چرا اعتراف به گناه در دین ما مجاز نیست؟

پرسش:

چرا اعتراف به گناه در دین و آیین ما مجاز نیست؟ گاهی وقتها انسان برای تخلیه عذاب وجدانش باید خودش را خالی کند ، چرا این کار حرام است؟
 


پاسخ:

اعتراف به گناه و خطا در برابر کسی که حق او به وسیله این گناه تضییع شده است نه تنها اشکالی ندارد بلکه از شرایط توبه از آن گناه است. در حقیقت چنین اعترافی است که میتواند فرد را تخلیه کند و عذاب وجدان او را کاهش دهد. اما اعتراف به گناه در برابر افرادی که از گناه فرد خبر ندارند و رضایت آنها هم تاثیری در آمرزش آن گناه ندارد نتیجه ای جز رفتن آبروی فرد ندارد.

با توجه به این مطلب میتوان اعتراف به گناه را دارای سه قسم دانست:

اعتراف به گناه در برابر خداوند متعال

امام باقر(علیه السلام) میفرماید:
«لَا وَ اللَّهِ مَا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ النَّاسِ إِلَّا خَصْلَتَيْنِ أَنْ يُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ‏ فَيَزِيدَهُمْ‏ وَ بِالذُّنُوبِ فَيَغْفِرَهَا لَهُم‏؛ به خدا قسم، خداوند از مردم دو چيز خواسته است: يكى اين كه اقرار به‏ نعمتهاى الهى كنند تا بيفزايد، و ديگر اينكه اقرار به گناهان كنند تا بيامرزد.»(1)

در دعای کمیل نیز آمده است:
«وَ قَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي مُعْتَذِراً نَادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلًا مُسْتَغْفِراً مُنِيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفا؛ و اينك اى معبود من در حالى بدرگاهت آمده‏ ام كه در باره ‏ات كوتاهى كرده ‏ام، و بر خود زياده روى نموده و عذرخواه و پشيمان و دل شكسته و پوزش جو و آمرزش طلب و بازگشت كنان و به گناه خويش اقرار و اذعان و اعتراف دارم‏».(2)


اعتراف به گناه در برابر فردی که حق او در گناه ضایع شده است

در مواردی که توبه از حق الناس مستلزم حلالیت طلبیدن از صاحب حق باشد و در حلالیت طلبیدن مفسده بزرگتری وجود نداشته باشد باید به خطای خود در نزد او اعتراف کند و عذرخواهی نماید.


اعتراف به گناه در برابر افراد دیگر

امام رضا(علیه السلام) میفرمایند:
«الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعِينَ حَسَنَةً وَ الْمُذِيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّيِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ؛ نهان داشتن حسنه برابر هفتاد حسنه است و فاش ‏كننده گناه مخذول(خوار) است و نهان ‏كننده آن آمرزيده است.»(3)

پی نوشت ها:
1. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج‏2، ص426.
2. طوسی، محمد بن الحسن(460 ق)، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت، موسسه فقه الشیعة، ج‏2، ص846.
3. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج‏2، ص428.


http://www.askdin.com/showthread.php?t=65081&p=1019716&viewfull=1#post10...