نماز یا کمک به دیگران

پرسش: 
اگر کسی در راه علم خیلی زحمت بکشه و در آینده به دیگران خیلی کمک بکنه و هدفش فقط خدمت به خلق خدا باشه آدم بسیار خوبی باشه و اخلاق خوبی داشته باشه اما نماز نخونه، خدا در روز قیامت و یا در عالم برزخ به خاطر اینکه نماز نخونده دیگه به کار‌های خوب دیگش نگاه نمی‌‌شه و اون رو عذاب میده؟
 
 
پاسخ:
مسئله بهشت و جهنم یکی از مسائلی است که بین همه انسان‌ها رایج است و انسان را دغدغه‌مند می‌کند که برای معاد و دوزخ نگران باشد. ترک دستورات الهی مانند نماز و انجام کارهای نیک و نسبت آن‌ها با سعادت یا شقاوت و اثر آن‌ها در بهشت و دوزخ نیاز به بررسی همه جانبه دارد که در ادامه در قالب چند نکته به آن‌ها اشاره و به صورت کامل در این مورد بحث می‌کنیم.
 
۱. طبق آموزه‌های دینی ما، پس از اصول اعتقادی (اصول دین)، در مرحله عمل اولین چیزی که موضوعیت دارد نماز است. در تعابیر آمده است که اگر نماز انسان مورد پذیرش واقع شود، دیگر اعمال عبادی هم پذیرفتنی است.(۱) در احکام عبادی نماز دارای آن چنان جایگاهی است که در هیچ حالی ترک آن جایز نیست. مگر در حال بی‌هوشی که آن جا دیگر جای تکلیف نیست. نماز تبلور و نمود خضوع و تسلیم در برابر حق است و شیطان نیز از همین ناحیه ضربه خورده است؛ چرا که در برابر فرمان الهی در برابر سجده... سر تسلیم فرود نیاورد.
از سوی دیگر، نه تنها بی‌نمازان، بلکه حتی افرادی که نماز می‌خوانند، اما در آن سستی می‌ورزند از دایره شفاعت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله خارج‌اند: امام صادق علیه‌السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می‌کند کسی که نماز واجبش را به بعد از وقتش تأخیر بیندازد به شفاعت ما نمی‌رسد.(۲) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هرکس نماز خود را کوچک شمارد و نظرش سبک شمردن نماز باشد، از امّت من نیست و به خدا سوگند هرگز در کنار حوض کوثر بر من وارد نخواهد شد‌».(۳)
 
۲. از سوی دیگر، طبق صریح آیات قرآن هر کسی مقدار ذره‌ای عمل خوب انجام دهد، به پاداش آن رسید و هر مقدار عمل شر و خلاف مرتکب شود، کیفرش را خواهد دید. بدیهی است که طبق این آیات اگر مقدار خیر در ترازوی سنجش برتری داشته باشد، انسان اگرچه بی‌نماز، باید اهل نجات باشد. قرآن کریم می‌فرمایید: «... ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلینَ* إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُون»؛(۴) «پس انسان را به پایین‌ترین درجه باز گرداندیم، مگر کسانی که ایمان آوردند و اعمال نیکو انجام داده‌اند که برای آنان پاداش تمام ناشدنی است». از آن جا که در این آیه تعبیر به اعمال نیکو شده است، یکی از آن اعمال نیکو نماز است، چه بسا اعمال نیکوی دیگری انسان انجام دهد که مستحق پاداش باشد. کافر دست به خیر به اندازه خیری که رسانده، خیر می‌بیند و روایت زیادی این مطلب را تأیید می‌کند، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به «عُدَی» پسر «حاتم طائی» می‌فرماید:«خداوند عالم به دلیل سخاوتی که پدرت داشت عذاب را از او دفع کرد»؛(۵) این در حالی است که «حاتم طائی» قبل از رسالت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله از دنیا رفت، عصر نبوت را درک نکرد و کافر از دنیا رفت. همچنین روایت دیگری می‌گوید:«حضرت موسی علیه‌السلام تصمیم گرفت سامری را به خاطر اینکه مردم را گمراه کرده بود بکشد؛ اما از طرف خداوند متعال وحی شد که موسی! او را نکش، او سخاوتمند است».(۶) این آیات و روایات نشان می‌دهد کارهای خیر هم در دنیا و هم در آخرت برای کافر مفید است، عمل خیر از هر کس سر بزند خداوند متعال پاداشی متناسب با آن به او عطا می‌کند.
 
۳. با بیان این مقدمات، می‌توان گفت: اگر چه نماز آثار و برکات فراوانی دارد که از جمله آن قرب به پروردگار است و انسان بی‌نماز از این لطف و نعمت الهی محروم و بی‌نصیب است و طبق برخی روایات (اگر از روی انکار ترک کند) عذاب و دوزخ هم دارد، اما جایی برای ناامیدی از کارهای خیر و نیک نیست و با توبه و عذرخواهی و جبران نماز‌های قضا یا وصیت به نماز قضا و جبران آن از طرف بازماندگان، گناهکار امکان بخشش دارد. طبق آموزه‌های وحیانی هرگونه کار خیر و انجام کارهای نیک به نیت اموات، به حال آن‌ها مفید و اثربخش است. امام صادق علیه‌السلام فرمود: وقتی مؤمنی مُرد، شش چیز است که پس از مرگ وی به او می‌رسد و ثوابش در نامه عمل او ثبت می‌گردد:
- فرزند صالحی که برای وی طلب آمرزش و استغفار نماید.
- قرآن یا کتابی از او باقی بماند و مورد استفاده دیگران قرار گیرد.
- نهالی بکارد و دیگران از آن نهال بهره‌مند شوند.
- چاهی حفر کند تا مردم از آب آن چاه در آشامیدن یا زراعت بهره ببرند.
- صدقه جاریه: انجام کارهای خیریه‌ای که استفاده از آن تداوم داشته باشد. مثل ساختن مسجد، بیمارستان، راه و جاده، مدرسه و...
- سنّت و روش اخلاق پسندیده‌ای که پس از وی بدان عمل می‌شود؛(۷) در هر حال خیرات باز ماندگان و فرزند صالح و مانند آن اثرهای بسیار مفید و راه گشایی هم می‌تواند داشته باشد. خصوصاً اگر در خصوص حق الناس و حقوق واجب الهی باشد. از این رو در آموزه‌های دینی تأکید شده که برای اموات خیرات انجام شود به آن‌ها بسیار اثربخش و مفید است. «از امام صادق سؤال شد: آیا به میت بعد از مرگش چیزی می‌رسد؟ حضرت فرمود: حج و صدقه و روزه‌ای که به نیابت از او بگیرند».(۸)
 
۴- نکته مهم: اگرچه اعمال خیر و نیکوکاری یک فرد بی‌نماز یا خیرات بازماندگانش می‌تواند دست او را در برزخ و قیامت بگیرد یا عذابش را کاهش دهد، ولی خیلی سخت است که چنین فردی یافت شود چون شیطان فرد بی‌نماز را رها نمی‌کند. ترک نماز، فتح سنگر بزرگی برای شیطان است که او را به طمع می‌اندازد تا در بقیه امور هم انسان را به دره سقوط بکشاند همان طور که روایت این مورد را تأیید می‌کند: «شیطان همواره از انسان مؤمن بیمناک است تا زمانی که نماز‌های پنج گانه را حفاظت و مراقبت می‌کند؛ و هنگامی که حق نماز‌ها را تباه کرد، شیطان نسبت به او جرئت می‌یابد و او را دچار گرفتاری‌های بزرگ می‌کند».(۹)
 
نتیجه:
 در مقام نظریه پردازی نمی‌توان گفت؛ اگر فردی تمام اعمالش نیک باشد و تنها نماز نخواند مستحق دوزخ است یا این که ممنوع الورود به بهشت است زیرا به خاطر خیرات و نیکوکاری خودش و ضریب تأثیر و ماندگاری که کارهای نیکش دارد یا با اعمال خیر بازماندگان یا شفاعت می‌تواند نجات پیدا کند. ولی از این نکته نباید غافل شد که ترک نماز راه را برای شیطان باز می‌کند که کم کم انسان را به گناهان بزرگ‌تر دعوت کند و تضمینی نیست کسی که ترک نماز می‌کند، نیکوکار بماند. ترک عمدی نماز ممکن است کم کم انسان را به گناهان بزرگ‌تر می‌کشاند.
 
منابع بیشتر برای مطالعه:
-حکمت‌ها و اسرار نماز اثر محمدعلی رضایی اصفهانی.
-بهشت وصال، بررسی آثار تربیتی، اجتماعی و فرهنگی نماز اثر حمید وارسته.
-صحت خیرات و صدقات برای اموات اثر یونس ویسی.
 
پی نوشت‌ها:
۱. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ۲۶۸.
۲. ابن بابویه، محمد بن علی‌، أمالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ ش، ص۳۹۹.
۳. کافی، همان، ج۳، ص۲۶۹.
۴. سوره تین، آیه ۵ و ۶.
۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، نشر دارالاحیا التراث العربی، ۱۱۰۳ ق، ج۶۸، ص۳۵۴.
۶. همان، ج۱۳، ص۲۰۸.
۷. عاملی، شیخ حر، وسایل الشیعه، بیروت، نشر دارالحجت، ۱۴۱۲ ق، ج۶، ص۲۹۳.
۸. بحارالانوار، ج۶، ص۲۹۴.
۹. کافی، همان، ج۳، ص۲۶۹.