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، نشر صدرا، تهران، ج19، ص489.
12. http://www.pasokhgoo.ir/node/92792
13. الکافی، ج5، ص531

http://www.askdin.com/showthread.php?t=64933&p=1017444&viewfull=1#post10...