معنای خناس

پرسش:
معنی لغوی و اصطلاحی کلمه خناس در قران چیست؟
 
پاسخ:
خناس از ریشه «خَنَسَ» است که برای آن معنای مختلفی بیان شده است. انقباض، تأخیر انداختن، کنار رفتن، بازگشتن و پنهان شدن از جمله معانی‌ آن است.(1) در قرآن کریم دو بار از ریشه این واژه یعنی «خنس» استفاده‌ شده است:
 
آیه ۱۵ سوره تکویر«فَلَا أُقْسِمُ بِالخُنَّس؛ سوگند به ستارگانی که بازمی‌گردند.»
آیه ۴ سوره ناس «مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الخْنَّاس؛ از شر وسوسه‌گر پنهان‌کار.»
بسیاری از مفسران معتقدند خناس در آیه چهارم سوره ناس به معنای شیطان است. آنها عنوان کرده‌اند که خناس از اوصاف شیطان است چرا که هر زمان انسان به یاد خدا باشد پنهان می‌شود و هر زمان که انسان از یاد خداوند غافل شد به‌ سرعت باز می‌گردد.(2) در تفسیر المیزان آمده است «خناس به کسی گفته می‌شود که همواره ظاهر می‌شود و سپس مخفی می‌شود. از همین رو با توجه به اینکه شیطان به‌طور مداوم انسان را وسوسه می‌کند و به محضی که انسان به یاد خدا می‌افتد پنهان می‌شود و هر زمان که انسان از یاد خدا غافل شد دوباره برمی‌گردد و انسان را وسوسه می‌کند، برخی منظور از خناس را همان شیطان دانسته‌اند.»(3) برخی مفسران در تفسیر «وسواس الخناس» گفته‌اند که شیطان خناس با کلام خفی به‌ نحوی‌که هیچ صدا و شنیدنی در آن وجود نداشته باشد مقصود و مفهوم خود را به انسان منتقل می‌کند.(4)زمخشری معتقد است که بر اساس آنچه در قرآن کریم مبنی بر امکان شیطان بودن انسان و جن آمده، شیطانی که در این آیه مورد نظر است فقط شیطان جنی نیست؛ بلکه شیطان انسانی و کسی که زیاد وسوسه می‌کند را نیز شامل می‌شود(5) در تفسیر نمونه آمده است که شیطان اهداف خود را با مخفی‌کاری انجام می‌دهد؛ چراکه این مخفی‌کاری باعث می‌شود انسان تصور کند که آنچه می‌خواهد انجام دهد باور و فکر خودش است و کسی به او چیزی را تحمیل نکرده است. به همین دلیل راحت‌تر و سریع‌تر گمراه می‌شود. مخفی‌کاری شیطان باعث تزیین وسوسه‌های او می‌شود. یعنی شیطان با مخفی‌کاری کارهای باطل را در لعابی از حق و دروغ، گناه را در لباس عبادت، و گمراهی را در پوشش هدایت به باور و فکر انسان تبدیل می‌کند(6) برخی معتقدند منظور از وسوسه‌های خناس در سوره ناس ارزش‌های موهوم و ساختگی است که می‌تواند جامعه و ارزش‌های خدایی را از بین ببرد.(7)
پی نوشت ها:
 
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب،‌ بیروت، دارصادر، چاپ چهارم، ۱۴۱۴ق.ج۶، ص۷۱-۷۲
 
طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، تصحیح: ابوالقاسم گرجی، قم، مرکز مدیریت حوزه‌ علمیه قم، ۱۴۱۲ق،ج۲، ص۴۵۰ .
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۱ش،ج۲۰، ص۳۹۷.
طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مصحح احمد حبیب عاملی، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی،ج۱۰، ص۴۳۷.
زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت،‌ دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق،ج۴، ص۸۲۴.
مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش، ج۲۷، ص۴۷۳
عباس‌نژاد، محسن، قرآن، روانشناسی و علوم تربیتی، بنیاد پژوهش‌های قرآنی حوزه و دانشگاه، مشهد، ۱۳۸۴ش،ص 411.